وَ مَا کُنتَ تَرْجُوْا اَنْ یُلْقٰی اِلَیْکَ الْکِتَابُ اِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ فَلَا تَکُوْنَنَّ ظَهِیْرًا لِلْکَافِرِیْنَ a. کوی ملحدی و بت پرستی و آفتاب پرستی و خدای پرستی و سنّتی و بدعتی گردانست گرد جهان هرچند گاهی هر خاکی و هر ولایتی را ملتّی گیرند تا چند هزار بار ولایت بلخ ملحدان را 1 بوده است و گرد کوه سنی و هند و ترک اسلام، و عرب و عجم کفر، اندک آتش بهر جا می افتد و شعله می گیرد، دو حالتست قدرت و عاجزی هرگاه وقت قدرت خدمت کردی از عاجزی باک مدار وظایف خدمتکاری بتو رسانند اگرچه خاک شوی همان ثواب بنویسند فَلَهُمْ اجْرٌ غَیْرُ مَمْنُوْنٍ b همّت و عزم همچون بیخ و دانه است گاه قدرت از گوشت و پوست سر بر زند و شاخ و برگ و میوه برون آرد از تسبیح و تهلیل، بدان جهان این درخت طاعت را بشکافند از وی درختهای با نعمت بهشت بیرون آرند و وقت عاجزی آن بیخ همّت همان سوی بهشت شاخ و برگ برون آرد، از دم عیسی از گل مرغ گردانیدند از دم تسبیح تو مرغان علیّین آفرینند یا مستغفری تو در بهشت بر سر درختان مونس و قوّال و مغنّی و مترنّم بود ترا و یا بسبب دم تسبیح تو گرد وجود ترا بعد از مرگ مرغی گردانند بوقت حشر هرچند بزرگ داشت در آن تسبیح مر ترا بیش آن مرغ تو رنگینتر و فرمانبردارتر بود از آنک دم تست و درختان بهشت فرمانبردارتر شوند از آنک فعل تست که شجرۀ طاعت تست و حور مسخّر تو شود از آنک هوا و آرزو جوی تست و خمر بهشت مسخّر تست از آنک
