p.177
بیایی تا بنظاره شویم ایشان را بینند در جامهای سندس سبز و بر پیشانیهایشان نوشته که « المتحابون فی الله ».
پیر طریقت
گفت : الهی! عنایت تو کوه است و فضل تو دریاست کوه کی فرسود و دریا کی کاست؟
عنایت تو کی جست و فضل تو کی وا خواست؟
پس شادی بکیست که دوست یکتاست.
«
وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من تحتها الانهار
.... » الایة ــ آن بهشت که رب العزة وعده داد نه یک بهشت است که بهشتها است، نه یک درجه است که درجهها است ، بعضی برتر و بعضی فروتر، از آنکه مؤمنان و دوستان نیز بر تفاوتاند در ایمان و معرفت، و شک نیست که مقام معرفت اولیاء برتر است از مقام معرفت عامهٴ، مؤمنان و مقام شهیدان برتر از مقام اولیاء، و مقام صدیقان برتر از مقام شهیدان، و مقام انبیا برتر از مقام صدیقان، و مقام پیغامبران مرسل برتر از دیگر پیعامبران، و اولوا العزم برتر از اینان و
مصطفی
محمد
برتر از همگان، پس نهایت درجهٴ عامهٴ مؤمنان، بدایت درجهٴ اولیاست و درجهٴ معرفت
مصطفی
را نهایت پیدا نیست و جز حق جل جلاله کس نهایت درجات و مقامات
مصطفی
نداند و در ازل درجات و مقامات ارواح ایشان هم برین مراتب بود و اندر روز میثاق همین و فردا در قیامت و در بهشت و درجات و اسرار و صحبت حق جل جلاله همین.
بو یزید بسطامی
را پرسیدند بچه رسیدی باین مقام؟
گفت : به تنی برهنه و شکمی گرسنه و دلی پر درد و جانی پر حسرت.
گفتند روا باشد که کسی بی آنکه متابعت سلوک طریقت کند او را این مقام حاصل شود؟ گفت روا بود اما فتوحه علی قدر سفره، فتوح وی باندازهٴ سفر وی بود و نوالهٴ وی بقدر حوصلهٴ وی.
واسطی
را از درجهٴ ایمان پرسیدند، گفت : مرد را در گبرگی چهل سال بباید دوید تا حقیقت جمال ایمان بداند و سر این معنی آنست که چنانکه انبیاء را (ع) پیش از چهل سال وحی ممکن نیست، روندگان راه را چهل سال جان ودل در باید باخت تا بحقیقت ایمان رسند چون بحقیقت ایمان رسیدند ایشانرا امروز آن بهشتی باشد نقد و فردا جنات عدن بود، امروز بهشت وصل، فردا بهشت فضل، امروز بهشت