p.198
بملاقات دل با حق و معارضهٴ سر با غیب و مشاهدهٴ جان در
منزل
عیان و حث کردن است بر اخلاص عمل و قصر امل و وفا کردن بپذیرفتهٴ روز اول آنگه که این تقریر میرفت : «
الست بر بکم قالوا بلی
».
قوله : «
ولا علی الذین اذا ما اتوک لتحملهم
» نمی خواستند که از صحبت و مشاهدهٴ
رسول خدا
باز مانند و از درویشی و بی کامی ساز رفتن نداشتند، آمدند و از سر سوز و نیاز سؤال کردند، چون مقصود بر نیامد، وقت را اندوهگن و حزین بر گشتند و گریستن در گرفتند،
مصطفی
ص
گفت : « ما من عین الاوهی با کیة یوم القیمة الا اربعة اعین، عین فقئت فی سبیل الله و عین غضت عن محارم الله و عین باتت ساهرة ساجدة لله و عین بکت من خشیة الله ».
پیر طریقت گفت
: آه از روز بتری، فریاد از درد وا ماندگی، الهی، چه سوز است این که از بیم فوت تو در جان ما، در عالم کس نیست که بیخشاید بروز زمان ما.
الهی! دلی دارم پر درد و جانی پر زحیر، عزیز دو گیتی، این بیچاره را چه تدبیر.
|
قال لی من احب و البین قد جد
|
|
و دمعی موافق لشهیقی
|
|
ماتری فی الطریق تصنع بعدی
|
|
قلت ابکی علیک طول الطریق
|
چندان بزاریدند و اشک از دیده فرو باریدند که آن حزن و آن اندوه بدرگاه نبوت، ایشانرا وسیلتی گشت،
مصطفی
ص
ایشان را باز دید گفت : « تأهبوا للخروج ».
گفتند یا
رسول الله
آن چه بود و این چیست گفت : « لست احملکم انا و انما حاملکم الله » یقول الله تعالی : « و حملناکم
فی البر و البحر
» لما تمحضت قلوبهم للتعلق بالله و بکت عیونهم علی ما عجز و اعن اداء حق الله، تدارک الله احوالهم فامر
رسوله
(ص)
ان یحملهم، بذلک جرت سنته سبحانه فقال : «
و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا
».
قوله : «
و من الاعراب من یتخذ ما ینفق مغرما و یتربص بکم الدوائر
... » الایة.
اندیشهٴ ناراست و خبث اعتقاد و همت بدو مکر نهان ایشان بنگر،که چه فرو آورد بسر ایشان.
چشم بر روز بد مسلمانان نهادند تا خود بروز بد رسیدند، محنت و نقمت مسلمانان خواستند و خود همه محنت و نقمت دیدند. اینست حکم خداوند جل جلاله : «
لا یحیق المکر السیئ الا باهله
».
و لقد قیل فی المثل : اذا حفرت لاخیک