Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
9 التوبة يازدهم 4

p.197

قوله تعالی : « و جاء المعذرون من الاعراب .... » الایة ــ دو گروه بغزاء تبوک نرفتند : گروهی منافقان و گروهی مؤمنان اما منافقان ظاهر بخلاف باطن نهادند رب العالمین گفت : « قل لا تعتذروا لن نؤمن لکم » گوی عذر دروغ منهید و بهانهٴ باطل میارید که از شما راستی نیاید. آنکس که در ازل کژ آفریدند راست کی گوید؟. حبلی گسسته چه بار کشد، چراغی کشته چه روشنائی دهد، صریع القدرة لاینعشه الجهد و الحیلة. دیگر گروه مؤمنان‌اند، عنایتیان حضرت و برداشتگان لطف رب العالمین، ایشانرا خود با عذر دادن نگذاشت ایشان را نیابت بداشت و عذر بنهاد که « لیس علی الضعفاء » برین ضعیفان پیران فرو ریخته و درویشان شکسته، هیچ حرج نیست و نشستن ایشان بعذر ناتوانی، آنرا تبعه‌یی یا تبعتی نیست، اعتقاد ایشان آنست که اگر قدرت بودی ایشانرا و ساز و توان بیرون شدن بصحبت رسول ، آنرا غنیمت شمردندید و بذل جان در سبیل خدا برایشان آسان بودید، رب العالمین آن اعتقاد و صفاء دل ایشان بپسندید و بر ضعف و عجز ایشان رحمت کرد و ایشانرا عذر بنهاد اما بشرط آنکه نصیحت و نیک خواهی باز نگیرد خدایرا و رسول را. نصیحت مر خدایرا آنست که در وی براستی و پاکی سخن گوئی و از هر چه ناسزاست او را مقدس و منزه دانی. و در راه معاملت باندازهٴ طاقت، از روی تعظیم، او را عبادت کنی و خلق را به دین وی ارشاد کنی و آلاء و نعماء وی بیاد ایشان دهی، چنان که میگوید، جل جلاله : « و ذکرهم بایام الله » و نصیحت رسول خدای ص آنست که مر او را بدل دوست داری و طاعت وی فرض دانی و بگفتار و کردار و مال، نصرت دین وی کنی و صحابه و اهل بیت وی دوست داری و سنت وی بطلب زنده گردانی، مصطفی ص گفت : « من احیا سنتی فقد احبنی و من احبنی کان معی فی الجنة ».

قوله : « ما علی المحسنین من سبیل ... » ــ بر محسنان از لائمه و عتاب هیچ راهی نماند، که احسان ایشان، راه هر عتابی بایشان فرو بست، احسان چیست، مصطفی ص گفت : (ان تعبد الله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک) این حدیث اشارتست


p.198

بملاقات دل با حق و معارضهٴ سر با غیب و مشاهدهٴ جان در منزل عیان و حث کردن است بر اخلاص عمل و قصر امل و وفا کردن بپذیرفتهٴ روز اول آنگه که این تقریر میرفت : « الست بر بکم قالوا بلی ».

قوله : « ولا علی الذین اذا ما اتوک لتحملهم » نمی خواستند که از صحبت و مشاهدهٴ رسول خدا باز مانند و از درویشی و بی کامی ساز رفتن نداشتند، آمدند و از سر سوز و نیاز سؤال کردند، چون مقصود بر نیامد، وقت را اندوهگن و حزین بر گشتند و گریستن در گرفتند، مصطفی ص گفت : « ما من عین الاوهی با کیة یوم القیمة الا اربعة اعین، عین فقئت فی سبیل الله و عین غضت عن محارم الله و عین باتت ساهرة ساجدة لله و عین بکت من خشیة الله ».

پیر طریقت گفت : آه از روز بتری، فریاد از درد وا ماندگی، الهی، چه سوز است این که از بیم فوت تو در جان ما، در عالم کس نیست که بیخشاید بروز زمان ما. الهی! دلی دارم پر درد و جانی پر زحیر، عزیز دو گیتی، این بیچاره را چه تدبیر.

قال لی من احب و البین قد جد
و دمعی موافق لشهیقی
ماتری فی الطریق تصنع بعدی
قلت ابکی علیک طول الطریق

چندان بزاریدند و اشک از دیده فرو باریدند که آن حزن و آن اندوه بدرگاه نبوت، ایشانرا وسیلتی گشت، مصطفی ص ایشان را باز دید گفت : « تأهبوا للخروج ». گفتند یا رسول الله آن چه بود و این چیست گفت : « لست احملکم انا و انما حاملکم الله » یقول الله تعالی : « و حملناکم فی البر و البحر » لما تمحضت قلوبهم للتعلق بالله و بکت عیونهم علی ما عجز و اعن اداء حق الله، تدارک الله احوالهم فامر رسوله (ص) ان یحملهم، بذلک جرت سنته سبحانه فقال : « و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا ».

قوله : « و من الاعراب من یتخذ ما ینفق مغرما و یتربص بکم الدوائر ... » الایة. اندیشهٴ ناراست و خبث اعتقاد و همت بدو مکر نهان ایشان بنگر،که چه فرو آورد بسر ایشان. چشم بر روز بد مسلمانان نهادند تا خود بروز بد رسیدند، محنت و نقمت مسلمانان خواستند و خود همه محنت و نقمت دیدند. اینست حکم خداوند جل جلاله : « لا یحیق المکر السیئ الا باهله ». و لقد قیل فی المثل : اذا حفرت لاخیک


p.199

فوسع فربمایکون ذلک مقیلک و یقال : من نظر الی و رائه توقف فی کثیر من تدبیره و رایه.

قوله : « و من الاعراب من یؤمن بالله و الیوم الاخر » الی قوله « سید خلهم الله فی رحمته » طاعات و اعمال ایشان بر شمرد و آنرا بپسندید اما نجات ایشان در رحمت خود بست نه در اعمال ایشان، همانست که مصطفی ص گفت : ما منکم من احد ینجیه عمله، قالوا : و لا انت یا رسول الله ؟ قال : و لا انا الا ان یتغمدنی الله بفضل منه و رحمته. پس چون ایشانرا از دوزخ نجات دهد، و بفضل خود در بهشت آرد، برایشان نواختی دیگر نهد و نعمتی دیگر افزاید که بعضی تنعم و ناز و نعیم بهشت در مقابل آن اعمال نهد و بنده را در آن شاد گرداند گوید « کلوا و اشربوا هنیئا بما اسلفتم فی الایام الخالیة ، جزاء بما کانوا یعملون ، هل جزاء الاحسان الا الاحسان »، و کل ذلک من نعمته علیهم و توفیقه ایاهم، سبحانه ما ارأفه بعباده : « و الله رؤف بالعباد ».


p.198
قرآن مجید، اسراء 70: وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ.