p.231
باعدم و حقیقت صافی شده منیّ عاریت کشته :
|
آشوب جهان همه حدیث من و تو
|
|
بگذار مرا همه جهان گلشن تو
|
«
التائبون العابدون
.. » صفت مؤمنان است و سیرت آشنایان و آئین دوستان.
پسینان این گیتی پیشوایان آن گیتی، گواهان انبیاء و شفعاءِ خلق، سادات دنیا و دوست داران دین، و دوست داشتگان حقّ، طبقات ایشان درین آیت بنظام پسندیده یاد کرد و ایشان را بر آن ستوده و بدان گواهی داده و ابتدا که کرد بدون ترین ایشان کرد.
نخست فروتران را یاد کرد : تائبان و از گنه باز گشتگان، تا خجل نمانند دل گیرند و امید تازه دارند، گفت :
«
التائبون
»، از گناه باز گشتگاناند، عذر دهان و پشیماناناند.
«
العابدون
» پرستگارانند امر گزاراناند خدمت ورزاناند.
«
الحامدون
» ستایندگان آزادی کنندگاناند، ثنا گویاناند.
«
السائحون
» حاجیاناند روزه داراناند علم جویاناند.
«
الراکعون
» متواضعاناند خدمتکاراناند در فرمان برداری به پیری رسیدگاناند.
«
الساجدون
» نمازکنندگاناند. متضرعاناند. جلال مرا روی بر خاک نهندگاناند.
«
الآمرون بالمعروف
» خلق را بدین فرمایندگاناند.
مؤذّنان و باطاعت خوانندگاناند.
متناصحان و یکدیگر را پند دهندگاناند.
«
و النّاهون عن المنکر
» سلطانان دادگراناند مذکّران و خلق از شر فرود آرندگاناند. و بجان و دل آنرا پذیرندگاناند.
«
و بشّر المؤمنین
» بشارت ده مؤمنانرا که هر چه از ایشان تقصیر است بی نیازی من برابر آنست و هر چه از ایشان ناپسند است مهربانی من بر سر آنست و هر چه رهی را امید است فضل من برتر از آنست.
بشارت ده مؤمنانرا که چون ایشانرا میگزیدم عیب می دیدم، نپسندیدم تا بیشر بنهانها وا رسیدم، رهی را به بی نیازی خود چنانکه بود خریدم.
قال
ابن عطاء
: لاتصح العبادة الابالتوبة و لا التوبة الابالحمد علی ما وقعت علیه من طریق التوبة، و لایصح الحمد الابمداومة السیاحة و الریاضة، ولاهذه المقامات و المقدمات