Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
10 يونس يازدهم 4

p.267

قوله تعالی : « ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات یهدیهم ربهم » ... الآیة. از روی اشارت بر ذوق اهل معرفت ، این آیت رمزی دیگر دارد. میگوید ــ مؤمنان و نیک مردان بحقیقت ایشان‌اند که احدیت ایشانرا بنعمت کرم در قباب غیرت بدارد، و بحسن عنایت پرورد، بمعرفت خودشان راه دهد، و بصحبت خود نزدیک گرداند، تا او را یگانه شوند و از غیر او بیگانه شوند. پیر طریقت گفت توحید نه همه آنست که او را یگانه دانی توحید حقیقی آنست که او را یگانه باشی وز غیر او بیگانه باشی، بدایت عنایت آنست که ایشانرا قصدی دهد غیبی تا ایشان را از جهان باز برد (۱) چون فرد شود آنگه وصال فرد را بشاید.

جویندهٴ تو هم چو تو فردی باید
آزاد ز هر علت و دردی باید.

آن مرد غواص تا دل از ملک جان بر ندارد روا نبود که دست طلب او به مروارید مراد رسد پس چه گوئی کسی که در طلب جلال و جمال او قصد نجات اعظم کند تا دست از مهر جان نشوید، بوصال قرب جانان چون رسد؟ درویشی در مجلس موسی کلیم (ع) نعرهٴ بر کشید موسی از سر تندی بانگ بروی زد، در حال، جبرئیل آمد


p.268

که یا موسی الله میگوید در مجلس تو صاحب درد و خداوند دل همان یک مرد بود که از بهر ما بمجلس تو حاضر آمد، تو بانگ بر وی زدی هر چند عزیزی و کلیمی اما سری که ما در زیر گلیم سیاه نهاده‌ایم تو نبینی، آن اشتیاق جمال ما باشد که دوستان را در تواجد آرد، تقاضای جمال ما بود که دلهاشان در عالم خوف و رجا و قبض و بسط کشد. « و الله یقبض ویبسط ». هر دیده که از دنیا پر شد، صفت عقبی در وی نگنجد. و هر دیده که صفات عقبی در وی قرار گرفت، از جلال قرب ما و عز وصال ما بیخبر بود، نه دنیا و نه عقبی بلکه وصال مولی. آه کجاست همتی که (١) از دنیا کجاست مرادی مه از عقبی اشتیاقی بدیدار مولی کجاست صاحب دولتی تا از جاه بشریت خود بر آئیم و دست در فتراک آن صاحب دولت زنیم بو که روزی بمراد رسیم.

گر ز چاه جاه خواهی تا برائی مردوار
چنگ در زنجیر گوهردار عنبر بار زن

« یهدیهم ربهم بایمانهم » باش تا فردای قیامت که دوستان بنور معرفت بر مرکب طاعت فرا بساط انبساط روند و در مقام شهود بنازند، گروه گروه و جوق جوق، چنانکه الله گفت : « نحشر المتقین الی الرحمن وفدا » و در هر منزل که پیش آید جوقی فریشتگان بحکم فرمان، بسلام می آیند و بناز و نعیم جاودان بشارت می دهند. اینست که گفت : « و تحیتهم فیها سلام » و عاصیان امت احمد در آن صحراء محشر و مقام رستاخیز، بعرض‌گاه حساب باز داشته، سابقان بنور طاعت از پیش رفته و عاصیان بگران باری معصیت تنها مانده، آخر رحمت الله ایشانرا دست گیرد، و بر تنهائی و در ماندگی ایشان ببخشاید، بندای کرامت گوید : عبادی چون این خطاب عزت و ندای کرامت بنعت رحمت بگوش ایشان رسد، جان ایشان بیاساید و روح و ریحان در دل ایشان گشاید، گوید : عبادی، « ان اصحاب الجنة الیوم فی شغل فاکهون » لایتفرغون الیکم و اصحاب النار من شدة العقاب لایرقون لکم، معاشر المساکین سلام علیکم کیف انتم ان کان اشکالکم و اصحابکم سبقوکم و احد منهم لایهدیکم فانا اهدیکم. ان عاملناکم بما تستوجبون فاین الکرم.

نحن اذا فی الجفاء مثلهم
اذا هجرناهم کما هجروا

چون رأفت و رحمت حق بایشان رسد وحشت و معصیت بآب رحمت از ایشان


p.269

فرو شوید و آفتاب رعایت از برج عنایت بتابد، ایشان بنعت افتخار در حالت انکسار بر درگاه ذوالجلال خوش بزارند، و از شادی بگریند، تا رب العزة آن گریستن و زاریدن از ایشان بپسندد و درد دل ایشانرا مرهم نهد و زبان ایشان بثنای خود بگشاید، و بقدر طاقت بندگی خدایرا ثنا گویند، و حمد و ستایش کنند، اینست که رب العالمین گفت : « و آخر دعویهم ان الحمدلله رب العالمین » آخر سخن ایشان این بود که « الحمد لله رب العالمین » که شماتت دشمنان و کافران بما نرسید، و فضل و رحمت خدای بما در رسید.

ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنةلله که بمقصود رسیدیم

« و اذا مس الانسان الضردعانا » ... الآیة. دعاء کلید رحمت است و گواه عبودیت و پیوستن را وسیلت. هر کس که در دعاء بر وی گشادند در اجابت هم بروی گشادند که میگوید جل جلاله : « ادعونی استجب لکم » دعاء پیرایهٴ پیوستگانست و مایهٴ دست گرفتگان و حلقه در حق بدست جویندگان، مصطفی ص گفت : الدعاء سلاح المؤمن و عماد الدین و نور السموات و الارض. هر که بکاری درماند یا او را نکبتی رسد دست در دعا و تضرع زند، دست اعتماد بضمان الله زد و دست نیاز ببر وی زد، یقول الله تعالی : « فلولا اذ جاءهم بأسنا تضرعوا » و شرط آنست که بوقت دعاء آواز نرم دهد و خاطر از حرمت و استکانت پر کند و باجابت، یقین باشد که مصطفی ص گفت : « ادعوا الله و انتم موقنون بالاجابة و اعلموا ان الله لا یستجیب دعاء من له قلب غافل لاه » و بدانکه دعا کردن و حاجت و نیاز بدرگاه بی نیاز برداشتن اهل شریعت را مقامی جلیل است، عین عبادتست و رسیدن را ببهشت نیک وسیلت است. اما حال عارفان حالی دیگر است و طریق ایشان طریقی دیگر. جنید روزی در اثناء مناجات گفت : « اللهم اسقنی » ندائی شنید که : تدخل بینی و بینک. یا جنید میان من و تو می درائی یعنی که ما خود دانیم سزای هر بنده‌ای، و شناسیم قصد هر جوینده‌ای، جنید گفت : بعد از آن روزگاری تحسر خوردم وزان گفت، استغفار کردم.

قوله : « و لقد اهلکنا القرون من قبلکم لما ظلموا » ای ــ تکبروا وتجبروا و لم یخضعوا بقول الحق. ای بسا خواجگان خویشتن پرستان ازین جهان داران و ستمکاران


p.270

که با کام و نام بودند با خانهای پرنقش و پرنگار بودند، و بر پشت مرکبهای رهوار سوار بودند، ردای تکبر بر دوش گرقته و فرعون وار ندای جباری بر خویشتن زده، چون شرع را مکابر شدند و از حق سر وا زدند و نبوت انبیا و آیات و معجزات همه بازی شمردند، دمار از ایشان بر آوردند، و تخت و کلاه ایشان نگونسار کردند، و بساط کبر ایشان در نوشتند، نه خود زنده نه نام و نشان ایشان در دیار و اقطار مانده، « هل تحس منهم من احد او تسمع لهم رکزا » آری سرانجام ظلم همین است، و خبر مصطفی ص گواه اینست : « لو کان الظلم بیتا فی الجنه لسلط الله علیه الخراب ».

قوله « ثم جعلنا کم خلائف فی الارض من بعدهم » ان اعتبرتم بهم نجوتم و ان لم تعتبروا احللنا بکم من العقوبة مایعتبر بکم فان من لم یعتبر بمن سبقه اعتبر به من لحقه و من لم یعتبر بما سمعه اعتبر به من تبعه.


p.267
(۱)- پس در دلشان نوری افکند تابان تا از جهانيان باز برد پس کشفی دهد قربی تا از آب و گل باز برد (نسخه الف) از صفحه ۲۶۷ تا ۲۷۰ جلد چهارم کتاب کشف الاسرار شماره سوره یونس غلط است.
p.268

(١) نِه ( نسخه الف)
p.269

قرآن مجید، یونس 10: وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ .