p.279
سیر در بر راه بردن است در مشارع شرع از روی استدلال بواسطهٴ رسالت، و سیر بحر غلبات حق است که در وقت وجد عنان مرکب بنده بی واسطه در منازل حقیقت بمشاهد قدس کشد، تا چنانکه در دریا سیر یک ماهه بیک روز کنند، این
جوانمرد
درین میدان بیک جذبهٴ الهی مسافت همه عمر باز برد.
اینست که گفتند : جذبة من الحق توازی عمل الثقلین » سیر بر، سیر عابدان است و زاهدان در بادیهٴ مجاهدت، بر مرکب ریاضت بدلالت شریعت، مقصد ایشان بهشت رضوان و نعمت جاودان.
سیر بحر، سیر عارفان است و صدیقان در کشتی رعایت، میرواند آنرا باد عنایت در بحر مشاهدت، مقصد ایشان کعبه وصلت و راز ولی نعمت.
و گفتهاند بر و بحر اشارتاند بقبض و بسط عارفان، گهی در قبض میان دهشت و حیرت می زارند، گهی در بسط میان شهود و وجود می نازند.
باز چون باد شادی از افق تجلی وزد، و ابر لطف باران کرم ریزد، بنده عنایت و رعایت بیند «
وجرین بهم بریح طیبة
» نقد وقت وی شود «
و فرحوا بها
» بر بساط شهود در حالت انس فرحی در وی آید، بسطی بیند بنازد از سر آن ناز و دلال گوید :
|
مائیم عیاران و عیاران مائیم
|
|
بر دیدهٴ مشتری قدم می سائیم
|
راست که این بسط بنهایت رسد، از موارد قدرت وارد هیبت و دهشت آید، دریای عظمت موج هیبت زند، مسکین بنده در وهدهٴ حجبت افتد، زبان تضرع بگشاید، بزاری و خواری گوید :
|
قد تحیرت فیک خذبیدی
|
|
یا دلیلا لمن تحیر فیکا
|
اینست که گفت جل جلاله : «
جاءتها ریح عاصف و جاءهم الموج من کل مکان
»
آن شوریدهٴ روزگار و سرور طریقت
شبلی
در روش خویش از هر دو جانب خبر داده، و بر هر دو مقام گذشته، در مقام بسط بوقت شادی و ناز همی گفت : این السموات و الارضون حتی احملها علی شعرة جفن عینی.
و در مقام قبض بوقت زاری و خواری همی گفت : ذلی عطل ذل الیهود.
و شاهد شرع مقدس برین قصه آنست که
مصطفی
ص
گهی میگفت : « انا سید ولد آدم ولافخر » و گهی میگفت « لا تفضلونی
علی یونس بن متی
».
«
انما مثل الحیواة الذنیا کماء انزلناه من السماء
» تشبیه اموال و حظوظ دنیا بباران از آن روی است، که باران بحیلت و تدبیر آدمی نتوان فرو آوردن و جز بتقدیر