p.291
دیوان مظالم فرو نهاده، ترازوی عدل در آویخته، دوزخ آشفته، بر گستوان سیاست بر افکنده، و آنرا بعرصات حاضر کرده، شعلهای آتش حسرت از دلها بر افروخته، جانها بلب رسیده، دوست و دشمن آشنا و بیگانه از هم جدا کرده، آن ساعت از جناب جبروت و درگاه عزت بحکم سیاست ندای قهر آید بعابد و معبود باطل «
مکانکم انتم و شرکاءکم
»
این چنان است که کسی را بیم دهند گویند باش تا من با
(١)
تو پردازم.
جای دیگر بر عموم گفت : «
سنفرغ لکم ایه
(۲)
الثقلان
» آری با شما پردازیم ای جن و انس،
آنگه معبودان باطل چون آن هیبت و سیاست بینند از عابدان خویش بیزاری گیرند، عابدان برایشان دعوی کنند که ما را بطاعت و عبادت خویش فرمودند گناه ایشانراست که ما را از راه ببردند و چنین فرمودند، جواب دهند بتان و طواغیت که «
کفی بالله شهیدا بیننا و بینکم ان کنا عن عبادتکم لغافلین
» خداوند آفریدگار و معبود کردگار بی همتا میداند و گواه است که می ندانستیم و از عبادت و طاعت شما بی خبر بودیم، جماد بودیم بی حیوة و بی صفات و بی معنی، نه سزای پرستیدن داشتیم، نه زبان فرمودن.
آنگه عاقبت مناظرهٴ ایشان آن بود که همه را بدوزخ فرستند، هم عابد را و هم معبود را، چنانکه میگوید جل جلاله «
انکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون
» تا ترا معلوم گردد که هر طاعت که نه خدایراست امروز محالست و فردا وبال و نکالست.
«
قل من یرزقکم من السمآء و الارض
» خبر میدهد که در هفت آسمان و زمین خدای ست که آفریدگار است و روزی گمار است، و در آفریدن یکتا و در روزی
(۳)
دادن بی همتا، می آفریند بقدرت فراخ بی معونت، روزی میدهد از خزینه فراخ بی مؤنت.
خبر درست است از
مصطفی
ص
« یدا الله ملأی لا یغیضها نفقة سحاء اللیل و النهار ».
«
قل هل من شرکائکم من یبدؤ الخلق ثم یعیده
» قدرت بر کمال، قدرت آفریدگار است که جهانرا آفریننده است و آغاز کننده، و آنگه گذشته را باز پس آرنده، و کهنه را نو سازنده، از نیست هست بیرون آرد و آنگه آن هست به نیست آرد، هر چیزی را ضد وی تواند و هر کاری را عکس وی راند، بند و گشاد و قطع و وصل و جبر و کسر همه تواند، و سر آن داند، سنیی با قدریی مناظره کرد و هر یکی