Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
10 يونس يازدهم 4

p.290

قوله تعالی (١) « و یوم نحشرهم جمیعا » الآیة. کردگار قدیم، جبار نام دار عظیم، جل جلاله و عظم شأنه خبر میدهد از هیبت و سیاست روز رستاخیز، روز حشر و نشر، روز عرض و شمار، روز محاسبت و مسائلت خلق اولین و آخرین جمع کرده،


p.291

دیوان مظالم فرو نهاده، ترازوی عدل در آویخته، دوزخ آشفته، بر گستوان سیاست بر افکنده، و آنرا بعرصات حاضر کرده، شعلهای آتش حسرت از دلها بر افروخته، جانها بلب رسیده، دوست و دشمن آشنا و بیگانه از هم جدا کرده، آن ساعت از جناب جبروت و درگاه عزت بحکم سیاست ندای قهر آید بعابد و معبود باطل « مکانکم انتم و شرکاءکم » این چنان است که کسی را بیم دهند گویند باش تا من با (١) تو پردازم. جای دیگر بر عموم گفت : « سنفرغ لکم ایه (۲) الثقلان » آری با شما پردازیم ای جن و انس، آنگه معبودان باطل چون آن هیبت و سیاست بینند از عابدان خویش بیزاری گیرند، عابدان برایشان دعوی کنند که ما را بطاعت و عبادت خویش فرمودند گناه ایشانراست که ما را از راه ببردند و چنین فرمودند، جواب دهند بتان و طواغیت که « کفی بالله شهیدا بیننا و بینکم ان کنا عن عبادتکم لغافلین » خداوند آفریدگار و معبود کردگار بی همتا میداند و گواه است که می ندانستیم و از عبادت و طاعت شما بی خبر بودیم، جماد بودیم بی حیوة و بی صفات و بی معنی، نه سزای پرستیدن داشتیم، نه زبان فرمودن. آنگه عاقبت مناظرهٴ ایشان آن بود که همه را بدوزخ فرستند، هم عابد را و هم معبود را، چنانکه میگوید جل جلاله « انکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم انتم لها واردون » تا ترا معلوم گردد که هر طاعت که نه خدایراست امروز محالست و فردا وبال و نکالست.

« قل من یرزقکم من السمآء و الارض » خبر میدهد که در هفت آسمان و زمین خدای ست که آفریدگار است و روزی گمار است، و در آفریدن یکتا و در روزی (۳) دادن بی همتا، می آفریند بقدرت فراخ بی معونت، روزی میدهد از خزینه فراخ بی مؤنت. خبر درست است از مصطفی ص « یدا الله ملأی لا یغیضها نفقة سحاء اللیل و النهار ».

« قل هل من شرکائکم من یبدؤ الخلق ثم یعیده » قدرت بر کمال، قدرت آفریدگار است که جهانرا آفریننده است و آغاز کننده، و آنگه گذشته را باز پس آرنده، و کهنه را نو سازنده، از نیست هست بیرون آرد و آنگه آن هست به نیست آرد، هر چیزی را ضد وی تواند و هر کاری را عکس وی راند، بند و گشاد و قطع و وصل و جبر و کسر همه تواند، و سر آن داند، سنیی با قدریی مناظره کرد و هر یکی


p.292

مذهب خویش تقویت میداد، اعتقاد قدری آنست که فعل وی توان وی است، مقدور وی نه مقدور حق. آن قدری میوه‌یی از درخت بگرفت گفت : الیس انا فعلت هذا؟ نه کردهٴ من است این فعل، نبینی که من کردم و توان منست؟ سنی گفت : اگر تو کردی و تو گسستی، چنانکه بگسستی بپیوند، و بجای خویش باز بر. آن قدری در ماند و مسئله تسلیم کرد. قال ابن عطاء فی قوله : « یبدؤ الخلق ثم یعیده » قال : یبدؤ باظهار القدرة فیوجد المعدوم، ثم یعیده باظهار الهیبة فیفقد الموجود، یبدؤ بکشف الاولیاء فیمحو کل خاطر سواه ثم یعید فیبقی بابقائه، فلذلک عظم حال العارف و دلیله قوله : « قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق » الآیة. حق نامی است از نامهای خداوند جل جلاله. تفسیر آنست که وی براستی خدا است و بخدایی سزاست و بقدر خود بجا است، بوده و هست و بودنی همه رفتنی‌اند و وی باقی، موجود دل دوستان، مشهود جان عارفان، نه تغیر پذیر نه حال گرد، بسزاوار خدایی را جاودان. و بر لسان اهل طریقت این نام حق بسیار رود از آنکه این طایفه از شهود افعال به شهود صفات پیوستند آنگه از شهود صفات با شهود ذات افتادند، اول نظارهٴ صنع کردند، پس از صنع در گذشتند، نظارهٴ صفات کردند. باز نظارهٴ صفات بگذاشتند، نظاره ذات کردند. نظاره صنع را گفت : او لم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض » نظارهٴ صفات را گفت : « و ما تکون فی شان و ما تتلوا منه من قرآن » الآیة. نظاره ذات را گفت : « قل الله ثم ذرهم » و مصطفی ص » در نظارهٴ فعل گفته : اعوذ بعفوک من عقابک. و در نظارهٴ صفات گفته : اعوذ برضاک من سخطک، و در نظارهٴ ذات گفته : اعوذ بک منک. آنگه از دیدن خود نیز در گذشت، از صفات خود مجرد گشت، از مقام فنا نفس زد گفت : « لا احصی ثناء علیک ». باز قدم برتر نهاد بر مقام بقا از حقیقت افراد نشان داد گفت : « انت کما اثنیت علی نفسک » اول مقام استدلال است دیگر مقام افتقار است، سیوم مقام مشاهده، چهارم مقام حیوة، پنجم مقام بقا.

پیر طریقت برموز این معانی اشارت کرده و گفته : از رستاخیز شواهد و استهلاک رسوم عارف بنیستی خود زنده است ای ماجد قیوم همه در آرزوی دیداراند


p.293

و من در دیدار گم (١) سیل که بدریا رسید از آن سیل چه معلوم، جهان از روز پر است و نابینای مسکین محروم.

خصمان گویند کین سخن زیبا نیست
خورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست


p.290
(١) و تقدس (الف)
p.291

(١) واتو (الف) (۲) ايها (الف) (۳) درّ وزی (الف) قرآن مجید، یونس 28: مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ؛ یونس 31: قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ؛ یونس 34: قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ .
p.292

قرآن مجید، یونس 34: قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ۚ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ ؛ یونس 61: وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ .
p.293

(١) گوم (ج)