Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
10 يونس يازدهم 4

p.324

قوله تعالی : « و اتل علیهم نبأ نوح » الآیة. مثال ربانی از حضرت سبحانی آنست که بلا از درگاه ما خلعت دوستانست، و جرعهٴ محنت از کاس محبت نوشیدن پیشهٴ مردان است، هر که نهاد او نشانهٴ تیر بلای ما را نشاید، طلعت او محبت و جمال ما را هم نشاید، عادت خلق چنان است که هر که را بدوستی اختیار کنند همه راحت و آسایش آن دوست خواهند و سنت الهیت بخلاف اینست هر کرا بدوستی بپسندد شربت محنت با خلعت محبت بر وی فرستد « ان اشد الناس بلاء الانبیاء ثم الاولیآء ثم الامثل فالامثل و اذا احب الله عبدا صب علیه البلآء صبا » یکی در نگر بحال نوح پیغامبر شیخ المرسلین و امام المتقین که از امت خویش چه رنج و چه محنت دید و در دعوت ایشان بار بلا و عنا چون کشید هزار کم پنجاه سال ایشان را دعوت کرد هر روز او را چندان بزدندید که بی هوش گشتی و فرزندان خود را بضرب و زخم او وصیت کردندید و با این همه محنت و بلیت گفتنی چندان اندهان دارم که پروای زخم شما ندارم و ایشانرا این گفت : « فعلی الله توکلت فاجمعوا امرکم و شرکاءکم » شما هرچه خواهید


p.325

کنید و هر کید که توانید سازید که من بخداوند خویش پشت باز نهادم، و او را کار ساز خود پسندیدم، و با مهر و محبت وی آرمیدم، پروای دیگران ندارم « فعلی الله توکلت » توکل قنطرهٴ یقین است، و عماد ایمانست رب العزة میگوید : « وعلی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین » « و من یتوکل علی الله فهو حسبه » هر که بالله پشتی دارد الله او را بسنده است دیگری او را می در نباید شب معراج گفت : « یا سید ص یا محمد عجب لمن آمن بی کیف یتکل علی غیری، کسی که یاد ما در دل دارد، با یاد دیگران چون پردازد، او که مهر ما بجان دارد، گر جان در سر آن کند شاید « فعلی الله توکلت » توکل برید حضرت رضا است، و نشان صدق وفا است، و حقیقت را صفا است، توکل را بدایتی و نهایتی است در بدایت حلاوت خدمت، و بر همه جانوران شفقت، و اخلاص دعوت و در نهایت آزادی و شادی و بی قراری. در بدایت این روی نماید که موسی فرا قوم خویش گفت : « فعلیه توکلوا ان کنتم مسلمین » و در نهایت این بیند که حق جل جلاله فرا مصطفی گفت : « و توکل علی الحی الذی لا یموت » شیخ ابو القاسم نصر آبادی مریدی را پیش شیخ بو علی سیاه فرستاد که باز گوی که در توکل تا کجا رفتهٴ شیخ بو علی جواب فرستاد که بو علی مردی بی کار است و توکل نشناسد اما درین بی کاری چنان مشغول شده که پروای خلق نمیدارد. اتفاق است همهٴ ائمه طریقت را که هیچکس از سالکان راه نیکوتر و تمام تر ازین سخن نگفته است کمال تحقیق عبودیت در عین تقصیر دیدن نه کار هر بی کاری و تردامنی بود بخود کافر باید شدن اگر خواهی که بحق مسلمان شوی، آنگه عاقبت کار نوح و سرانجام قوم وی هر دو باز گفت : « فکذبوه فنجیناه و من معه فی الفلک و جعلناهم خلائف و اغرقنا الذین کذبوا بآیاتنا » نوح در سفینهٴ سلامت در بحر عنایت غرقة مهر و محبت، قوم نوح بحکم شقاوت در دریای قهر ربوبیت غرقهٴ عذاب و عقوبت.

« ثم بعثنا من بعدهم موسی و هرون » الآیة. قص علیه ص نباء الاولین و شرح له جمیع احوال الغابرین ثم فضله علی کافتهم اجمعین فکانوا نجوما و هو البدر، و کانوا انهارا و هو البحر، به انتظم عقدهم و بنوره اشرق نهارهم و بظهوره ختم عددهم.

یومک وجه الدهر من اجله
جن غد و التفت الامس

p.326

« و قال موسی یا قوم ان کنتم آمنتم بالله فعلیه توکلوا » اشارت است که ایمان تنها نه گفتار است که عمل در آن ناچار است، اعمال در اقوال پیوسته، و احوال در اعمال بسته، اقوال صفت زبان است، و اعمال حرکت ارکان است، و احوال عقیدهٴ پاک از میان جان است، و توکل عبارت از جملهٴ آنست، موسی قوم خود را گفت اگر خواهید که مسلمان باشید بر الله توکل کنید دست تسلیم از آستین رضا بیرون کنید و بر وی اغیار باز زنید و بحقیقت دانید که بدست کس هیچ چیز نیست و از حیلت سود نیست و عطا و منع جز بحکمت حکیم نیست و قاسم مهربانست که در وی غفلت نیست. قوم وی جواب دادند که « علی الله توکلنا » ما دست اعتماد در ضمان الله زدیم و او را کارساز و وکیل خود بسندیدیم و مرادها فداء مراد وی کردیم و کار بوی سپردیم. روی عبد الله بن مسعود قال قال : رسول الله ص : اریت الامم بالموسم فرأیت امتی قد ملاؤا السهل و الجبل فاعجبنی کثرتهم و هیئتهم فقیل لی ارضیت قلت نعم قال و مع هولاء سبعون الفا یدخلون الجنة بغیر حساب لایکتوون و لایتطیرون و لایسترقون و علی ربهم یتوکلون. فقام عکاشة بن محصن الاسدی فقال یا رسول الله ادع الله ان یجعلنی منهم. فقال رسول الله ص اللهم اجعله منهم. فقام آخر فقال : ادع الله ان یجعلنی منهم. فقال رسول الله ص : سبقک بها عکاشة .


_