p.325
کنید و هر کید که توانید سازید که من بخداوند خویش پشت باز نهادم، و او را کار ساز خود پسندیدم، و با مهر و محبت وی آرمیدم، پروای دیگران ندارم «
فعلی الله توکلت
»
توکل قنطرهٴ یقین است، و عماد ایمانست رب العزة میگوید : «
وعلی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین
» «
و من یتوکل علی الله فهو حسبه » هر که بالله پشتی دارد الله او را بسنده است دیگری او را می در نباید شب
معراج
گفت : « یا
سید ص
یا
محمد
عجب لمن آمن بی کیف یتکل علی غیری، کسی که یاد ما در دل دارد، با یاد دیگران چون پردازد، او که مهر ما بجان دارد، گر جان در سر آن کند شاید «
فعلی الله توکلت
» توکل برید حضرت رضا است، و نشان صدق وفا است، و حقیقت را صفا است، توکل را بدایتی و نهایتی است در بدایت حلاوت خدمت، و بر همه جانوران شفقت، و اخلاص دعوت و در نهایت آزادی و شادی و بی قراری.
در بدایت این روی نماید که
موسی
فرا قوم خویش گفت : «
فعلیه توکلوا ان کنتم مسلمین
» و در نهایت این بیند که حق جل جلاله فرا
مصطفی
گفت : «
و توکل علی الحی الذی لا یموت
»
شیخ
ابو القاسم نصر آبادی
مریدی را پیش شیخ
بو علی سیاه
فرستاد که باز گوی که در توکل تا کجا رفتهٴ شیخ
بو علی
جواب فرستاد که
بو علی
مردی بی کار است و توکل نشناسد اما درین بی کاری چنان مشغول شده که پروای خلق نمیدارد.
اتفاق است همهٴ ائمه طریقت را که هیچکس از سالکان راه نیکوتر و تمام تر ازین سخن نگفته است کمال تحقیق عبودیت در عین تقصیر دیدن نه کار هر بی کاری و تردامنی بود بخود کافر باید شدن اگر خواهی که بحق مسلمان شوی، آنگه عاقبت کار
نوح
و سرانجام قوم وی هر دو باز گفت : «
فکذبوه فنجیناه و من معه فی الفلک و جعلناهم خلائف و اغرقنا الذین کذبوا بآیاتنا
»
نوح
در سفینهٴ سلامت در بحر عنایت غرقة مهر و محبت، قوم
نوح
بحکم شقاوت در دریای قهر ربوبیت غرقهٴ عذاب و عقوبت.
«
ثم بعثنا من بعدهم موسی و هرون
» الآیة.
قص علیه ص نباء الاولین و شرح له جمیع احوال الغابرین ثم فضله علی کافتهم اجمعین فکانوا نجوما و هو البدر، و کانوا انهارا و هو البحر، به انتظم عقدهم و بنوره اشرق نهارهم و بظهوره ختم عددهم.
|
یومک وجه الدهر من اجله
|
|
جن غد و التفت الامس
|