p.335
قوله تعالی : «
و اوحینا الی
موسی
واخیه ان تبوآ لقومکما ب :
مصر
بیوتا و اجعلوا بیوتکم قلبة
» از روی ظاهر بزبان تفسیر مؤمنان را بیت الخدمة مسجد و محراب است میگوید : آنرا ساخته دارید، عبادت و خدمت ما را، و در آن معتکف نشینید طلب قربت ما را، و سود خود دران جوئید که آن بازار آخرت است و شما بازرگانان و توحید رأس المال و اصل بضاعت و هر کس را سود بر اندازهٴ بضاعت باشد، چنانکه در خبر می آید « الا ان المساجد اسواق الآخرة وسکانها تجارها وکل تاجر یربح علی قدر بضاعته »
شرط آنست که چون روی به بیت الخدمة نهی و قصد مسجد و محراب کنی تا بحضرت نماز شوی نخست باطن خود بآب توبه بشوئی چنانکه ظاهر را به آب مطلق طهارت دادی آنگه خواجگی و رعنائی و تکبر بر در مسجد از خود فرو نهی، بنده وار بسان بندگان شکسته و کوفته قدم عجز و نیاز در مسجد نهی سر در پیش افکنده، و زبان تضرع بگشاده، با دلی پر درد و جانی پر حسرت و چشمی پر آب با تشویر و با خجلت تکبیر بندی در حال تکبیر کبریاء حق بدیدهٴ سر بدیده، و بوقت قیام در خجلت گناه خود بمانده و چون نام و کلام او بر زبان وانی نهاد تو بکلیت باید که عین
|
p.336
آگاهی گردد، در رکوع همه عین تواضع شود، در سجود ادب حضرت بجای آرد، و چنان داند که در جوار قرب اوست، و در عین و نظر اوست، که میگوید جل جلاله : «
و اسجدوا قترب
»
چون سلام باز دهد همه بشارت و شادی بیند، چون توفیق این طاعت یافت و بحکم فرمان این خدمت بسر برد اینست که الله با
موسی
گفت : «
و اقیموا الصلوة و بشر المؤمنین
» ای
موسی
قوم خود را گوی نماز بپای دارید و شرط بندگی و فرمان برداری در آن بجای آرید چون توفیق یافتید و حق خدمت گزاردید شادی کنید برحمت من، بنازید بفضل من، گوش دارید بکرم من، فخر کنید بفرمان من، انس گیرید بیاد من، پشتی دارید با نام من، تکیه کنید بر ضمان من، چشم دارید بر وعد من.
«
و بشر المؤمنین
» ای
موسی
بشارت ده ایشانرا بعزر شاد و راست راهی و نکونامی در دنیا، و نعیم باقی و ملک جاودانی در عقبی، از روی ظاهر بزبان تفسیر اینست معنی آیت و بر زبان اشارت بر ذوق
اهل معرفت
بیت الخدمة نفس عابدان است، بیت الحرمة دل عارفان است، بیت الصحبة جان عاشقانست.
خدمتیان را «
جنات
» و نهر ساختهاند، حرمتیان را «
فی مقعد صدق
» نهادهاند، صحبتیان را «
عند ملیک مقتدر
» یافتهاند.
قوله : «
ربنا اطمس علی اموالهم و اشدد علی قلوبهم
» الآیة.
موسی کلیم
در بدایت کار شبانی بود در کلیمی الله تعالی بمقام مکالمتش رسانید برضاع اصطناعش بپرورد تاج اصطفا بر سرش نهاد هزاران معجزه درید بیضا و عصای وی آشکارا کرد اما عهد وی عهد عدل بود، و روزگار وی روزگار قهر بود، چون دعوت کرد قوم خویش را و از ایمان ایشان نومید گشت بتکلم بدرگاه رب العزة شد از ایشان بحق نالید و بر ایشان دعای بد کرد که «
ربنا اطمس علی اموالهم و اشدد علی قالبهم
» الآیة.
رب العزة دعای وی اجابت کرد عدل خود بایشان نمود حکم قهر بر ایشان براند بر وفق دعای
موسی
ایشانرا فرا ایمان نگذاشت تا بوقت معاینهٴ عذاب، و آنگه ایمان آورد
فرعون
دران فورت لکن سود نداشت او را گفتند «
الان و قد عصیت قبل
»
باز که نوبت
ب
مصطفی
عربی
رسید عهد وی عهد فضل بود و روزگار رحمت بود آن همه رنج از کفار
قریش
بوی رسید دندانش میشکستند، تیر در کامش می نشاندند،
|
p.337
نجاست بر مهر نبوت می انداختند، و
سید (ص)
دست شفقت و رأفت بر سر ایشان نهاده و دست ترحم و شفاعت بگشاده، که « اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون » خداوندا راهشان نمای که می ندانند، عذر ایشان میخواهم که مرا نمی شناسند، رب العزة خود دانست که دل وی تنگ است، و رنج دل و اندوه وی بغایت رسیده، از درگاه عزت خویش بکمال لطف خویش او را مرهم نهاد و تسلی دل ویرا آیت فرستاد از «
فان کنت فی شک مما انزلنا الیک فسئل الذین یقرؤن الکتاب من قبلک
» بر تأویل ایشان که گفتند : ان ضقت به ذرعا فاصبر.
« و سئل
الذین یقرؤن الکتاب من قبلک
» کیف صبر الانبیآء علی اذی الاعداء.
نظیره قوله : «
و لقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون
»
و قوله : «
قد نعلم انه لیحزنک الذی یقولون
» الایة.
|
p.335
قرآن مجید، یونس 87: وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ وَأَخِيهِ أَنْ تَبَوَّآ لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً .
p.336
قرآن مجید، یونس 87: وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ؛ یونس 91: آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ .
p.337
قرآن مجید، یونس 94: فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ .
|