p.370
بنشانی، و فردا را وعدهٴ وصال و دیدار دهی، پس بدانکه تنی چند ازین مهجوران عدل ما، و رنجوران داغ قطعیت ما، شنیدن آن می نخواهند که ذوق آن نمیدانند، و حوصلهٴ آن ندارند، و آنگه از تو ترک آن می در خواهند آنرا می بگذاری، و بر امید صلاح و ایمان ایشان مراد ایشان می جویی، مکن ای
محمد
، مراد ایشان مجوی، و دل در ایشان مبند، که ما ایشانرا در ازل براندیم، و داغ حرمان و خذلان برایشان نهادیم.
ای
سید
ایشان ترا دشمنان و بد خواهانند اگر سخنی بطعن گویند یا تعنتی جویند دل خویش بتنگ میار، و اگر ایمان نیارند غم مخور، ایشان خبیثاند و حضرت عزت ما پاک است جز پاکان را بخود راه ندهد « ان الله تعالی طیب لا یقبل الا الطیب » هر که نه آن ما است اگر چه عین طهارت است او را پلیددان چه آدمی و چه سگ.
یقول الله عز و جل : «
انما المشرکون نجس
» و هر که آن ما است اگر چه عین نجاست است او را پاک شمر چه آدمی و چه سگ.
یقول الله تعالی : «
و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید
» سگی بر وفای دین قدمی بر داشت ما
جبرئیل
را بخدمت او فرستادیم، و در دنیا با آن جوانمردان بداشتیم، و از آفات نگه داشتیم، نجاست او بطهارت بر داشتیم، در دنیا با ایشان، و در غار با ایشان، و در قیامت با ایشان، و در بهشت با ایشان.
پس بندهٴ مومن که هفتاد سال بر بساط
اسلام
بوده و ذوق ایمان چشیده و قدم بر قدم
رسول
نهاده و خداوند عالم او را پاک خوانده، و مهر خود در دل وی نهاده، کجا روا دارد که در قیامت او را نومید کند.
|
ما را بمران چو سایلان از در خویش
|
|
بنگر صنما که عاشقم یا درویش
|
«
من کان یرید الحیوة الدنیا وزینتها
... » الآیة ــ من قنع منا بالدنیا مع دناءة صفتها ما ضننا علیه با متاع ایام، لکن یعقب اری کمالها شری زوالها ویتلوطعم عسلها سم حنظلها.
هر که از ما دنیا خواهد دنیا از وی دریغ نیست لکن از آخرت درماند و آن دنیا با وی هم بنماند.
در آثار بیارند که هر که روی در دنیا دارد پشت بر خدای دارد و پشت بر خدای داشتن آنست که پیوسته باندیشهٴ دنیا خسبد، و بر اندیشهٴ دنیا خیزد، و اوقات وی بدان مستغرق بود، نداند آن مسکین که این دنیا متاع الغرور است، و بساط لعب