Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
11 هود دوازدهم 4

p.428

قوله تعالی : « و لما جاءت رسلنا لوطا سیئی بهم وضاق بهم ذرعا » الآیة.


p.429

اشارت است بکمال حزن لوط و غایت درد و اندوه وی در راه دین، هم تشریف است او را هم بشارت، تشریف است از آن روی که عزت قرآن او را جلوه میکند، و از اندوه وی عالمیان را بر آتش اندوه می نشاند، و خلعت مثوبت روز دولت ایشانرا میدوزد، و بشارت از آن است که هر کرا بر آمدن مراد در طالع وی بود، نخست تیر بی مرادی در کام وی نشانند، و بر درد و اندوهش اندوه فزایند، آنگه چون یکبارگی دل خویش باندوه سپرد، و از راه مراد خود برخاست، محبت حق او را در پردهٴ عصمت خویش گیرد که : « ان الله یحب کل قلب حزین » دوست دارد الله دلی که همه غم نادیدن وی خورد، همه بار درد نایافت وی کشد، اندوهش بدان دهد تا روزی گوید، که : « لا تحزن » ترس و بیم در دلش افکند، تا در وقت نزع او را گوید که : « لا تخف » آن ساعت که بندهٴ مؤمن را در خاک نهند، و آن خر پشتهٴ گور بر سینهٴ عزیز او نصب کنند، دوستان متفکر حال او، خویشان متحیر انتقال او، دل وی پر از اندوه و بیم گشته، میان نواخت و سیاست درمانده، گوش بر غیب نهاده، تا خود چه خطاب آید و با وی چه کنند، بنده درین سوز و حسرت بود، که فضل الهی در رسد، لطف ایزدی در پیوندد، خطاب آید، بنعت اکرام و افضال، عبدی تر کوک و عزتی و جلالی لا نشرن علیک رحمتی، بندهٴ من دوستان مجازی ترا رها کردند غم مخور و اندوه مدار که ما ترا وا پناه رحمت خویش گرفتیم، و در روضهٴ رضوان جای تو ساختیم، همانست که رب العزة گفت : « لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة » اینست بار درخت اندوهان، و غایت درد دوستان، نه از گزاف گفت آنچه پیر طریقت گفت : الهی! نصیب این بیچاره ازین کار همه درد است، مبارک باد که مرا این درد سخت درخورد است، بیچاره آنکس که ازین درد فرداست، حقا که هر که بدین درد ننازد ناجوانمرد است.

هر درد که زین دلم قدم بر گیرد
دردی دگرش بجای در بر گیرد
زان با هر درد صحبت از سر گیرد
کآتش چو رسد بسوخته اندر گیرد. (١)
« قال لو ان لی بکم قوة او آوی الی رکن شدید » قال ابن عطاء لو ان لی بکم قوة من نفسی لمنعتکم من معصیة ربی و لو ان المعرفة بیدی لا وصلتها الیکم، آن مهجوران درگاه عزت و زخم خوردگان عدل ازل گرد سرای لوط بر آمدند بقصد

p.430

آن عزیزان، بر مخالفت فرمان، و آن کار بر لوط دشخوار شد و رنج دل وی در حق آن مهمانان بغایت رسید، و بی آرام گشت از سر تحیر گفت : « لو ان لی بکم قوة » با آن همه رنج که از ایشان دید شفقت از ایشان هم باز نگرفت و آرزوی توفیق و هدایت ایشان در دل خود راه داد، گفت : اگر کلید معرفت و هدایت بدست من بودی، بر دلهای ما در معرفت گشادمی، و شما را باین عصیان و خذلان فرو نگذاشتمی لکن چه سود که این کار بدست من نیست، و هدایت بخواست من نیست، همانست که مصطفی (ص) را گفتند : « لیس علیک هدیهم ولکن الله یهدی من یشآء » یا محمد هدایت و غوایت خلق حقایق تعزز ماست، و خصایص تفرد ما، بر تو جز از دعوت نیست، و راه نمودن جز کار الهیت ما نیست.

« فلما جآء امرنا جعلنا عالیها سافلها » سنة الله فی عباده قلب الاحوال علیهم، و الانقلاب من سمات الحدوث، و الذی لایزول ولا یحول فهو الذی لم یزل و لایزال بنعوت الصمدیة، گردش احوال و تیرگی روزگار نعت حدثان است، و سرانجام بندگان است، روزی ایشانرا نعمت، و روزی غمانست، یکی بی کام و بی نوا یکی شادان و نازان است، از آن گه چنین و گه چنان است، که از خاک مختلط آفریده، و بآب تغیر سرشته، و تا بدانی که یکتا و یگانه خداست که در صفت او تغیر نه، و در نعت او تبدل نه، و با او هیچ منازع و مشارک نه، آنرا که خواهد بفضل خود نوازد، و او را به وی حاجت نه، و آنرا که خواهد بعدل خود راند، و از کس بیم نه، آنگه در آخر آیت گفت : « و ما هی من الظالمین ببعید » این چنان است که گفتند :

و من یرنی فلا یغتر بعدی
فان لکل معصیة عقابا


p.428
قرآن مجید، هود 77: وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا . از صفحه ۴۲۸تا ۴۳۰ جلد چهارم کتاب کشف الاسرار شماره سوره هود غلت است.
p.429

(۱)- ظ : کآتش چو بسوخته رسد در گيرد. قرآن مجید، فصلت 30: أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ .
p.430

قرآن مجید، بقره 272: لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَـٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ؛ هود 82: فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا.