p.442
بگذاشتن روی نیست، راست است که معصیت بخذلان است، امّا جذز
(١)
فرو گذاستن شرط نیست، اندیشیدن که رهی توانستی که گناه نکردید،
(۲)
سر همه گناه است، و این سخن گناه کار
(٣)
را عذر پنداشتن هم از گناه است،
الۤهی! عزّت ترا گردن نهادیم، و حکم ترا جان فدا کردیم، ما را میگوئی که مکن و در می افکنی، و میگوئی که کن و فا نمیگذاری، ما را جای خصومت و ترا جای عزّت، پس ما را چه ماند مگر گردن نهادن بطاعت.
«
واستغفروا ربکم ثمّ توبوالیه
» میگوید : آمرزش خواهید از خداوند خویش که وی آمرزگار است، و رهی نواز نه بسزای رهی بل بسزای خویش هر چند که رهی را جرم بسیار است، آخر فضل مولی پیش الطاف ربوبیّت است، که کرم خود بر صفت عبودیّت عرضه میکند، که هر چه از رهی تقصیر است، بی نیازی من برابر آنست، و هر چه ازو ناپسندیده است، مهربانی من بر سر آنست، و هر چه رهی را امید است، فضل من برتر از آنست.
«
انّ ربّی رحیم ودود
» الودود الّذی یتحبّب الی عباده بالا حسان الیهم.
ودود اوست که بمهربانی نواخت خود بر بنده نهد، و نعمت بروی پیاپی ریزد، تا بنده او را دوست شود.
ازینجا بود که با
داود
(ع)
گفت که : « یا داود حبّب الّی عبادی » راه ما بر بندگان ما روشن دار، و دوستی ما در دل ایشان افکن، و نعمت ما با یاد ایشان ده، و سخنان ما در دل ایشان شیرین کن، و بگوی من آن خداوندم که باجودم بخل نه، و با علمم جهل نه، و با صبرم عجز نه، و با غضبم ضجر نه، در صفتم تغیّر نه، و در گفتم تبدّل نه، «
ما یبدّل القول لدّی و ما انا بظلاّم للعبید
»
پس اگر بنده تقصیر کند، و حقّ این کرامت بنشناسد، و شکر نعمت بنگزارد او را عتاب کند و گوید : یا بن
آدم
ماانصفتنی اتحبّب الیک بالنّعم، و تتمّقت الیّ بالمعاصی، خیری علیک نازل و شرّک الیّ صاعد، رواه
علی بن ابی طالب
(ع)
عن
النبی
(ص)
عن الله عزّ و جلّ : یا بن
آدم
... و ذکر الحدیث.