Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
11 هود دوازدهم 4

p.440

قوله تعالی : « قالوا یاشعیب اصلو تک تامرک » الآیة. شعیب ص متعبّد بود، براداء طاعات و تحصیل عبادات پیوسته حریص و بر آن مواظب بود، ساعت شب بنماز مستغرق داشتید (١) و هنگام روز بلفظ شیرین و بیان پر آفرین پیغام حق با قوم خویش گزاردید (۲) و ازین سخنان که ربّ العزّة از وی حکایت میکند کمال کفایت و وفور عقل و نور بصیرت و حصول سکینه در دل وی پیداست، و ذلک قوله : « ان کنت علی بیّنة من ربّی » این بیّنت که نوریست که درل تابد، تا خاطر از حرمت پر کند، و اخلاق را تهذیب کند و اطراف را ادب کند، نه پیش دعا حجاب گذارد، نه پیش فراست بند


p.441

نه پیش امید دیوار، از اینجا آغاز کند علم ربّانیان، و یقین عارفان، و ناز دوستان. « و رزقنی منه رزقاً حسناً » باز نمود و بیان کرد که آنچه یافتم و دیدم، نه از خود یافتم، و نه بمردی و قوّت خود بآن رسیدم، بلکه آن رزق الهی است، موهبت ربّانی و لطف ایزدی، همانست که مصطفی ص گفت : « انا سیّد ولد آدم و لافخر » کرامتی عظیم، و نواختی کریم، از خدای کریم، و بدان فخر می نیارم، که نه مکتسب منست، و نه بجلادت و قوّت من، تا بآن فخر توانم کرد، موهبت الۤهی است، و عطاء ربّانی، بفضل خود کاری ساخته و پرداخته، و بی مار است کرده. و گفته‌اند : رزق حسن، دوام نعمت است بی مؤنت، و کمال صفاوت بی وسیلت، دوام نعمت غذای نفس است مرکب خدمت را، و کمال صفاوت غذای روح است مرکز مشاهدت را، و از رزق حسن است که کردار مخالف گفتار نبود، چنانکه شعیب گفت : « و ما ارید ان اخالفکم الی ما انهاکم عنه ». بوعثمان گفت : واعظ نیست او که بزبان خلق را پند دهد، و آنچه گوید خود نکند، حکیم نیست او که بر زبان حکمت راند، و اعمال و سیرت وی بر وفق حکمت نبود، و در اخبار بیارند که الله تعالی به عیسی وحی فرستاد که : یا عیسی عظ نفسک فان اتّعظت فعظ النّاس، و الا فاستحی منّی. و یقال : من لم یکن له حکم علی نفسه فی المنع عن الهوی، لم یمض له حکم علی غیره فیما یرشده الیه من الهدی. و فی الخبر : « من ازداد علماً ولا یزدد هدی، لم یزدد من الله الا بعداً » هر که ویرا علم افزاید، و آنگه راه هدی برو نگشاید، از حقّ او را جذز (١) دوری نیفزاید. اما میدان بیقین که کلید گنج هدی توفیق است، کوشش بطاعات، و یافت درجات بتوفیق است، طوبی آنکس که توفیق او را رفیق است، بنده بجهد خود کجا رسد اگر توفیق نبود، نجات خود کی تواند، بی مرکب توفیق راه بحقّ چون برد. ربّ العزّه حکایت میکند از قول شعیب که گفت : « و ما توفیقی الاّ بالله علیه توکلت و الیه انیب » توفیق چوگانست، و بنده گوی و انابت میدان، ذکر بر زبان، و آوای برّ در گوش و ثمرهٴ وعد در دل و تازگی منّت در جان.

پیر طریقت گفت : تا جان در تن است، و نفس را بر لب گذر است، و هشیاری حاصل است، از عبودیت چاره نیست. راست است که طاعت بتوفیق است، امّا جهد


p.442

بگذاشتن روی نیست، راست است که معصیت بخذلان است، امّا جذز (١) فرو گذاستن شرط نیست، اندیشیدن که رهی توانستی که گناه نکردید، (۲) سر همه گناه است، و این سخن گناه کار (٣) را عذر پنداشتن هم از گناه است، الۤهی! عزّت ترا گردن نهادیم، و حکم ترا جان فدا کردیم، ما را میگوئی که مکن و در می افکنی، و میگوئی که کن و فا نمیگذاری، ما را جای خصومت و ترا جای عزّت، پس ما را چه ماند مگر گردن نهادن بطاعت.

« واستغفروا ربکم ثمّ توبوالیه » میگوید : آمرزش خواهید از خداوند خویش که وی آمرزگار است، و رهی نواز نه بسزای رهی بل بسزای خویش هر چند که رهی را جرم بسیار است، آخر فضل مولی پیش الطاف ربوبیّت است، که کرم خود بر صفت عبودیّت عرضه میکند، که هر چه از رهی تقصیر است، بی نیازی من برابر آنست، و هر چه ازو ناپسندیده است، مهربانی من بر سر آنست، و هر چه رهی را امید است، فضل من برتر از آنست. « انّ ربّی رحیم ودود » الودود الّذی یتحبّب الی عباده بالا حسان الیهم. ودود اوست که بمهربانی نواخت خود بر بنده نهد، و نعمت بروی پیاپی ریزد، تا بنده او را دوست شود. ازینجا بود که با داود (ع) گفت که : « یا داود حبّب الّی عبادی » راه ما بر بندگان ما روشن دار، و دوستی ما در دل ایشان افکن، و نعمت ما با یاد ایشان ده، و سخنان ما در دل ایشان شیرین کن، و بگوی من آن خداوندم که باجودم بخل نه، و با علمم جهل نه، و با صبرم عجز نه، و با غضبم ضجر نه، در صفتم تغیّر نه، و در گفتم تبدّل نه، « ما یبدّل القول لدّی و ما انا بظلاّم للعبید » پس اگر بنده تقصیر کند، و حقّ این کرامت بنشناسد، و شکر نعمت بنگزارد او را عتاب کند و گوید : یا بن آدم ماانصفتنی اتحبّب الیک بالنّعم، و تتمّقت الیّ بالمعاصی، خیری علیک نازل و شرّک الیّ صاعد، رواه علی بن ابی طالب (ع) عن النبی (ص) عن الله عزّ و جلّ : یا بن آدم ... و ذکر الحدیث.


p.440
(۱)- داشتی (ج) (۲)- گزاردی قرآن مجید، هود 87: قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ . از صفحه ۴۴۰تا ۴۴۲ جلد چهارم کتاب کشف الاسرار شماره سوره هود غلط است.
p.441

١- جز دوری (ج)
p.442

قرآن مجید، هود 90: وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ .