p.317
که مؤمنانرا تکلیف کند بحکمی از احکام شرع، و رنج و کلفت آن بریشان نهد، نخست ایشانرا بنداء کرامت بنواخت، و بایمان ایشان گواهی داد گفت «
یآ ایهاالذین آمنوا
» آنگه حکم و فرمان در آن پیوست، تا بنده بشاهد آن نواخت این بار تکلیف بر وی آسان شود، همین است سنت خداوند جل جلاله، هرجا که بار تکلیف برنهد راه تخفیف فرا پیش وی نهد، که راه دشخوار و بار گران بهم نپسندد، نهبینی؟
آنجا که بتقوی فرمود استطاعت در آن پیوست گفت «
فاتقوا الله ما استطعتم
» و بمجاهده فرمود اجتبا در آن بست گفت « وجاهدوا بالله حق جهاده هو اجتباکم » و امثال این در
قرآن
فراوان است، و بر لطف الله دلیل و برهانست.
ثم قال تع ـ «
واسمعوا
» فرمان داد آنگه گفت بنیوشید و بجان و دل قبول کنید و بچشم تعظیم و صفای دل در آن نگرید، تا حقیقت سماع و طعم وجود بجان شما برسد، آن کافران و بیگانگان دیدهای شوخ واکرده بودند، و دلها تاریک، لاجرم طنطنهٴ حروف بسمع ایشان می رسید اما حقیقت سماع و لذت وجود هرگز بجان ایشان نرسید.
میگوید عز جلاله «
ام تحسب ان اکثرهم یسمعون او یعقلون
»
جای دیگر گفت ـ «
ونطبع علی قلوبهم فهم لا یسمعون
» «
ولو علم الله فیهم خیرا لاسمعهم
» در ذوق حقیقت شنیدن دیگرست و سماع دیگر، .
بوجهل
میشنید اما سماع
ابوبکر
را افتاد.
بوجهل
و امثال ویرا گفت «
وکانوا لا یستطیعون سمعا
»
بوبکر
و اتباع ویرا گفت «
واذا سمعوا ما انزل الی الرسول
..» الآیه ...
آنگه سرانجام هردو فرقت درین هر دو آیت بیان کرد و کافرانرا گفت : ـ «
وللکافرین عذاب الیم
» ـ
دوستان و مؤمنان را گفت «
والله یختص برحمته من یشآء والله ذو الفضل العظیم
»
قوله : «
ما ننسخ من آیة
» ـ یقول بطریق الاشارة ـ ما نرقیک عن محل العبودیة الا احللناک بساحات الحریة، ومارفعناک عنک شیئا من صفات البشریة الا اقمناک بشاهد من شواهد الالوهیة.
از روی اشارت میگوید ـ ای مهتر خافقین، و ای رسول