p.583
که ما را خواند و بندای کرامت ما را نواخت.
و گفته اند که حمد و شکر دلیل نعمت و منت است، چون اجابت ایشان بحمد آمد از آنست که در خاک ایشانرا نعمت و نواخت
(۱)
بوده.
و فی الخبر : یفسح للمؤمن فی قبره سبعون ذراعا فی سبعین، ثم ینور له فیه، ثم یقال نم کنومة الذی لا یوقظه الا احب اهله الیه.
«
و قل لعبادی یقولوا التی هی احسن
» ای
محمد
بندگان مرا گوی تا از سخنها آن گویند که نیکوتر است و راست تر و پسندیده تر و آن ذکر و ثناء خداست و یاد کرد او بر زبان و یاد داشت او در دل.
پیر طریقت
گفت : ای گشایندهٴ زبانهای مناجات گویان و انس افزای خلوتها ذاکران و حاضر نفسهای راز داران، جز از یاد کرد تو ما را همراه نیست و جز از یاد داشت تو ما را زاد نیست و جز از تو بتو دلیل و رهنمای نیست، خدایا نظر کن در حاجت کسی کش جز از یک حاجت نیست.
و یقال : احسن القول من المذنبین الاقرار بالجرم، و احسن قول العارفین
(۲)
الاقرار بالعجز عن المعرفة.
قال
(ص)
: لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک، نیکوتر سخنی که مرد گنه کار گوید آنست که بجرم خود اقرار دهد و بگناه خویش معترف شود تا رب العزه او را توفیق توبت کرامت کند و کار توبت بر وی تمام کند و گناهانش بیامرزد که وعده چنین داده : «
و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسی الله ان یتوب علیهم
».
و نیکوتر سخنی که مرد عارف گوید آنست که بعجز خود از معرفت حق اقرار دهد.
داند که کس او را جل جلاله بسزاء او، بحقیقت حق او، بحدود عزت او، نشناسد و نتواند.
ابو بکر صدیق
ازینجا گفت : سبحان من لم یجعل للخلق طریقا الی معرفته الا بالعجز عن معرفته ــ پاکست و بی عیب آن خداوند که عجز رهی از معرفت