Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
17 بنی اسرآئيل پانزدهم 5

p.597

قوله تعالی : « و لقد کرمنا بنی آدم » بزرگوار تهنیتی و تمام تشریفی و عظیم کرامتی که الله تعالی جل جلاله با مؤمنان فرزندان آدم کرد که در بدو کار و مفتتح وجود روز میثاق ایشانرا در قبضهٴ صفت جای داد و ایشانرا بنعت لطف محل خطاب خود گردانید و با ایشان عهد و پیمان دوستی بست، باز چون در دنیا آمدند ایشانرا صورت نیکو و شکل زیبا و خلعت تمام داد و بدانش و عقل و


p.598

نطق و فهم و فرهنگ بیار است، ظاهر بتوفیق مجاهدت و باطن بتحقیق مشاهدت، و معرفت ازیشان دریغ نداشت، در رحمت و کرامت خود بر ایشان گشاد و ایشانرا بر بساط مناجات بداشت تا هرگه که خواهند او را خوانند و از وی خواهند و با وی راز گویند.

در بعضی آثار نقل کرده اند که الله تعالی جل جلاله گفت : عبادی سارونی فان لم تفعلوا فناجونی و حدثونی فان لم تفعلوا فاسمعوا منی فان لم تفعلوا فانظروا الی فان لم تفعلوا فکونوا ببابی و ارفعوا حوائجکم الی فانی اکرم الاکرمین. و از آن تکریمست که پیش از سؤال ایشانرا عطا داد و پیش از استغفار ایشانرا بیامرزید چنانک در خبر است : اعطیتکم قبل ان تسألونی و غفرت لکم قبل ان تستغفرونی. و از آن تکریمست که در میان آفریدگان ایشانرا بمهر و محبت مخصوص کرد آنچ فریشتگانرا نداد و با کروبیان و روحانیان آسمان نگفت، با ایشان گفت : « یحبهم و یحبونه ــ رضی الله عنهم و رضوا عنه ــ و الذین آمنوا اشد حبا لله ــ فاذکرونی اذکرکم »، فاذکرونی ساقیهٴ ذکر تست، اذکرکم دریای ذکر حق، چون ساقیهٴ ذکر بنده بدریای ذکر حق رسد آب دریای اذکرکم بساقیهٴ فاذکرونی در آید همه آب دریا گردد، ساقیه خود هیچ جای نماند . همانست که پیر طریقت گفت : من وقع فی قبضة الحق احترق فیها و الحق خلفه.

الهی معنی دعوی صادقانی، فروزندهٴ نفسهای دوستانی، آرام دل غریبانی، چون در میان جان حاضری از بی دلی میگویم که کجائی، زندگانی جانی و آئین زبانی، بخود از خود ترجمانی، بحق تو بر تو که ما را در سایهٴ غرور ننشانی و بوصال خود رسانی.

« و لقد کرمنا بنی آدم » ــ انما قال کرمنا بنی آدم و لم یقل المؤمنین و لا العابدین و لا اصحاب الاجتهاد تقدیسا للتکریم من ان یکون مقابلا بفعل او معللا بوفاق و امر او مسببا باستحقاق بوجه. ــ کرامت و لطف خود با بندگان


p.599

در اعمال و اجتهاد ایشان نه بست تا بدانی که نواخت او جل جلاله بی علتست و تکریم او بی عوض، بخواست خود نوازد نه بطاعت بندگان، بفضل خود عطا دهد نه بجهد ایشان، بنده که کرامت حق یافت نه از آن یافت که طاعت داشت، بلکه طاعت از آن داشت که کرامت حق یافت، و نه دعاء بنده حق را بر اجابت داشت بلکه اجابت حق بنده را بر دعا داشت، و بنده که حق را یافت نه از طلب یافت که طلب از یافتن یافت، « و حملناهم فی البر و البحر » حمل هو فعل من لم یکن و حمل هو فضل من لم یزل.

... « و حملناهم فی البر و البحر » ــ مراکب عوام در بر و بحر دیگرست و مراکب خواص دیگر، مراکب عوام را گفت : « و جعل لکم من الفلک و الانعام ما ترکبون ، لتستووا علی ظهوره » دوست و دشمن آشنا و بیگانه در آن یکسان، و مراکب خواص را گفت در دنیا : « و لسلیمان الریح غدوها شهر و رواحها شهر » و مصطفی (ص) را گفت : « اسری بعبده لیلا »، سلیمان را باد و مصطفی را براق. و در عقبی مراکب دوستان و نزدیکان، آنست که گفت : « نحشر المتقین الی الرحمن وفدا ».

قال رسول الله (ص) فی هذه الآیة : و الذی نفسی بیده انهم اذا خرجوا من قبورهم استقبلوا بنوق بیض لها اجنحة علیها رحائل الذهب کل خطوة منها مد ــ البصر فینتهون الی باب الجنة. و قال (ص) : عظموا و سمنوا ضحایاکم فانها مطایاکم علی الصراط. و منهم من قال : کل یرکب اعماله التی عملها فی الذنیا و مات علیها. و منهم من قال : لم یجوزوا علی الصراط الا بنور المعرفة.

... « ورزقناهم من الطیبات » الرزق الطیب ما کان علی ذکر الرازق فمن لم یکن غائبا بقلبه و لا غافلا عن ربه استطاب کل رزق فالشری علی لقاء المحبوب اری و الاری علی الغیبة من المحبوب شری. و قال یحیی بن معاذ : الرزق الطیب ما یفتح علی الانسان من غیر سؤال و لا اشراف، « و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا » فضلنا العلماء علی الجهال بالعلم بالله و احکامه و فضلنا الاولیاء بالمعرفة علی جمیع الخلائق.


p.600

« یوم ندعوا کل اناس بامامهم » بشارتی عظیم است و تهنیتی تمام این آیت امت احمد را که اگر خلق را به پیغامبران باز خوانند، آنروز ایشانرا بفاضلترین پیغامبران باز خوانند، و اگر بکتابها باز خوانند، ایشانرا بفاضلترین کتابها باز خوانند. اگر پیغامبرست محمد عربی رسول تهامی که خلقش عظیم بود و بر خدای کریم بود، درجتش رفیع بود و امت را شفیع بود، شرفش ظاهر و حجتش باهر و نورش زاهر و تنش طاهر، بشیر و نذیر، سراج منیر، چراغ عالم و بهترین فرزند آدم ؛ و اگر کتابست قرآن عظیم، هم نور مبین و هم ذکر حکیم و هم کتاب کریم، مؤمنانرا تذکرت و دوستان را تبصرت، نامه‌ای کریم از خدای کریم برسولی کریم، « تنزیل من رب العالمین ».

و قیل « ندعوا کل اناس بامامهم » ای نوصل کل مرید الی مراده و کل محب الی محبوبه و کل مدع الی دعواه و کل منتم الی من کان ینتمی الیه.

و یقرب منه ما روی ابو ذر رضی الله عنه قال قال رسول (ص) : اذا کان یوم القیامة یجمع الله امتی علی رأس قبری فیجتمع الصدیقون مع ابی بکر فیدخلون الجنة معه، و یجتمع الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر مع عمر بن الخطاب فیدخلون الجنة معه، و یجتمع اهل الحیاء مع عثمان فیدخلون الجنة معه، و یجتمع اهل السخاء و حسن الخلق و القائمون لله عز و جل بالحق مع علی بن ابی طالب فیدخلون معه الجنة، و یجتمع العلماء مع معاذ بن جبل فیدخلون معه الجنة، و یجتمع القرآء مع ابی بن کعب و عبد الله بن مسعود فیدخلون معهما الجنة، و یجتمع الزهاد مع ابی ذر فیدخلون معه الجنة، و یجتمع الفقراء مع ابی الدرداء فیدخلون معه الجنة، و یجتمع الشهداء مع حمزة بن عبد المطلب فیدخلون معه الجنة، و یجتمع المؤذنون مع بلال فیدخلون معه الجنة.

بدانک بعد از انبیاء و رسل بهینهٴ (۱) عالمیان و گزیدهٴ جهانیان صحابهٴ رسول ند : اختران آسمان ملت و مهتران محفل دولت، سینه هاشان بمعرفت افروخته و


p.601

اشخاص ایشان بخدمت و حرمت آراسته، راه صدق رفته و بار امانت بداعی حق سپرده، ایشانند ائمهٴ اهل دین، و قبلهٴ اقتداء خلق صاحب شریعت چنین (۱) . ــ گفت : اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم، هر کجا در عالم صادقی لطیف است امام وی صدیق اکبر است، و هر کجا عادلی شریف است امام وی فاروق انور است، و هر کجا منفقی مشفق است امام وی ذو النورین ازهر است، و هر کجا در عالم دین مجاهدی مشاهد است امام وی مرتضی حیدر است، و هر کجا مردی مرد است یا آزادی فرد است امام وی ابو ذر پر هنر است، و هر کجا درویشی دلریش است امام وی بو درداء مشتهر است، و هر کجا شهیدی دین دار است که دین را در جهاد کفارست امام وی حمزه منور است، و هر کجا مؤذنی موفق داعیی از داعیان حق امام وی بلال مطهر است، همچنین ائمهٴ صحابه هر یکی بر مثال اختری از آسمان دولت وی بر سرایر اهل ایمان تابش احوال خویش ظاهر همی دارند تا هر یکی از امت بر وفق حالت بوی اقتدا همی کند و جان و دل بدوستی وی همی پرورد و در راه دین بر پی وی همی رود تا فردا با وی در بهشت شود و بناز و نعیم ابد رسد.

« اقم الصلوة لدلوک الشمس الی غسق اللیل » السلوة بالبدن موقتة و المواصلات بالسر و القلب مسرمدة، فان المنتظر للصلوة فی الصلوة، و الصلوة فرع باب الرزق و الوقوف فی محل المناجات و اعتکاف القلب فی مشاهدة التقدیر و الوقوف علی بساط النجوی و فرق اوقات الصلوة لیکون للعبد عود الی البساط فی الیوم و اللیلة مرات.


p.600
(۱) نسخهٴ الف : بهترين - نسخهٴ روضاتی: مهينهٴ.
p.601

(۱) نسخهٴ ج : کلمهٴ « چنين » را ندارد.