p.636
الله تعالی گفتی اگر من عصا ب
موسی
درست نمودمی وی عیب شکستگی در وی ندیدی شکسته نمودم آنگه درست کردم تا قدرت و منّت من بیند، همینست حال بندهٴ گناهکار، این دبیران که بر وی رقیب گردانیده ام نه بآنست که تا فردا او را رسواکنم لکن تا فردا نامهٴ نبشته بوی نمایم و داند که بر ما هیچ نرفته است و هیچ بما فرو نشده، کار شکستهٴ وی بوی نمایم تا عیب خود و کردار خود بیند و سزای خود بشناسد، آنگه من بسزای خود شکستهٴ وی درست گردانم و فضل خود بوی نمایم تا منّت همه از من بیند.
موسی
را معجزهای دادم که دست دشمنان بوی رسید،
مصطفی
عربی را (ص) معجزهای دادم که دست هیچ دشمن هرگز بوی نرسید، ششصد و اند سال گذشت تا هزاران دشمنان ازین زندیقان و خصمان دین کوشیدند تا در
قرآن
طعنی زنند و نقصی آرند نتوانستند، همه رفتند و
قرآن
بی عیب و نقصان
(۱)
بماند، خود می گوید جلّ جلاله و تقدّست اسمائه : «
و بالحقّ اَنزلناهُ و بالحقّ نَزل
» القرآن حقّ و نزوله حقّ و منزله حقّ و المنزل علیه حقّ و القرآن بحقّ نزل و من حقّ نزل و علی حقّ نزل.
«
و قرآناً فرقناه لتقرأه علی النّاسِ مُکثٍ
»
قرآن
نه بیکبار از آسمان فرو آمد بلکه بتضاعیف روزگار و ترادف اوقات فرو آمد، آیت آیت و سورت سورت بمدّت بیست سال یا بیست و سه سال علی اختلاف الرّوایات، این تفریق از بهر آن کردیم تا گرفتن آن و یاد داشتن آن بر
مصطفی
(ص)
و بر امّت آسان باشد
(۲)
و بر دلهاشان استوار و محکم نشیند و جای گیرد و نیز تا شرف و کرامت
مصطفی
(ص)
در آن پیدا شود که پیوسته از حضرت عزّت بوی پیغام و نامه می آید و تا بزرگوار و شریف بندهای نباشد او را این تخصیص ندهد که پیوسته بسخنان و پیغام خود او را می نوازد.
«
قل آمنوا به اَو لا تؤمنوا
» از جناب احدیّت و جلال عزّت اشارتست