p.697
و آب او روشن
(۱)
است و بر پی او رفتن امید زندگانی است.
آن مرد اول از غافلانست، زینت و آرایش وی مال و فرزندانست، و این مرد دیگر از عارفانست، زینت و آرایش وی امروز ایمان و یقین و فردا نعیم جاودان است، اینست که رب العالمین گفت :
«
المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا
»
ــ شب معراج چون
سید (ص)
خواست که باز گردد گفتند ای
سید
سلام ما بکسانی رسان که ایشان دلها از زینت دنیا و صحبت خلق بپرداخته اند، یاد مرگ و قناعت بقوت و صحبت با درویشان اختیار کرده اند، یعنی
بلال
و
سلمان
و
خباب
و
عمار
و
بوذر
و
صهیب
و
عبد الله مسعود
و امثال ایشان، جوانمردانی که ظاهر ایشان بحرمت و خدمت آراسته و باطن ایشان بنسیم رضا معتبر گردانیده، دیده شان کحل تجلی یافته، جز بعبرت ننگرند و جز آیات و رایات قدرت نبینند، گوش ایشان و زبان ایشان بند حرمت بحکم شریعت بر نهاده، تا جز حق و حکمت نشنوند و جز راستی و درستی نگویند، دست و پای ایشان ببند عصمت و رعایت بسته تا نشست و خاست و رفت و خواست ایشان جز بر وفق فرمان نبود.
اینست بیان آن کلمه که در خبر صحیح است : کنت له سمعا و بصرا، چنانک دوستی مر دوستی را گوید تو دیدهٴ منی و جان منی و تن منی، همچنین سمع و بصر مؤمن در تحت رایت ولایت حقیقت آید تا بگوش خرد جز آن نشنود که رضای دوست بود و جز آن ننگرد که مراد دوست بود و جز آن نگوید که بفرمان دوست بود،
آنگه مر او را از درگاه عزت این خلعت دهند که هرچه وی میکند اندر تقریب لطف بخود حوالت میکند، نبینی که
مصطفی
ــ (ص)
را گفت در تنزیل مجید : «
فلم تقتلوهم ولکن الله قتلهم و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی
»، فعل از
رسول (ص)
حاصل آمد از روی صورت، لکن چون
رسول
اندر حمایت عصمت بود و تحت رایت ولایت حقیقت بود و فعل وی جز بفرمان نبود، الله تعالی مر آن فعل را بوصف خود حوالت کرد تا معلوم گردد