Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
18 الکهف پانزدهم 5

p.696

قوله تعالی : « و اضرب لهم مثلا رجلین » الآیة... حاصل این آیت و این قصه از روی فهم بر ذوق اهل ارادت اشارتست بدو مرد که در ابتداء ارادت بر بساط کرامت از روی مکاشفت نشانی بینند از لطف حق، دلی تازه و وقتی خوش و کاری بنظام و امیدی قوی، ازین دو یکی صاحب آرزو بود، دولت حقیقت میخواهد و کار بر نظام، بی رنج و بی ریاضت تمام، راست چون کسی که آرزوی در شب افروز کند، صعوبت دریای مخطر نادیده و زفرات نهنگان جان ربای ناشنیده هرگز کی صورت بندد که بی رنج و بی خطر دست او بمروارید مراد رسد، همچنین این مرد صاحب آرزو در راه پندار خود افسرده بمانده هیچ ریاضت نا کرده و هیچ رنج نا برده و بآن وقت خویش و وجد خویش نقدی که در بدو ارادت روی بوی نموده غره شده و تکیه بر آن کرده و نفس خود را با هواء و شهوت الف داده تا بسر انجام از آن وقت و وجد نیز بیفتاده و مرتد طریقت گشته و او را در رشتهٴ مهجوران و مردودان کشیدند و با وی گفتند : « فارقت من تهوی فعز الملتقی » در صحبت چنین کس سود نیست، و بهرهٴ او از آتش جز دود نیست، و بر پی او رفتن جز تاریکی و حسرت نیست.

باز مرد دیگر طالب استقامت است، عنایت ازلی درو رسیده و توفیق الهی همراه او گشته بحسن منازلت و تحقیق معاملت و صدق مجاهدت روز افزون شده و باقصی الامانی رسیده، صحبت این مرد همه سود است و آتش او بی دود است


p.697

و آب او روشن (۱) است و بر پی او رفتن امید زندگانی است.

آن مرد اول از غافلانست، زینت و آرایش وی مال و فرزندانست، و این مرد دیگر از عارفانست، زینت و آرایش وی امروز ایمان و یقین و فردا نعیم جاودان است، اینست که رب العالمین گفت :

« المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا » ــ شب معراج چون سید (ص) خواست که باز گردد گفتند ای سید سلام ما بکسانی رسان که ایشان دلها از زینت دنیا و صحبت خلق بپرداخته اند، یاد مرگ و قناعت بقوت و صحبت با درویشان اختیار کرده اند، یعنی بلال و سلمان و خباب و عمار و بوذر و صهیب و عبد الله مسعود و امثال ایشان، جوانمردانی که ظاهر ایشان بحرمت و خدمت آراسته و باطن ایشان بنسیم رضا معتبر گردانیده، دیده شان کحل تجلی یافته، جز بعبرت ننگرند و جز آیات و رایات قدرت نبینند، گوش ایشان و زبان ایشان بند حرمت بحکم شریعت بر نهاده، تا جز حق و حکمت نشنوند و جز راستی و درستی نگویند، دست و پای ایشان ببند عصمت و رعایت بسته تا نشست و خاست و رفت و خواست ایشان جز بر وفق فرمان نبود. اینست بیان آن کلمه که در خبر صحیح است : کنت له سمعا و بصرا، چنانک دوستی مر دوستی را گوید تو دیدهٴ منی و جان منی و تن منی، همچنین سمع و بصر مؤمن در تحت رایت ولایت حقیقت آید تا بگوش خرد جز آن نشنود که رضای دوست بود و جز آن ننگرد که مراد دوست بود و جز آن نگوید که بفرمان دوست بود، آنگه مر او را از درگاه عزت این خلعت دهند که هرچه وی میکند اندر تقریب لطف بخود حوالت میکند، نبینی که مصطفی ــ (ص) را گفت در تنزیل مجید : « فلم تقتلوهم ولکن الله قتلهم و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی »، فعل از رسول (ص) حاصل آمد از روی صورت، لکن چون رسول اندر حمایت عصمت بود و تحت رایت ولایت حقیقت بود و فعل وی جز بفرمان نبود، الله تعالی مر آن فعل را بوصف خود حوالت کرد تا معلوم گردد


p.698

که صادقان عاشقان پی جز بفرمان ننهند و همیشه خود را در دام شریعت و بند حقیقت محکم دارند، نام خداوند مونس ایشان، و ذکر خداوند پیشهٴ ایشان، و رضاء خداوند قبلهٴ ایشان، و مهر خداوند در دل ایشان، اینست که رب العالمین بفضل خود گفت با ایشان که : « و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا ».


p.697
(۱) نسخهٴ ج : و آب او از سروا روشن.