p.387
خواندند و بدان گرویدند.
تا هر شرفی و کرامتی که بجملگی ایشانرا بود تنها شما را بود.
این امت پیغام حق نیوشیدند و بحکم فرمان برفتند و گردن نهادند، و بهمه ایمان آوردند.
رب العالمین ایمان ایشان بپسندید، و بر جهانیان جلوه کرد و گفت «
والمؤمنون کل آمن بالله وملائکته
»
آنگه همه را زیر علم
مصطفی
ع درآورد و اتباع وی گردانید.
مصطفی
از آن خبر داد گفت ـ « آدم و من دونه تحت لوائی یوم القیمة » ـ
وامت ویرا بر گذشتگان پیشی داد و گفت ـ « السابقون السابقون ـ اولئک المقربون ».
و
رسول
گفت : ـ « نحن الآخرون السابقون یوم القیمة ».
«
فإن آمنوا بمثل ما آمنتم به فقداهتدوا
» ـ الآیة .. ای
سید خافقین
و
رسول ثقلین
!
این کارها همه در پی تو بستیم، و جهانیانرا اتباع تو فرمودیم، خادمان ترا عهدنامهٴ محبت نوشتیم، و در محل نظر خود آوردیم، و مخالفان ترا در وهدهٴ مذلت و مهانت اوکندیم.
من خالفک فهو فی شق الاعداء، و من خدمک فهو فی شق الاولیاء، هرکه ترا خواست او را خواستیم و بخود راه دادیم، و هرکه برگشت او را سوختیم و بینداختیم، ـ من یطع الرسول فقد اطاع الله ـ
ای مهتر! از برگشتن این بیگانگان و ناسزا گفتن ایشان دل تنک مدار، که ما شغل ایشان ترا کفایت کنیم، و رنج ایشان از تو بازداریم، «
فسیکفیکهم الله
» ـ
آنگه قومی آریم برنگ توحید برآورده، و بصفت دوستی آراسته، و صبغة الله بستر ایشان پیوسته، این «
صبغة الله
» رنگ بی رنگی است، هرکه از رنگ رنگ آمیزان پاک است بصبغة الله رنگین است.
|
آنکس که هزار عالم از رنگ نگاشت
|
|
رنگ من وتو کجا خرد ای ناداشـت
|
پس چون که بصبغة الله رسید، هرکه بوی بازافتد اورا برنگ خود کند.
چنانک کیمیا مس را و آهن را برنگ خویش کند، و عزیز گرداند. اگر بیگانه بوی بازافتد آشنا گردد، و گر عاصی بازافتد مطیع شود. و درین باب حکایات مشایخ بسیار است.
منها ـ ماحکی عن
ابراهیم الخواص
، قال ـ دخلت البادیة مرة فرأیت نصرانیا علی وسطه زنار، فسألنی الصحبة ، فمشینا سبعة ایام.
فقال ـ یا راهب الحنیفیة!
هات