p.171
فرو گذاشته وهر گز مباد! كه بر گیرند.
آن پردهٴ برداشته، حجاب فكرت است از پیش دلهای موحدان و سینه های مؤمنان برداشته، و آن پرده فرو گذاشته، ستر كرم است پیش اقوال و اعمال عاصیان و مطیعان و صدیّقان و متقیان، پردهٴ كرم بحكم قهر قدم از پیش طاعت
ابلیس
برداشتند همه معصیت آمده.
|
من لم یكن للوصال اهلا
|
|
فكل احسانه ذنوب.
|
پرده عفو بحكم لطف و كرم پیش زلّت
آدم
فرو گذاشتند عنایت ازل زبان بر گشاد كه : « فنسی ولم نجد له عزماً ».
|
من لم یكن للفر اق اهلا
|
|
فكّل اعضائه قلوب
|
قوله : « و ما اعجلك عن قومك یا
موسی
» عتاب
موسی
است كه قوم را واپس گذاشت و از پیش ایشان برفت، بمیعاد حق تعالی شتافت، گفت : ای
موسی
! ندانستی كه من ضعیفانرا دوست دارم؟
شکستگانرا بیش نوارم.
پیوسته در دلهاشان می نگرم؟
هر كرا بینم در دل ایشان او را بدوست گیرم؟ تا
موسی
عذری داد كه « هم اولاء علی اثری » ما خلفتهم لتضییعی ولكنی « عجلت الیك ربّ لترضی »
خداوندا! تو خود دانائی وازسرّاین بنده آگاهی، كه باین عجله نه تصییع ایشان خواستم و نه ترك رعایت حق صحبت ایشان قصد داشتم.
لكن رضای تو خواستم و زیادت خشنودی توجستم، گفت ای
موسی
رضاء من در مرا عات دل ایشانست ؛ « اناعندالمنكسرة قلوبهم من اجلی، اناجلیس من ذكرنی »
ای
موسی
! چون مرا جوئی در دل ایشان جو، كه من در خلوت « و هو معكم » باذا كران نشینم، مونس دل درویشانم، یادگار جان عار فانم، حاضر راز محّبانم، نوردیده آشنایانم، مایهٴ رمیدگان وزاد مضطران و پناه ضعیفانم، ای
موسی
، هر كجا درویشی بینی افكندهٴ جور روزگار، خسته دهر او را غلامی كن، تا بتوانی مفارقت وی مجو، صحبت او را خریداری كن، كه آن نهاد وی خزینهٴ اسرار ازلست و تعبیهٴ بازار ابد، با
مصطفی (ص)
همین وصیّت رفت « ولاتمد عیناك عنهم »
ای محمد! نگر تا دوچشم خویش از ایشان بنگردانی، و ایشانرا بدیگران