p.234
دست در آستان كعبه زده و می گوید : من مثلی ولی اله ان اذنبت منانی، وان تبت رجانی وان اقبلت ادنانی، وان ادبرت نادانی، ان ربنا لغفور شكور.
قوله : « لایسأل عما یفعل وهم یسئلون » ردقدر یانست وارشاد سنیان، قدریان گفتند اگر كل حوادث باو حوالت كنیم خدای تعالی معیوب گردد گفتند شر ازما است وخیر ازو، همچنان كه گبران گویند خیر از یزدان وشر از اهرمن، القدریة مجوس هذه الامة.
قدری مر گبری را گفت مسلمان شو گفت تا او نخواهد چون مسلمان شوم؟
قدری گفت اومیخواهد لكن
ابلیس
نمی خواهد، گبر گفت پس من با خصم قوی ترم ضعیف راچه خواهم كرد.
اما ارشاد سنیان از آن رویست كه حق جل جلاله مالك بر اطلاقست اورراسد كه درملك خود چنانكه خواهد تصرف كند.
مصطفی (ص)
گفت : « لو عذبنی وابن
مریم
لعذبنا غیر ظالم »
بترس از خدای كه هرچه خواهد كند و كس را زهرهٴ اعتراضی نه، وبر حكم وی چون و چرا نه.
استحیی من الله لقربه منك وخف الله لقدرته علیك.
ازخدای شرم دار كه بتو نزدیكست وزخدای بترس كه برتو قادرست وبدان كه این كاری است رفته و بوده هركس را بمنزل خود رسانیده وموضع وی پدید كرده.
آنگه بسرراه معاملت باز آورده.
انبیاء كه آمدند نه كاری نو درین عالم آوردند یا خبری نودرسینهٴ تونهادند، بلكه آنچه درسینهٴ توبود بجنبانیدند و آنچه درحق نهاده بود ترا سوی آن خواندند.
« وما كنا لنهتدی لولاان هدانا الله»
امیر المؤمنین علی (ع)
را پرسیدند ازقدر گفت : سر الله فلانكشفه.
بحر عظیم فلاتلجه.
علم بشریت طاقت كشش وی ندارد، فهم و وهم آدمی هرگز بدان نرسد، و نداند هرچند پیش رود متحیرتر بود، هرچند بیش تصرف كند افتاده تر آید.
بارخ تو كیست جان جز كه یكی بلفضول بالب تو كیست عقل جز كه یكی بلهوس.
قوله : « ام اتخذوا من دونه آلهة قل ها توابر هانكم » الایة ... الاشارة فیه الی التوحید الحق وافراد الرب بوصف التفرد و نعت الوحدانیة و اصل التوحیدالطیران فی میدان التجرید والاقامة عند احكامه بالتفرید، وقطع الخوف والرجاء عن القریب