p.342
علاء توشنیدند از بیم قهرتو گردن نهادند، عاصیان صفت رحمت تو شنیدند امیدها دربستند.
|
دست مایهٴ بندگانت گنج خانهٴ فضل تست
|
|
كیسهٴ امید از آن دوزد همی امیدوار
|
« یا ایّها النّاس »، نداء علامتست، « یا ایها الّذین آمنوا »، نداء كرامت.
نداء علامت عامهٴ مردم راست، نداء كرامت اهل خصوص را.
نداء علامت تخویف است وتحذیر، نداء كرامت تشریف است و تبشیر.
آنگه گفت : « اتقوار بّكم » دو كلمتست یكی قهر، ویكی لطف.
« اتّقوا » قهر است كه می راند بعدل خویش، « ربّكم » لطفست كه می نماید بفضل خویش.
بنده را میان قهر ولطف می دارد تا درخوف و رجا زندگی میكند، چون در خوف باشد بفعل خود مینگرد و میزارد، چون در رجا بود بلطف الله تعالی مینگرد و مینازد، چون بخود نگرد همه سوز و نیاز شود، چون بحق نگرد همه راز و ناز شود.
پیر طریقت
گفت : الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زارتر كیست؟
گاهی بتونگرم گویم از من بزرگوارتر كیست؟
بنده چون بفعل خود نگرد بزبان تحقیر از كوفتگی و شكستگی گوید :
|
پر آب دودیده و پر آتش جگرم
|
|
پر باد دودستم و پر از خاک سرم.
|
چون بلطف الهی و فضل ربانی نگرد بزبان شادی و نعمت آزادی گوید
:
|
چه کند عرش که او غاشیهٴ من نکشد
|
|
چون بدل غاشیهٴ حكم و قضاء تو كشم
|
|
بوی جان آیدم از لب چو حدیث تو كنم
|
|
شاخ عزّرویدم از دل چو بلاء تو كشم.
|
« انّ زلزلة السّاعة شیٴ عظیم »، زلزلهٴ رستاخیز وسیاست قیامت آنرا چه شرح وچه نشان توان داد كه ربّ العزّه گفت.
« شیٴ عظیم » چیزی عظیم است، روزی و چه روزی، كاری، و چه كاری، روز بازاری، وچه روز بازاری، سراپردهٴ عزت بصحراء قدرت زده، بساط عظمت گسترده، ترازوی عدل آویخته، صراط راستی باز كشیده، زبانهای فصیح همه گنگ و لال گشته، عذرها همه باطل كرده كه : هذایوم