Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة دوم 1

p.411

قوله تع ـ : « ولکل وجهة هو مولیها .. » الآیة ... قبله های خلق پنج است : ـ یکی عرش ، دوم کرسی ، سوم بیت المعمور ، چهارم بیت المقدس پنجم کعبه ، عرش قبلهٴ حاملان است، کرسی قبلهٴ کروبیان است، بیت المعمور قبلهٴ روحانیانست، بیت المقدس قبلهٴ پیغامبران است، کعبه قبلهٴ مؤمنانست. عرش از نور است، کرسی از زر است، بیت المعمور از یاقوت، بیت المقدس از مرمر، کعبه از سنگ. اشارتست ببندهٴ مؤمن که اگر نتوانی که بعرش آئی و طواف کنی، یا بکرسی شوی


p.412

و زیارت کنی، یا ببیت المعمور شوی و عبادت کنی، یا ببیت المقدس رسی و خدمت کنی، باری بتوانی که‌اندر شبانروزی پنج بار روی بدین سنک آری که قبلهٴ مؤمنان است تا ثواب آن همه بیابی.

« ولکل وجهة .. » ـ قال بعضهم ـ الاشارة فیه ان کل قوم اشتغلوا عنا بشییء حال بینهم و بیننا، فکونوا انتم ایهالمؤمنون لنا و بنا ـ از روی اشارت میگوید ـ هر قومی از ما روی برتافتند و بدون ما با غیری الف گرفتند، و فرود از ما خود را دلآرامی ساختند، و بدوستی پسندیدند. شما که جوانمردان طریقت اید، و دعوی دوستی ما کرده‌اید، دیدهٴ خود فروگیرید از هرچه دون ماست، ور همه فردوس برین باشد تا در متابعت سنت و سیرت مصطفی راست باشید، و حق اقتدا بآن مهتر عالم بتمامی بگزارید، که سیرت وی مهتر انبیا آن بود که چشم عزیز خود از همهٴ کائنات فروگرفت، و جز کنف احدیت خود را پناهی ندید و تکیه‌گاهی نپسندید.

مردی که براه عشق جان فرساید
آن به که بدون یار خود نگراید
عاشق بره عشق چنان می باید
کز دوزخ و از بهشت یادش ناید

هرکه درین متابعت درست آید شمع دوستی حق در راه وی برافروزند، تا هرگز از جادهٴ دوستی نیفتد. و الیه الاشارة بقوله ـ « فاتبعونی یحببکم الله » ـ و هر روشی که بر جادهٴ دوستی مستقیم گشت از آن سویها که قبله مترسمان است ایمن شد. یکی شوریده از سر حال خویش گوید : ـ

گر نباشد قبلهٴ عالم مرا
قبلهٴ من کوی معشوق است و بس
این جهان با آن جهان وهرچه هست
عاشقان را روی معشوق است و بس

حسین منصور قدس الله روحه اشارتی کرد بآن قبله های مترسمان، و گفت ـ سلم المریدون الی کل ما یریدونه ـ مریدانرا بمرادهای ایشان در رسانیدند، و هر کس را با معشوق خود بنشاندند. و حقیقت این کار آنست که همه خلایق دعوی دوستی حق کردند و هیچکس نبود که نخواست که بدرگاه او کسی باشد.

هرکه او نام کسی یافت ازاین درگه یافت
ای برادر کس او باش و میندیش از کس


p.413

پس چون همه دعوی دوستی حق کردند ایشانرا بر محک ابتلا زد تا ایشانرا با ایشان نماید، بدون خود، چیزی دریشان انداخت و آنرا قبلهٴ ایشان کرد تا روی بآن آوردند، در یکی مالی، در یکی جاهی، در یکی جفتی، در یکی شاهدی، در یکی تفاخری، در یکی علمی، در یکی زهدی، در یکی عبادتی، در یکی پنداری. این همه در ایشان انداخت تا خلق بآن مشغول شدند، و هنوز کس حدیث او نکرد و راه طلب او از خلق خالی بماند. ازینجا گفت ـ سلطان طریقت بویزید بسطامی قدس الله روحه ـ مررت الی بابه فلم ارثم زحاما، لان اهل الدنیا حجبوا بالدنیا، و اهل الآخرة حجبوا بالآخرة، والمدعین من الصوفیة حجبوا بالاکل والشرب والکدیة، و من فوقهم منهم حجبوا بالسماع والشواهد. وائمة الصوفیة لایحجبهم شیء من هذه الاشیاء، فرأیت هؤلآء حیاری سکاری ».

بر ذوق این کلمات پیر طریقت گفت : ـ مشرب می شناسم اما فاخوردن نمی یارم، دل تشنه و در آرزوی قطرهٴ می زارم، سقایهٴ مرا سیری نکند که من در طلب دریایم، بهزار چشمه و جوی گذر کردم تا بوکه دریا دریابم، در آتش غریقی دیدی من چنانم، در دریا تشنهٴ دیدی من همانم، راست مانندهٴ متحیری در بیابانم، همی گویم ـ فریاد رس که از دست بیدلی بفغانم!


_