p.152
«
و ما اسألکم علیه من اجر ان اجری الا علی
الله »، ـ خبر عن کل واحد من الانبیاء : انه قال : « لا
اسألکم علیه من اجر
» لیعلم الکافة ان من عمل لله فلا ینبغی ان یطلب الاجر من غیر الله، هر که در راه خدا روزی قدمی بردارد مبادا که اگر طمع ثواب دارد بغیر او دارد یا حاجت خود بغیر او بردار.
ب
موسی
وحی آمد که : یا
موسی
حاجت خود بمن بردار و هر چه خواهی از من خواه حتی ملح عجینك و علف شاتك.
این خود درجهٴ مزدورانست که عمل کنند و گوش بپاداش دارند، باز عارفانرا حال دیگرست و کار دیگر. ایشان عمل که کنند نه از بهر پاداش کنند و پاداش بر روی عمل تاش دانند.
پیر طریقت
گفت : شمار علی کل حال با مزدوران است با عارف چه شمارست.
عارف خود مهمان است.
مزد مزدور و نزل مهمان در خور، میزوانست.
مایهٴ مزدور حیرت و مایهٴ عارف عیانست.
جان عارف در سر مهر او تاوانست جان او همه چشم و سر او همه زبان است، آن چشم و زبان در نور عیان ناتوانست .
مزدور را نور امید در دل تاود و عارف را نور عیان در جان، مزدور در میان نعمت گردان و از عارف خود عبارت نتوان.
نفس عارف را قیمت پیدا نیست، دانی چرا؟، که آن نفس از حضرت جدا نیست.
قالب چون صدف است و نفس چون جوهر، مبدأ ان از حضرت است و مرجع آن با حضرت، گر آن نفس ازینجا بودی نفسانی بودی، و اگر نفسانی بودی حجاب تفرق بسوختی.
آنچه نفس عارف سوزد آتش دوزخ نسوزد از بهر آن که آن آتشی است که دوستی آنرا میافروزد.
|
ففی فواد المحب نار هوی
|
|
احر نار الجحهیم ابردها.
|
عارف کی بود.
او، که از آواز صور آگاه شود یا هول رستخیز او را مشغول دارد، یا دود دوزخ بدو رسد یا نعیم بهشت برو آویزد امروز همهٴ جهان در شغلند و ایشان با یکی، و فردا همهٴ خلق در نعیم غرق و ایشان هم با آن یکی.