Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
28 القصص بیستم 7

p.334

قوله تعالی : « و ما کنت بجانب الغربی ... » الآیه، ای سید عالم ، ای مهتر ذریت آدم ، ای زمین مقدم و در آسمان محترم، ای ناظم قلادهٴ نبوت ای ناشر اعلام رسالت، ای مؤید ارکان هدایت ای کاشف اسرار ولایت، ای واضع منهاج شریعت، تو نبودی در آن جانب غربی بر کوه طور سینا که ما با موسی سخن گفتیم و حدیث تو کردیم و کمال عز تو و جاه و شرف تو و امت تو وا او نمودیم. گفتیم یا موسی اگر میخواهی که بنزدیك ما رفعت و قربت یابی پیغامبر آخر الزمان را درود بسیار ده و نام و ذکر او بسیار گوی که وی بر گزیدهٴ ماست نواختهٴ لطف و بر کشیدهٴ عطف ما است، عارف بتعریف ما و نازندهٴ بوصال ما. نرگس روضهٴ جود است و سرو باغ وجود. حقه در حکمت است و نور حدقهٴ عالم قدرت، مایهٴ حسن جهان و مقصود از آفرینش عالم و عالمیان. یا موسی لولاه خلقت الافلاك. اگر نه جمال و کمال ویرا بودی نه عالم بودی نه آدم .

... ای در خوشاب
آدم نزدی دمی درین کوی خراب

یا محمد چه زیان داشت ترا که در آن مشهد طور حاضر نبودی من حاضر بودم و ترا نیابت داشتم و حضور من ترا به از حضور تو خود را. پیر طریقت اینجا سخنی نغز گفته : الهی از کجا باز یابم من آنروز که تو مرا بودی و من نبودم، تا باز بدان روز نرسم میان آتش و دودم، اگر بدو گیتی آن روز من یابم پر سودم، ور بود خود را دریابم به نبود خود خشنودم.

قوله : « و ما کنت بجانب الطور اذ نادینا ». یا محمد تو نبودی بر جانب طور


p.335

که ما امت ترا برخواندیم از اصلاب پدران و سبب آن بود که موسی گفت بار خدایا من در تورات میخوانم صفت و سیرت امتی سخت آراسته و پیراسته و بخصال حمیده ستوده، ایشان امت کدام پیغامبر‌اند. یکی از علماء طریقت صفت و سیرت این امت گفته که در میان ایشان جوانمردانی‌اند که دنیا و آخرت در بادیه وقت ایشان دو میل است. بهشت و دوزخ بر راه درد ایشان دو منزل است و هر چه دون حق بنزدیك ایشان باطل است. بروز در منزل راز اند بشب در محمل ناز، بروز در صنایع نظر‌اند بشب در مشاهدهٴ صنع (۱) . بروز با خلق در خلق بشب با حق بر قدم صدق بروز راه جویند بشب راز گویند. مفلسان‌اند از روی نعمت، لکن توانگران‌اند از روی صحبت دنیا که آفرید بآن آفرید تا ایشان او را دانند. عقبی که آفرید بآن آفرید تا ایشان او را بینند. او جل جلاله بهشت که آراید بدوستان خود آراید و دوستان را بدل آراید و دل را بنور جلال خود آراید. آن ماه‌رویان فردوس از هزاران سال باز در آن بازار گرم در انتظار‌اند (۲) تا کی بود که رکاب دولت این جوانمردان با علی علیین رسانند و ایشان بطفیل اینان قدم در آن موکب دولت نهند که : « فهم فی روضة یجبرون ».

... رجعنا الی القصة. موسی (ع) صفت این امت در تورات بسیار می‌دید، گفت : بار خدایا اینان امت کدام پیغامبر‌اند. گفت امت احمد . موسی گفت : بار خدایا میخواهم که ایشانرا ببینم. فرمان آمد که : یا موسی لیس الیوم وقت ظهورهم، امروز روز زمان ایشان نیست ور خواهی آواز ایشان ترا بشنوانم. فنادی یا امة احمد ، رب العالمین بجلال عز خود و بکمال لطف خود امت احمد را برخواند و ایشان از اصلاب پدران همه جواب دادند تا موسی سخن ایشان بشنید. آنگه روانداشت که ایشانرا بی‌تحفه‌ای باز گرداند، گفت : اعطیتکم قبل ای تسألونی و غفرت لکم قبل ان تستغفرونی.


p.336

و بر وفق این قصه و بیان این معنی خبر مصطفی است (ص) : روی انس بن مالك قال قال رسول الله (ص) : « ان موسی کان یمشی ذات یوم بالطریق فناداه الجبار : یا موسی ، فالتفت یمینا و شمالا ولم یر احدا. ثم نودی الثانیة : یا موسی فالتفت یمینا و شمالا فلم یر احدا و ارتعدت فرائصه ثم نودی الثالثه : یا موسی بن عمران انی انا الله لا اله الا انا، فقال لبیك فخر لله ساجدا. فقال : ارفع رأسك یا موسی بن عمران . فرفع راسه، فقال یا موسی ان احببت ان تسکن فی ظل عرشی یوم لاظل الا ظلی یا موسی فکن للیتیم کالاب الرحیم و کن للارملة كالزوج العطوف، یا موسی ارحم ترحم، یا موسی کما تدین تدان، یا موسی انه من لقینی و هو جاحد ب محمد ادخلته النار و لو کان ابرهیم خلیل ی و موسی کلیم ی . فقال : الهی و من محمد ؟ قال : یا موسی و عزتی و جلالی ما خلقت خلقا اکرم علی منه، کتبت اسمه مع اسمی فی ‌العرش، قبل ان اخلق السموات و الارض و الشمس و القمر بالفی الف سنة. و عزتی و جلالی ان الجنة محرمة حتی یدخلها محمد و امته. قال موسی و من امة محمد ؟ قال امته الحمادون یحمدون صعودا و هبوطا و علی کل حال یشدون اوساطهم، و یطهرون ابدانهم، صائمون بالنهار رهبان باللیل، اقبل منهم الیسیر و ادخلهم الجنة بشهادة ان لا اله الا الله. قال : الهی اجعلنی نبی تلك الامة. قال نبیها منها. قال : اجعلنی من امة ذلك النبی قال استقدمت و استأخروا یا موسی ، ولکن سأجمع بینك و بینه فی دار الجلال.

عن وهب بن منبه قال : لما قرب الله موسی نجیا قال رب انی اجد فی التوریة امة هی خیر امة تخرج للناس یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر فاجعلهم من امتی. قال : یا موسی تلك امة احمد قال یا رب انی اجد فی التوریة امة انا جیلهم فی صدورهم یؤمنون بالکتاب الاول و الکتاب الآخر، فاجعلهم من امتی. قال : یا موسی تلك امة احمد قال : یا رب انی اجد فی التوریة امة یأکلون صدقاتهم و یقبل ذلك


p.337

منهم و یستجاب دعاؤهم فاجعلهم من امتی. قال : تلك امة احمد .

« انك لاتهدی من احببت » یا محمد ، الهدایة من خصائص الربوبیة فلاتصلح لمن و صفه البشریة. توفیق سعادت و تحقیق هدایت از خصائص ربوبیت است، بشریت را بدان راه نه و جز جلال احدیت بدین صفت سزانه. یا محمد ترا شرف نبوت است و منزلت رسالت و جمال سفارت مقام محمود و حوض مورود، خاتم پیغامبران و سید مرسلانی و شفیع مذ نبانی و شمع زمین و آسمانی. عنان مرکبت از آسمانها بر گذشته و ساحت عرش مجید جای اخمص تو ساخته، اما هدایت بندگان و راه نمودن ایشان بایمان نه کار تو است و نه در دست تو. « انك لاتهدی من احببت » ما آنرا که خواهیم در مفازهٴ تحیر همی رانیم و آنرا که خواهیم بسلسلهٴ قهر همی کشیم. ما در ازل آزال و سبق سبق تاج سعادت بر سر اهل دولت نهادیم و این موکب فرو کوفتیم که : هولاء فی الجنة و لاابالی ؛ و رقم شقاوت بر ناصیه گروهی کشیدیم و این مقرعه بر زدیم که : هولاء فی النار و لاابالی.

ای جوانمرد هیچ صفت در صفات خدای از صفت لاابالی دردناکتر نیست. آنچه گفت (ص) : « لیت رب محمد لم یخلق محمدا » تالهٴ بیم این سخن بود و آنچه صدیق اکبر گفت : لیتنی کنت شجرة تعضد، آواز درد این حدیث بود.

نیکو سخنی که آن پیر طریقت گفت : کار نه آن دارد که از کسی کسل آید و از کسی عمل، کار آن دارد که ناشایسته آمد در ازل. آن مهتر مهجوران که او را ابلیس گویند چندین سال در کارگاه عمل بود. اهل ملکوت همه طبل دولت او میزدند و ندانستند که در کارگاه ازل او را جامه دیگرگون بافته‌اند (۱) ایشان در کارگاه عمل او مقراضی و دیبا همی دیدند و از کارگاه ازل او را خود گلیم سیاه آمد : « و کان من الکافرین ».


p.338

این قصه نه زان روی چو ماه آمده است
کین رنك گلیم ما سیاه آمده‌ است

ای محمد اگر سعادت هدایت باختیار تو بودی تا از ابو طالب بسر نیامدی ب بلال و صهیب و سلمان نرسیدی، لکن ارادت ارادت ما است و اختیار اختیار ما : « و ربك یخلق مایشاء و یختار ما کان لهم الخیرة » فما للمختار و الاختیار و ماللمملوك و الملك، و ما للعبد و التصدر فی دست الملوك.

قال الله : « ما كان لهم الخیرة سبحان الله و تعالی عما یشرکون ». روی ابن عمر قال قال رسول الله (ص) : « ان الله خلق السموات سبعا فاختار العلیا منها فسکنها و اسکن سائر سماواته من شاء من خلقه، ثم خلق الخلق فاختار من الخلق بنی آدم، و اختار من بنی آدم العرب و اختار من العرب مضر و اختار من مضر قریشا و اختار من قریش بنی هاشم و اختارنی من بنی هاشم ، فانا من خیار الی خیار فمن احب العرب فیحبنی احبهم، و من ابغضهم فیبغضنی ابغضهم.

بدان که آدمی را اختیار نیست اختیار کسی تواند که او را ملك بود و آدمی بنده است بنده را ملك نیست ؛ آن ملك كه او را شرع اثبات كرد آن ملك مجازی است عاریتی، عن قریب ازو زائل گردد . و ملك حقیقی آنست که آنرا زوال نیست و آن ملك الله است که مالك بر کمال است و در ملك ایمن از زوال است و در ذات و نعت متعال است. عالم بیافرید، و آنچه خواست از آن برگزید. فرشتگانرا بیافرید از ایشان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل برگزید، آدم و آدمیان را بیافرید از ایشان پیغامبرانرا برگزید. از پیغامبران خلیل و کلیم و عیسی و محمد را برگزید. صحابه رسول را بیافرید، ازیشان بو بکر تیمی و عمر عدوی و عثمان اموی و علی هاشمی (علیه السلام) برگزید. بسیط زمین بیافرید از آن مکه برگزید، موضع ولادت رسول (ص) مدینه برگزید، هجرت‌گاه رسول ، بیت المقدس برگزید موضع مسرای رسول. روزها بیافرید و از آن روز آدینه برگزید، و هو یوم اجابة الدعوة. روز عرفه برگزید،


p.339

و هو یوم المباهات. روز عید برگزید، و هو یوم الجائزه. روز عاشورا برگزید، و هو یوم الخلعة. شبها بیافرید و از آن شب برات برگزید که حق جل جلاله بخودی خود نزول کند و بندگان را همه شب بنداء کرامت خواند و نوازد. شب قدر برگزید که فریشتگان آسمان بعدد سنك ریز بزمین فرستد و نثار رحمت کند بر بندگان. شب عید برگزید که در رحمت و مغفرت گشاید و گناه‌کاران را آمرزد. کوهها بیافرید و از ان طور برگزید که موسی در آن بمناجات حق رسید. جودی برگزید که نوح دران نجات یافت، حرا برگزید که مصطفا ی عربی بران بعثت یافت. نفس آدمی بیافرید و ازان دل برگزید و زبان، دل محل نور معرفت و زبان موضع کلمهٴ شهادت. کتابها از آسمان فرو فرستاد و از آن چهار برگزید : تورات و انجیل و زبور و قرآن . و از کلمتها چهار برگزید : « سبحان الله » و « الحمد الله » و « لا اله الا الله » و « الله کبر »

قال رسول الله (ص) : « افضل الکلام اربع : « سبحان الله » و « الحمد الله » و « لا اله الا الله » و « الله اکبر » لایضرك بایهن بدأت.


p.335
(۱) بروز در نظر صنایع‌اند بشب در مشاهدهٴ صانع (ج) (۲) منتظر‌اند (ج)
p.337

(۱) در هر دو نسخه : یافته‌اند، تصحیح قیاسی است.