p.375
را در است، صحبت را سر است.
فرا وصال اشارتست، از کمال حال عبارتست خائف را امان است، راجی را ضمان است.
طالب را شرفست، عارف را صلف است مُحبّ را تلف است.
|
نام تو شنید بنده دل داد بتو
|
|
چون دید رخ تو جان فرستاد بتو
|
« الۤم » الالف من الله و اللام
من
جبرئیل
(ع)
و المیم من
محمد
(ص)
.
الف اشارتست فرا الله، لام اشارتست فرا
جبرئیل
میم اشارتست فرا
محمد
(ص)
.
ربّ العزّة سوگند یاد میکند بالۤهیت خویش و بامانت
جبرائیل
و بصدق نبوت
محمد
که وحی کننده منم و آرندهٴ
جبرئیل
و پذیرنده
محمد
از حق جل جلاله میل روانه از
جبرئیل
خیانت روانه از
مصطفی
محمد
تهمت روانه.
نا گرویدن از کجا و از پذیرفتن حق روی گردانیدن چرا.
و فایده قسم، بعد از آن که مردم دو گروهاند : مومناناند که پی قسم استوار دارند، و کانفرانند که با قسم استوار ندارند.
آنست که قرآن بر لغت و عادت عرب فرو آمد، و عادت عرب آنست که سوگند یاد کنند و تحقیق راستی آنچه از خود خبر دهند.
«
احسب الناس ان یترکوا
» بمجرد الدعوی فی الایمان دون المطالبة بالبلوی هذا لایكون، و قیمة کل امرئ ببلواه، فمن زاد قدر معناه زاد قدر بلواه.
قال
النبی (ص)
، « انّ اشدّ الناس بلاء الانبیاء ثم الامثل.
فالا مثل.
و
قال
(ص)
: انّ « الله عزّ و جلّ اذا اراد بقوم خیرا ً ابتلاهم ».
مثال ربّانی از حضرت ربوبیت آنست که بلاء از درگه ما خلعت دوستانست، هر که در مقام دوستی بر اغیار مرتبتی جوید در بوستان نزهت دوستان گل بلا بیشتر بوید.
خواهی که بدانی در نگر بحال
سیّد ولد آدم
، مقتدای اهل شریعت و مقدّم و سالار اهل حقیقت.
چون آن
مهتر
قدم درین کوی نهاد یك ساعت او را بی غم و بی اندوه نداشتند .
اگر یکساعت مربع نشست خطاب آمد که بندهیی بنده وار نشین .
و اگر یك بار انگشتری در انگشت بگردانید