p.496
که مجیبم می نیوشم دعاء تو.
با اشارت است ببر او، سین اشارت است بسر او.
میم اشارت است بمنت او.
گوئی قسم یاد میکند میگوید جل جلاله : ببر من با بندگان من، بسر من با دوستان من، بمنت من بر مشتاقان من که عذاب نکنم بندهای را که باخلاص گوید نام من و در هر کار ابتدا کند بنام من با بقاء او، سین سناء او، میم مجد او، با بقاء بنده، سین سرور بنده، میم مقام بنده.
میگوید عز جلاله : عبدی بقاء من بمن، بقاء تو ز من، سناء من صفت من، سرور تو صحبت من، مجد من جلال من، مقام تو بر درگاه من.
اللهام که کافران را عذاب کنم اظهار حجت را، رحمانم با مؤمنان فضل کنم اظهار منت را.
رحیم ام عاصیان را عفو کنم اظهار رحمت را.
« الم » الالف یشیر الی الایة و اللام یشیر الی لطفه و عطائه و المیم یشیر الی مجده و سنائه فبآلائه رفع الجحد عن قلوب اولیائه و بلطف عطائه اثبت المحبة فی اسرار اصفیائه و بمجده و سنائه مستغن عن جمیع خلقه بوصف کبریائه.
الف اشارتست بآلاء و نعماء و لام اشارتست بلطف و عطاء او، میم اشارتست بمجد و سناء او.
میگوید بآلاء و نعماء من، بلطف و عطاء من، بمجد و سناء من که این حروف قرآن کلام من.
«
تلك آیات الکتاب الحکیم
» ای ـ هذه آیات الکتاب المحکم المحروس عن التغییر و التبدیل.
کتاب ربانی، کلام یزدانی، نامهٴ آسمانی، حبل الله المتین و نور المبین، حجت رسالت و منشور نبوت و معجز دعوت.
نامهای که تغییر و تبدیل را درو راهی نه، حکم و امثال او را کوتاهی نه، معانی و احکام او را تناهی نه، رسم و نظم او را تباهی نه، متبع او را گمراهی نه.
«
هدی و رحمة للمحسنین
» عابدان راهدی و رحمت است، عارفان را دلیل و حجت است.
هر که را
قرآن
طبیب بود الله او را حبیب بود، هرکرا
قرآن
انیس بود