p.511
فضاء مشاهدت نه که در آن فضانه وحشت دنیا بود نه زینت آخرت.
در خبر است که
عیسی
(ع)
به قومی از مجتهدان عباد بر گذشت گفت : این مجاهدت و عبادت شما از چیست و برای چیست.
گفتند : خشیة من النار، فقال مخلوقا خشیتم، و به قومی دیگر بگذشت از ایشان بی قرارتر و مجاهدتر گفت : این عبادت و مجاهدت به چه امید می کنید و چه امید دارید.
گفتند : نرجوا من الله الجنة،
عیسی
(ع)
گفت : هلا رجوتم الله فحسب، «
و اسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنة
»
سر این آیت آنست كه عالمیان جمله در حق دعوی کردند هیچ کس نبود که نخواست که بر درگاه او کسی باشد، حق جل جلاله وعم نواله وعظم شأنه ایشان را برمحك ابتلا زد تا ایشان را با ایشان نماید بدون خود.
در هر یکی چیزی انداخت : در یکی دنیا انداخت، در یکی عقبی، در یکی نعمت ظاهر، در یکی نعمت باطن.
خلق همه به نعمت مشغول شدند، نیز کسی حدیث او نکرد و از نعمت با منعم نگشت تا راه طلب او از خلق خالی گشت، و الیه الاشارة بقوله : «
و للبسنا علیهم ما یلبسون
».
پیر طریقت
گفت : هر دیده که از دنیا پر شد صفت عقبی در وی نگنجد، و هر دیده که صفات عقبی در وی قرار گرفت آن دیده از جمال احدیت بی نصیب ماند.
«
یا ایها الناس اتقوا ربکم و اخشوا یوما
» الآیة ... یکبار ایشان را بافعال خود ترساند که :«
اخشوا یوما لا یجزی والد عن ولده
»
جای دیگر گفت : «
و اتقوا یوما ترجعون فیه الی الله
».
یکبار ایشان را بصفات خود ترساند که : «
الم یعلم بان الله یری
».
یك بار ایشانرا بذات خود ترساند که : «
و یحذرکم الله نفسه
».
گفتهاند خوف سه باب است : یکی بیم فعل.
دیگر بیم زیان وقت.
سه دیگر بنام خوف است.
اما حقیقت آن اجلال است چنان که آن شاعر گفت :
|
اهابك اجلالا و ما بك قدرة
|
|
|
علی و لكن ملیء عینی حبیبها
|