Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة دوم 1
KAv1c2pp459-461uid178

p.459

قوله تع : « یا اَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی الاَرضِ ... » یا ـ حرف ندا است و ـ ایّ ـ منادی و ـ ها ـ تنبیه، میگوید : ـ بیدار باشید ای مردمان! چیزی که خورید حلال خورید و پاک، و گرد خیانت و محرمات مگردید، تا از وساوس شیطان و هواجس نفس برهیذ، و گفت و کرد شما پاک شود، و دل روشن! مصطفی صلعم گفت : هرکه چهل روز حلال خورد چنانک هیچ حرام نخورد و راه بخوذ ندهد، رب العالمین دل وی روشن گرداند، و چشمهای حکمت ازوبگشاید، و دوستی دنیا از دل وی ببرد،


p.460

هر آفت کی در راه دینست و هر فتنه که خاست از دوستی دنیا خاست، « حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کلِ خطیئةٍ » و این دوستی دنیا از حرام خوردن پدید آید، پس هرکه پرهیزگار شود ودرِ مُحرّمات بر خود ببندد این دوستی دنیا از دل وی بکاهد، و گفتار و کردار وی پاک شود، و دعاء وی باجابت مقرون گردد.

مصطفی صلعم گفت : ـ بسیار کس است که غذا و طعام و جامهٴ وی که بکار دارد حرامست و در آن احتیاط نکند، آنگه دست برداشته و دعا می کند، این چنین دعا کی مستجاب بود؟

و یکی از بزرگان طریقت گفت : ـ گفتار پاک که بخداوند پاک رسد آنست کی از حلق پاک برآید، و حلق پاک آنست که جز غذاء پاک بخود راه ندهد، و غذاء پاک آنست که در حال اکتساب یاذ کرد و یاذ داشت حق در آن فرو نگذارد، و فراموش نکند، و شکر ولی نعمت بحکم فرمان در آن بجای آرد.

چنانک خدای تع گفت ـ : « کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقناکُم وَاشکُروا لله » ـ و حقیقت شکر آنست که تا قوت نعمت در باطن می یابد خود را بر طاعت ولی نعمت بظاهر میدارد.

سری سقطی ، جنید را پرسید وقتی ـ که شکر چیست؟ فقال ـ « ان لایستعانَ بشئ من نعم الله علی معاصیه » گفت ـ شکر آنست که نعمت خذاوند بر معاصی وی بکار ندارد، که آنگه همان نعمت سبب هلاک وی باشد. چنانک پادشاهی غلامی را بنوازد و بر کشد و او را کمر شمشیر زردهد، پس آن غلام بر وی عاصی شود. پادشاه بفرماید تا هم بآن شمشیر کی خلعت وی بوذ سر وی بردارند ـ گوید این جزاء آنست کی نعمت خداوندگار خود در معصیت وی بکار برد، و گویند ـ سبب آنک ادریس پیغامبر را بآسمان بردند آن بود که فریشتهٴ بیامد و ویرا بشارت داد بمغفرت. و ادریس در آن حال دست بدعا برداشته که ـ بارخدایا در زندگانی ادریس زین پس بیفزای! گفتند ـ تا چه کنی؟ گفت ـ تا خدایرا شکر و سپاس داری کنم، که آنچ گذشت در طلب مغفرت بودم، و ازین پس


p.461

شکر را باشم . قال ـ فبسط الملکُ جناحهُ و حملهُ الی السماء. و قیل التزم الحسن بن علی ع الرکنَ فقال ـ الهی اَنعمتنی فلم تجدْنی شاکراً و اَبلیتنی فلم تجدنی صابراً، فلا انت سلبتَ النعمةَ بترک الشکر، ولاادمتَ الشدّة بترک الصبر، الهی ما یکون من الکریم الاّالکرم.

اگر کسی گوید ـ « یآ اَیُّهَا النّاسُ کُلُوا مِمّا فِی الأَرضِ .. » ـ از روی ظاهر این خطاب همان فائده داد که « یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم » پس فائده اعادت چیست؟ جواب آنست : که اهل تحقیق گفتند ـ : « یا اَیُّها النّاسُ » نداء عام است، و بر قدر روش عامّه این خطاب باایشان رفت. نبینی که جملهٴ مباحات فراپیش ایشان نهاد، و جز از حرام محض ایشان را باز نزد. و این منزلت عوام است کی از حرام بحلال گریزند. و از محذورات با مباحات گردند، آنگه بر عقب آن از اتّباع شیطان نهی کرد ـ که ایشان بر شُرُف فرمان برداری شیطان اند. باز آیت دیگر « یا ایها الذین آمنوا » خطاب اهل خصوص ست ایشانرا فرمود ـ تا در تناول مباحات و بکارداشت محلات توسع نکنند، بلکه از مباحات حلال محض گزینند، و از حلال محض طیّبات رزق گزینند. این همانست که روایت کنند از بعضی صحابه که گفت : ما از ده باب حلال نه باب بگذاشتیم، و یکی بر کار گرفتیم از بیم شبهت.، آنگه بجای آنکه عوام را از اتباع شیطان احتراز فرمود اینجا بشکر خدای فرمود، آنکس که خداوند ذوق است داند که میان این دو خطاب چه فرقست . آن ابتداءِ روش مسلمانان است، و این غایت کشش عارفان، این همان عدل و احسان است که گفت ـ : « انّ الله یامر بالعدل والاحسان » هرکس که از حرام محض پرهیزد، ویرا ـ عادل ـ گویند، و هرکه از عین حلال پرهیزد او را ـ محسن ـ گویند، عدالت ظاهر مسلمانی است، و احسان آنست که مصطفی گفت : ـ « الاحسان ان تعبدالله کانک تراه » و هو عبارةٌ عن مکاشفة العارفین و نهایة رتبة الصدیقین.


_