p.460
هر آفت کی در راه دینست و هر فتنه که خاست از دوستی دنیا خاست، « حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کلِ خطیئةٍ »
و این دوستی دنیا از حرام خوردن پدید آید، پس هرکه پرهیزگار شود ودرِ مُحرّمات بر خود ببندد این دوستی دنیا از دل وی بکاهد، و گفتار و کردار وی پاک شود، و دعاء وی باجابت مقرون گردد.
مصطفی
صلعم گفت : ـ بسیار کس است که غذا و طعام و جامهٴ وی که بکار دارد حرامست و در آن احتیاط نکند، آنگه دست برداشته و دعا می کند، این چنین دعا کی مستجاب بود؟
و
یکی از بزرگان طریقت
گفت : ـ گفتار پاک که بخداوند پاک رسد آنست کی از حلق پاک برآید، و حلق پاک آنست که جز غذاء پاک بخود راه ندهد، و غذاء پاک آنست که در حال اکتساب یاذ کرد و یاذ داشت حق در آن فرو نگذارد، و فراموش نکند، و شکر ولی نعمت بحکم فرمان در آن بجای آرد.
چنانک خدای تع گفت ـ : «
کُلُوا مِن طَیِّباتِ ما رَزَقناکُم وَاشکُروا لله
» ـ و حقیقت شکر آنست که تا قوت نعمت در باطن می یابد خود را بر طاعت ولی نعمت بظاهر میدارد.
سری سقطی
،
جنید
را پرسید وقتی ـ که شکر چیست؟
فقال ـ « ان لایستعانَ بشئ من نعم الله علی معاصیه » گفت ـ شکر آنست که نعمت خذاوند بر معاصی وی بکار ندارد، که آنگه همان نعمت سبب هلاک وی باشد.
چنانک پادشاهی غلامی را بنوازد و بر کشد و او را کمر شمشیر زردهد، پس آن غلام بر وی عاصی شود.
پادشاه بفرماید تا هم بآن شمشیر کی خلعت وی بوذ سر وی بردارند ـ گوید این جزاء آنست کی نعمت خداوندگار خود در معصیت وی بکار برد،
و گویند ـ سبب آنک
ادریس
پیغامبر را بآسمان بردند آن بود که فریشتهٴ بیامد و ویرا بشارت داد بمغفرت.
و
ادریس
در آن حال دست بدعا برداشته که ـ بارخدایا در زندگانی
ادریس
زین پس بیفزای!
گفتند ـ تا چه کنی؟
گفت ـ تا خدایرا شکر و سپاس داری کنم، که آنچ گذشت در طلب مغفرت بودم، و ازین پس