p.469
|
بهرچ از راه باز افتی چه کفر آن حرف و چه ایمان
|
|
|
بهرچ از دوست وامانی چه زشت آن نقش و چه زیبا
|
مزدور گوید ـ نماز من روزه من و زکوة من و صبر من در بلاها و وفاء من در عهدها،
و
عارف
گوید ـ بزبان تذلل .
|
من که باشم که بتن رخت وفاء تو کشم
|
|
دیده حمال کنم بار جفاء تو کشم
|
|
بوی جان آیدم از لب که حدیث تو کنم
|
|
شاخ عز رویدم از دل که بلاء تو کشم
|
پیر طریقت
گفت : ـ من چه دانستم که مزدور اوست که بهشت باقی او را حظ است؟
و
عارف
اوست که در آرزوی یک لحظ است؟!
من چه دانستم که مزدور در آرزوی حور و قصور است، و
عارف
در بحر عیان غرقه نور است! »
بوعلی رودباری
قدس الله روحه بوقت نزع خواهر خود را میگفت : یا
فاطمة
« هذه ابواب السماء قد فتحت، و هذه الجنان قد زینت » اینک درهای آسمان بگشادند و بهشتها بیاراستند و کنیزگان بر کنگره ها نشاندند و میگویند ـ نوشت بادای
با
علی
که این همه از بهر تو ساختند؟
و زبان حال
بوعلی
جواب میدهد ـ الهی به بهشت و حورا چه نازم اگر مرا نفسی دهی از آن نفس بهشتی بسازم.
|
و حقک لانظرت الی سواکا
|
|
بعین مودة حتی اراکا
|
|
بربندم چشم خویش و نگشایم نیز
|
|
تا روز زیارت تو ای یار عزیز
|
«
لیس البر ان تولوا وجوهکم
» ـ بر بر قول مجمل دو ضرب است : اعتقاد و اعمال، اعتقاد تحقیق اصول است و اعمال تحصیل فروع.
و هر آنکس که اصول بحقیقت مستحکم کرده و فروع بشرط خود بجای آورده لامحاله از ابرار است، و منزل ابرار دارالقرار است.
و ذلک فی قوله تع ـ «
ان الابرار لفی نعیم
».
آنگه رب العالمین در سیاق این آیت بیان کرد همان اعتقاد و همین اعمال گفت ـ «
من آمن بالله والیوم الآخر والملآئکة والکتاب والنبیین
» تا اینجا بیان اعتقاد است و تمهید قواعد اصول، و ازینجا ذکر اعمال درگرفت.
وآنگه بر دو قسم نهاد ـ یک قسم مراعات مردم است در معاشرت ایشان و نواخت دور و نزدیک و مواساة