p.155
ل
یوسف
فی الارض ».
دو نطفهٴ مهین در رحم فراهم آوردند و از میان هر دو صورتی بدین زیبائی پدید آوردند که : «
و صور کم فاحسن صور کم
».
دو نجاست فراهم آوردند در نهاد حیوان : یکی فرث دیگر دم، از میان هر دو شیر صافی پدید آوردند «
من بین فرث و دم لبنا خالصا
».
دو کار صعب بر بنده جمع آمد : یکی معصیت دیگر تقصیر در طاعت از میان هر دو رحمت و مغفرت پدید آوردند که : «
یصلح لکم اعمالکم ویغفر لکم ذنوبکم
».
« و حیل بینهم و بین مایشتهون » ـ خبر میدهد از ان بیچاره که در سکرات مرک افتد و جانش بچنبر گردن رسد، رخسارهٴ رنگینش از هیبت مرک بیرنگ گردد، قطرات عرق حسرت از پیشانی وی روان گردد، فرزندان بناز پرورده بر بالین وی نشسته و روی بر روی وی میمالند و دوستان و برادران بناکام اورا وداع میکنند و بزبان حیرت میگویند :
|
یا جامع الشمل و الاحشآء و الکبد
|
|
یالیت امک لم تحبل و لم تلد
|
|
تهدی الی عرصة الموتی علی عجل
|
|
مودع الاهل و الاحباب و الولد
|
کرام الکاتبین طومار کردار در میپیچند خازنان روزی جریدهٴ رزق در مینوردند، متقاضیان حضرت قصد جان میکنند و آن بیچاره فرو مانده در آرزوی یک روز مهلت بود و مهلتش ندهند، خواهد که سخن گوید و قوتش ندهند، اینست که رب العالمین فرمود : « و حیل بینهم و بین مایشتهون ».
روزی مردی صاحب واقعه بنزدیک
رسول خدا
آمد و از پرا کندگی دل و معصیت خود بنالید، آب حسرت از دیده همی بارید و نفس سرد همی کشید و میگفت : یا
رسول الله
.
طبیب دلهای بیماران توئی، دردها را درمان سازتوئی، این درد مرا درمانی بساز و این خستگی مرا مرهمی پدید کن که سخت بیمارم بگناه خویش، غرقهام بجرم خویش، آلودهام بکردار خویش، مغرورم بپندار خویش.
رسول خدا
گفت : روزی وشبی را که در پیش داری ؛ باری کار خود بساز، آنروز که رب العزة میفرماید : « و حیل بینهم و بین مایشتهون »، و آن شب نخستین که ازو خبر میدهد : «
ومن ورآئهم برزخ الی یوم یبعثون
»، رو خلوتی بساز و ساعتی با درد و اندوه خود پرداز، اشکی گرم از دیده فر و بار و آهی سرد از دل برآر و بزبان تضرع بگوی : خداوندا!