p.169
حور و قصور و ولدان و خیرات حسان بر دل وی همه آن گذرد و روز گاروی نشان آن دارد این حال مزدورست در بند پاداش مانده از حقایق مکاشفات و خلوت مناجات بازمانده.
سدیگر مرد آنست که همتی عالی دارد در دل رازی نهانی دارد دل او اسیر مهر و جان او غرقهٴ عیان نه از دنیا خبر دارد نه از عقبی نشان بزبان حیرت همی گوید : ای یگانهٴ یکتا از ازل تا جاودان ای واحد و وحید در نام و در نشان زنده مان کن بزندگانی دوستان بعین جمع مان زنده دار بنور قرب آبادان دو گانکی بر گیر از میان و بر مقام توحیدمان فرودآر با مقربان.
« ما یفتح الله للناس من رحمة » از روی فهم بزبان طریقت این آیت اشارت است بفتوح اهل ایمان و معرفت، فتوح نامی است آنرا که از غیب ناجسته و ناخواسته آید و آن دو قسم است یکی از آن واردات رزق و عیش است نامطلوب و نامکتسب دیگر قسم علم لدنی است ناآموخته با شریعت موافق ناشنیده و بادل آشنا.
پیر طریقت
گفت : آه! ازین علم ناآموخته گاه در آن غرقم و گاه سوخته گوینده ازین باب دریاست گاه درمد و گاه در جزر چون در مقام انبساط بود عالم از صفوت پر کند چون در مقام هیبت بود عالم از بشریت پر کند.
وهم از ابواب فتوح است خواب نیکو و دعای نیکان و قبول دلها، وفی الخبر : « ان الله اذا احب عبدا احبه اهل السموات و الارض و یوضع له القبول فی الارض »