p.205
شدهٴ انکارست از وی جز انسانیت و بشریت نبیند، دیدهٴ
صدیق
اکبر
باید ز دودهٴ استغفار تا جمال نبوت و کمال رسالت وی ببیند، دیدهٴ
عتبه
و
شیبه
که حجاب افکندهٴ شب رد از لست جز نسبت
عبدالمطلب
نبیند، دیدهٴ
صدیق
و
فاروق
باید روشن کردهٴ صبح قبول ازل تا شرف و نواخت
محمد
رسول الله
ببیند.
آری حرم را بنامحرم نمودن شرط نیست، کسی باید محرم شریعت و طریقت شده و گرد منابعت
سید
صلوات الله و سلامه علیه در دیدهٴ طلب وی توتیای حرمت گشته تا اهلیت آن دارد که آن جمال ببیند.
و قیل : « یس »، الیآء اشارة الی یوم المیثاق ؛ والسین اشارة الی سره مع الاحباب فکا نه قال بحق یوم المیثاق و بسری مع الاحباب و بالقرآن الحکیم « انک لمن المرسلین،
علی صراط مستقیم
».
قوله : « تنزیل العزیز الرحیم » ـ این
قرآن
فرو فرستادهٴ خداوندیست که نام وی عزیزست و رحیم، عزیز اوست که دشخوارست دریافتن او، الله تعالی عزیزاست بآن معنی که دریافت وی نیست و افهام و اوهام را رسیدن بکنه جلال وی نیست.
پیر طریقت
گفت : ای نادر یافته یافته و نادیده عیان، ای در نهانی پیدا و در پیدائی نهان، یافت تو روز است که خود بر آید ناگاهان، یاوندهٴ تو نه بشادی پردازد نه باندوهان، بسر بر ما را کاری که از آن عبارت نتوان.
« تنزیل العزیز الرحیم »، هم عزیز است هم رحیم، عزیز به بیگانان رحیم بمؤمنان، اگر عزیز بود بی رحیم هر گز کس اورا نیابد و اگر رحیم بود بی عزیز همه کس اورا یابد، عزیزست تا کافران در دنیا او را ندانند، رحیم است در عقبی تا مؤمنان او را به بینند.
«
لتنذر قوما ما انذر آباؤهم فهم غافلون
» ـ غافلان دواند یکی از کاردین غافل و از طلب صلاح خود بیخبر، سر بدنیا در نهاده و مست شهوت گشته و دیدهٴ فکرت و عبرت بر هم نهاده حاصل وی آنست که رب العرة فرمود : «
والذین هم عن آیاتنا غافلون
،
اولئک مأویهم النار بما کانوا یکسبون
» وفی الخبر : « عجبت لغافل و لیس بمغفول عنه » دیگر غافلی است پسندیده از کار دنیا و ترتیب معاش غافل، سلطان حقیقت بر باطن وی