Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
2 البقرة دوم 1

p.493

قوله تع : « یآ ایهاالذین آمنوا کتب علیکم اﻠﺼﻴﭑم » ـ بزبان اشارت و بیان حکمت میگوید ـ ای شما که مؤمنانید! روزه که بر شما نبشته شد از آن نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود، فردا در بهشت خواهد تا مهمانان گرسنه بمهمانی برد که کریمان چون کسی را بمهمانی برند دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت بدل مهمانان شیرین تر بود. رب العالمین بهشت و هرچه در آنست مؤمنانرا آفرید که هیچیز از آن ویرا بکار نیست و بآن محتاج نیست.

پیر صوفیان دعوتی ساخت پس هیچکس نرفت، آن پیر دست برداشت گفت ـ بارخدایا اگر بندگان خود را فردا بآتش فرستی آن بهشت و آن نعیم بر کمال چون سفرهٴ من باشد! نوای سفره در آنست که خورنده بر سر آنست. آری! هرچه خزائن نعمت


p.494

است رب العالمین همه برای مؤمنان و خورندگان آفرید که خود نخورد، ازینجا گفت عز جلاله « الصوم لی ». قال بعضهم ـ یعنی الصمدیة لی لاآکل ولا اشرب ـ صمدیت مراست که نه خورم نه آشامم. و أنا اجزی به ـ روزه داران را خود پاداش دهم بی حساب، که ایشان موافقت ما طلب کرده‌اند از روی ناخوردن، و دوستی ما خواسته‌اند، که اول مقامی در دوستی موافقت است، اکنون میدان که چون موافقت تو مر فریشتگانرا بآمین گفتن در آخر سورة الحمد حاصل شود، گناه گذشته و آیندهٴ تو بیامرزند ـ چنانک در خبر است پس موافقت تو الله را بناخوردن، هرچند که ناخوردن تو تکلفی است و وقتی، ناخوردن الله صفتی است و ازلی، میدان که از آن چه شرف و کرامت بتو بازگردد در دل و دین.

و گفته‌اند ـ « الصوم لی » ـ اضافت روز با خود کرد تا دست خصمان از آن کوتاه کند، فردا در قیامت چون خصمان گرد تو برآیند، و عبادتهای تو بآن مظالم که در گردن داری بردارند، رب العالمین آن روزهٴ تو در خزینهٴ فضل خود میدارد، و خصمان ترا می گوید ـ این آن منست، شما را ور آن دستی نه ـ پس بعاقبت بتو بازدهد، گوید ـ این اضافت از بهر آن با خود کردم تا از بهر تو نگه دارم.

حکمتی دیگر گفته‌اند روزهٴ روزه دار را، یعنی تا خداوندان نعمت حال درویشان و گرسنگی ایشان بدانند و باایشان مواسات کنند، ازاینجا بود که مصطفی را از اول یتیم کرد تا یتیمانرا نیکو دارد، پس غریب کرد تا غریبی خود یاد آورد، و بر غریبان رحمت کند، و بی مال کرد ویرا تا درویشانرا فراموش نکند.

باتو در فقر و یتیمی ما چه کردیم از کرم
تو همان کن ای کریم از خلق خود با خلق ما
مادری کن مر یتیمانرا بپرورشان بلطف
خواجگی من سائلانرا طمعشان گردان وفا

روزهٴ عامه مؤمنان بزبان شریعت شنیدی، اکنون روزه جوانمردان طریقت بزبان اهل حقیقت بشنو، و ثمره و سرانجام آن بدان : ــ چنانک تو تن را بروزه داری و از طعام و شراب بازداری، ایشان دلرا بروزه درآرند، و از جمله مخلوقات بازدارند. تو از بامداد تا شبانگاه روزه داری، ایشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند، میدان روزهٴ تو یک روز است، میدان روزهٴ ایشان یک عمر. یکی پیش شبلی درآمد شبلی او را گفت ـ


p.495

تحسن ان تصوم الابد؟ ـ تو توانی که روزهٴ‌ابد داری؟ گفت این چون باشد؟ شبلی گفت ـ همه عمر خویش یک روز سازی و بروزه باشی و پس بدیدار خدای بگشائی.

خداوندان یافت و جوانمردان طریقت گفته‌اند که ـ صوموالرؤیته وافطروالرؤیته ـ این‌ها از روی اشارت کنایت از حق است جل جلاله، بسا فرقا که میان روزه داران بود، فردا آنکس که بنفس روزه داشت شراب سلسبیل و زنجبیل بیند از دست فریشتگان و ولدان، چنانک گفت « ویسقون فیها کأسا کان مزاجها زنجبیلا ». و آنکس که بدل روزه داشت شراب طهور گیرد، در کأس محبت بر بساط قربت از ید صفت، چنانک گفت « وسقاهم ربهم شرابا طهورا ». شراب و ای شراب. شرابی که هرکه از آن جرعهٴ چشید جانش در هوای فردانیت بپرید، شرابی که ازآن بوی وصل جانان آید، گر دوصد جان در سر آن کنی شاید، شرابی که مهر جانان برآن مهر نهاده، همه مهرها درآن یک مهر بداده، همه آرزوها در آن آرزو بینداخته، دو جهان و نیز دل و جان بامید آن باخته، پیر طریقت گفت : ـ الهی! ما را برین درگاه همه نیاز روزی بود که قطرهٴ از آن شراب بر دل ما ریزی؟ تا کی ما را برآب و آتش بر هم آمیزی؟ ای بخت ما! از دوست رستخیزی!

« شهر رمضان .. » ـ الآیة أی أتاکم شهر رمضان ـ میگوید اینک ماه رمضان اقبال کرد بر دوستان، ماهی که هم بشوید هم بسوزد : بشوید بآب توبه دلهای مجرمان، بسوزد بآتش گرسنگی تنهای بندگان. اشتقاق ـ رمضان ـ از ـ رمضاء ـ است یا از ـ رمض ـ اگر از ـ رمضاء ـ است آن سنگ گرم باشد که هرچه سنگ گرم بر آن نهند بسوزد، و اگر از ـ رمض ـ است باران باشد که بهرچه رسد آنرا بشوید. مصطفی را پرسیدند که رمضان چه باشد؟ گفت ـ ارمض الله فیه ذنوب المؤمنین و غفرها لهم . انس مالک گفت ـ از رسول خدا شنیدم که گفت ـ « هذا رمضان قد جاء، تفتح فیه ابواب الجنة و تغلق فیه ابواب النار، و تغل فیه الشیاطین، من ادرک رمضان فلم یغفرله فمتی؟ » و قال صلعم ـ « لو اذن الله للسموات والارض ان تتکلما لبشرتا صوام رمضان بالجنة ». ای مسکین که قدر این نعمت نمی دانی، هرکجا در عالم نواختی است و شرفی در کنار


p.496

تو نهادند، و تو از آن بی خبر، اسلام که از همه ملتها برتر است و بهتر دین تو آمد، قرآن که از همه کتابها عزیزتر است کتاب تو. مصطفی که سید ولد آدم است و چشم و چراغ مملکت، و پیشرو جهانیان در قیامت رسول تو، کعبه که شریفترین بقعهاست قبلهٴ تو، ماه رمضان که از همه ماهها فاضلتر است و شریفتر ماه تو و موسم معاملت تو، ماهی که در آن ماه معاصی مغفور و شیاطین مقهور بهشت درو آراسته، و درها گشاده و درهای دوزخ درو بسته، و بازار مفسدان درو شکسته، و اعمال مطیعان باخلاص پیوسته، و گناهان گذشته و آلودگی نبشته و در آن سوخته.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت ـ اگر الله خواستی که امت احمد را عذاب کند ماه رمضان بایشان ندادی، و نه سورة « قل هو الله احد ». خداوندان معرفت را اینجا رمزی دیگر است : گفتند ـ رمضان ازآن گفتند ـ که رب العزة دراین ماه دلهای عارفان از غیر خود بشوید، پس بمهر خود بسوزد، گه در آتش دارد گه در آب، گه تشنه و گه غرقاب، نه غرقه سیراب و نه تشنه را خواب. و زبان حال ایشان میگوید .

گر بسوزد گوبسوزو ور نوازد گو نواز
عاشق آن به کو میان آب و آتش دربود
تا بدان اول بسوزد پس بدین غرقه شود
چون زخود بی خود شود معشوقش اندربربود

اینست که پیر طریقت گفت : حین سئل عن الجمعیة ـ فقال ـ ان یقع فی قبضة الحق، و من وقع فی قبضة الحق، احترق فیه والحق خلفه.

در عشق تو بی سریم سرگشته شده
وز دست امید ما سر رشته شده
مانند یکی شمع بهنگام صبوح
بگداخته و سوخته و کشته شده


_