Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
39 الزمر بیست و سوم 8

p.398

قوله : « امن هو قانت آنآءاللیل ساجدا وقائما.. » ــ القنوت ــ القیام بآ داب الخدمة ظاهرا و باطنا من غیر فتور و لاتقصیر یحذر العذاب الموعودفی الآ خرة ویر جواالثواب الموعود. صفت قومی است كه پیوسته بر درگاه الله در مقام خدمت باشند، بوقت نماز نهاد ایشان بكلیت عین تعظیم گردد و از خجل گناه همواره با سوز و حسرت باشند. یكی از بزرگان دین گفته : فرمانهای الله بزدگ باید داشت، نه پیدا كه قرب الله در كدام فرمانست و از منهیات جمله پرهیز باید كرد، نه پیدا كه بعد الله در كدام نهی است. و گفته‌اند : فرمان الله بكار داشتن از دو وجه است : یكی بحكم عبودیت، یكی بحكم محبت، و حكم محبت بر تر است از حكم عبودیت، زیرا كه محب پیوسته درآرزوی آن باشد كه دوست او را خدمتی فرماید، پس خدمت وی همه اختیاری بود، هیچ اكراهی دران نه، منت پذیرد و هیچ منت بر نهادن و گوش بمكافات داشتن نه. باز خدمتی كه از روی عبودیت رود دران هم اختیار بود هم اكراه ؛ هم ثواب جوید هم مكافات طلبد، این مقام عابدان است و عامهٴ مؤمنان و آن صفت عارفان است و منزلت صدیقان، هرگز كی برابر باشد این بنعمت فانع شده و از ر از ولی نعمت باز مانده و آن بحضرت رسیده و در مشاهدهٴ دوست بیاسوده.

پیر طریقت گفت : من چه دانستم كه پاداش بر روی دوستی تاش است، من همی پنداشتم كه مهینه خلعت پاداش است، كنون دریافتم كه همه یافتها دریافت دوستی لاش است.


p.399

« قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون » ــ علم سه است : علم خبری و علم الهامی و علم غیبی، علم خبری گوشها شنود، علم الهامی دلها شنود، علم غیبی جانها شنود. علم خبری بظاهر آید تا زبان گوید، علم الهامی بدل آید تا بیان گوید علم غیبی بجان آید تا وقت گوید. علم خبری بروایت است، علم الهامی بهدایت است، علم غیبی بعنایت است. علم خبری را گفت : « فاعلم انه لااله الا الله »، علم الهامی را گفت : « ان الذین او توا العلم من قبله »، علم غیبی را گفت : « رعلماه من لدنا علما ». وورای این همه علمی است كه وهم آدمی بدان نرسد و فهم ازان درماند، و ذلك علم الله عزوجل بنفسه علی حقیقته، قال الله : « ولا یحیطون به علما »..

جنید را گفتند : این علم از كجا میگوئی؟ گفت : اگر از « كجا » بودی پرسیدی.

« قل یا عبادی الذین آمنوا اتقوا ربكم… » ــ این خطاب با قومی است كه مراد نفس خویش بموافقت حق بدادند و رضای الله بهوای نفس برگزیدند تا صفت عبودیت ایشانرا درست گشت، ورب العالمین رقم اضافت برایشان كشید كه : « یا عبادی ». مصطفی علیه الصلوة والسلام گفت : « من مقت نفسه فی ذات الله آمنه الله من عذاب یوم القیمة » . بویزید بسطامی گوید : اگر فردای قیامت مرا گویند كه آرزوئی كن، گویم : آرزوی من آنست كه بدوزخ اندرآیم و این نفس را برآتش عرض كنم كه در دنیا ازو بسیار بپیچیدم و رنج وی كشیدم. النفس مرآئیة فی الاحوال كلها منافقة فی اكثر احوالها مشركة فی بعض احوالها. خبائث نفس بسیار است و بیهوده های وی نهمار است، با دنیا آرام گیرد، بحرام شتابد. از معصیت نیندیشد و آنرا خرد دارد، بطاعت كاهلی كند، در خدمت عجب آرد و ریاء خلق جوید، این خصلتها همه آنست كه بیم زوال ایمان در آنست. بنده آنگه در صفت عبودیت درست آید كه در خدمت خود را مقصر بیند تا عجب نیارد، دنیا بچشم فنا بیند تا باوی نیارامد، خلق بچشم عاجزی نگرد تا از ریا آمن گردد، نفس را دشمن گیرد تا با وی موافقت نكند، و خویشتن را بحقیقت بنده داند تا پای از بندبندگی بیرون ننهد، چون این صفات در وی موجود گشت ؛ ثمرهٴ وی آن بود كه رب القزة


p.400

گفت : « للذین احسنوا فی هذه الدنیا حسنة » ــ در دنیا او را صحت و عافیت بود ؛ ثنای نیكو و ذكر پسندیده ؛ نور دل افزوده و سیمای صالحان یافته، و در عقبی باین دولت و منزلت رسیده كه : « لهم غرف من فوقهاغرف مبنیة ». آمنین من تكدرالصفوة والاخراج من الجنة، قال الله عزوجل : « وهم فی الغرفات آمنون ». مؤمن از خاك برخاسته و از شمار پرداخته و از دوزخ رسته و در بهشت آمن نشسته، از عذاب قطعیت رسته و با وصال دوست آرامیده، همه راحت بیند شدت نه، همه اكرام بیند اهانت نه، همه شادی بیند اندوه نه، همه عز بیند مذلت نه، همه جوانی بیند پیری نه، همه زندگی بیند مرگ نه، همه رضا بیند سخط نه، دیدار بیند حجاب نه. مصطفی علیه الصلوة و السلام گفت : « من یدخل الجنة ینعم لایبوس و لاتبلی ثیابه و لایفنی شبابه ینادی مناد : ان لكم ان تصحو افلاتسقموا ابدا و ان لكم ان تحیوا فلاتمو توا ابدا وان لكم ان تشبوا فلا تهرموا ابدا وان لكم ان تنعموا فلاتبؤسوا ابدا ».

قوله : « وعدالله لا یخلف الله المیعاد » ــ وعدالمطیعین الجنة و لامحالة لایخلفه و وعدالتآئبین المغفرة ولا محالة یغفر لهم و وعدالمریدین القاصدین الوجود و الوصول و اذا لم تقع لهم فترة فلا محالة یصدق وعده.

قوله : « الم تر ان الله انزل من السمآء مآء فسلكه ینابیع فی الارض… » ــ الاشارة فی هذه الآیة الی الانسان یكون طفلا ثم شابا ثم كهلا ثم شیخا ثم یصیر الی ارذل العمر ثم آخره یخترم، ویقال : ان الزرع مالم یأخذ بالجفاف لایؤخذ منه الحب الذی هوالمقصود منه كذلك الانسان مالم یخل من نفسه لایكون له قدر ولاقیمة.


p.399
قرآن مجید ۱۷-۶۵ :فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا قرآن مجید ۳۹-۱۰ :قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ