p.413
نزلا
» ، نور دل بلقاء دوست رساند، لقوله : «
وجوه یومئذ ناضرة
الی ربها ناظرة
».
كسی كه در دنیا این سه نور یافت هم در دنیا او را سه خلعت دهند : اول مهابت تا از وی شكوه دارند بی آنكه از وی بیم دارند، دوم حلاوت تا او را جویند بی آنكه باری سببی دارند، سوم محبت تا او را دوست دارند بی آنكه باوی نسبتی دارند.
پیر طریقت
گفت : آن مهابت و حلاوت و محبت ازان است كه نور قرب در دل او تا بانست و دیده وری دوست دیدهٴ دل او را ععیانست.
قوله : «
فویل للقاسیة قلوبهم من ذكرالله
» ــ بدانكه این قسوة دل از بسیاری معصیت خیزد و بسیاری معصیت از كثرت شهوات خیزد، و كثرت شهوات از سیری شكم خیزد.
عایشهٴ
صدیقه
گوید : اول بدعتی كه بعد از
رسول خدا
در میان خلق پدید آمد سیری بود، نفسهای خود را سیری دادند تا شهوتهای اندرونی و بیرونی سربرزد و سركشی در گرفتند.
ذوالنون مصری
گوید : هرگز سیر نخوردم كه نه معصیتی كردم.
بوسلیمان دارائی
گوید : هرانكس كه سیر خورد دروی شش خصلت پدید آید از خصال بد : یكی حلاوت عبادت نیابد، دیگر حفظ وی دریاد داشت حكمت بد شود، سوم از شفقت بر خلق محروم ماند ؛ پندارد كه همه همچون وی سیراند، چهارم شهوات بر وی زور كند و زیادت شود، پنجم طاعت و عبادت الله بر وی گران شود، ششم چون مؤمنان گرد مسجد و محراب گردند ؛ وی همه گرد طهارت گردد.
و در خبر است از
مصطفی
علیه الصلوة والسلام گفت كه دلهای خویش را زنده گردانید باندك خوردن و پاك گردانید بگرسنگی تا صافی و نیكو شود.
و گفت : هر كه خویشتن را گرسنه دارد دل وی زیرك شود و اندیشهٴ وی عظیم.
شبلی
گفت : هیچ وقت گرسنه نه نشستم كه نه در دل خود حكمتی و عبرتی تازه یافتم
و قال
النبی (ص)
: « افضلكم عندالله اطولكم جوعا و تفكرا وابغضكم الی الله كل اكول شروب نؤم، كلوا و اشربوا فی انصاف البطون فانه جزء من النبؤة ».
«
الله نزل احسن الحدیث كتابا متشابها مثانی…
» ــ روندگان در راه شریعت و حقیقت دو گروهاند، گروهی مبتدیان راه اند «
تقشعر منه جلودالذین یخشون ربهم
»