p.485
غرور فروخته.
اكنون دیدهٴ عقل بر گمار و بگوش هوش این بدای تهدید بشنو، اگر سمع پند شنو داری.
|
تا كی از دارالغروری سوختن دارالسرور
|
|
|
تا كی از دارالفراری ساختن دارالقرار
|
|
در جهان شاهان بسی بودند كز گردون ملك
|
|
|
تیرشان پروین گسل بود وسنان جوزا گذار
|
|
بنگرید اكنون بنات النعش و اراز دست مرگ
|
|
|
نیزه هاشان شاخ شاخ و تیرهاشان تار تار
|
|
سر بخاك آورد امروز آنك افسر بوددی
|
|
|
تن بدوزخ برد امسال آنك گردون بود پار
|
مؤمن آل فرعون
ایشان را پند نیكو داد و نصیحت تمام كرد، لكن چه سود كه نه سمع نصیحت شنو داشتند نه دل پندپذیر، چنانك رب العزة فرمود : «
ونصحت لكم و لكن لاتحبون الناصحین
» «
ولاینفعكم نصحی ان اردت ان انصح لكم ان كان الله یریدان یغویكم
».
كسی كه در وهدهٴ نبایست افتاد و حكم ازل در سابقهٴ قسمت بغوایت و ضلالت او برفت ؛ پند و اعظان او را چه سود دارد و نصیحت نیك مردان از كجا دل وی گیرد.
لاجرم آن بیگانگان و بدبختان چون سخن وی شنیدند خشم بر خشم بیفزودند و قصد قتل وی كردند، وی بگریخت، از میان قوم با كوه شد و در حرم نماز و عبادت شد، رب العالمین سباع و وحوش بیابان بر انگیخت تا گرد وی در آمدند و دشمن از وی دفع كردند.
در تفسیر آوردهاند كه
فرعون
از خاصگیان خود جمعی را فرستاد تا او را بیارند و سیاست كنند، آن جمع چون بروی رسیدند او را در نماز یافتند و سباع را دیدند که پاس وی میداشتند،رعبی عظیم در دل ایشان آمد، بترسیدند، چون آن حال دیدند و باز گشتند ؛ فرعون آن جمع را همه سیاست كرد، ورب العزة
مؤمن آل فرعون
راخلاص داد ، ازیشان ایمن كرد، اینست كه رب العالمین فرمود : «
فوقیه الله سیآت ما مكرواوحاق بآل فرعون سوء العذاب
».
هر انكس كار خود بكلیت خود بكلیت بحق بفویض كند و حق راجل جلاله