Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
40 المؤمن بیست و چهارم 8

p.484

قوله تعالی : « وقال الذی آمن یاقوم… » الآیة ــ تمامی سخن مؤمن آل فرعون است، نزیدك فرعون سخن بحق گفت و مصطفی علیه الصوة والسلام فرمود : « افضل الجهاد كلمة حق عندامیر جآئر »، زبان موعظت بگشاد و ایشان را پند بلیغ داد گفت : « یا قوم انما هذه الحیوة الدنیا متاع » ــ این دنیا پلی گذشتنی است و بساطی در نوشتنی، مرتع و لافگاه مدعیان و بی سرمایگان، مجمع و بارگاه بی خطران و بی حاصلان. صد هزاران تخت و رخت ملوك بینی بر خاك افكنده، صد هزاران تاج تا جداران بتاراج برداده، در هر زاویه‌یی از خط عنبرین جوانان خرمنی نهاده، در هر گوشه‌یی از گیسوی مشكین عروسان خر گاهی زده، و تو مسكین بی باك وار بر سراین خاكستان ویران قرار گرفته، و عاشق وار حلقهٴ غلامی دنیا در گوش كرده و آن سرای سرور باین سرای


p.485

غرور فروخته. اكنون دیدهٴ عقل بر گمار و بگوش هوش این بدای تهدید بشنو، اگر سمع پند شنو داری.

تا كی از دارالغروری سوختن دارالسرور

تا كی از دارالفراری ساختن دارالقرار
در جهان شاهان بسی بودند كز گردون ملك

تیرشان پروین گسل بود وسنان جوزا گذار
بنگرید اكنون بنات النعش و اراز دست مرگ

نیزه هاشان شاخ شاخ و تیرهاشان تار تار
سر بخاك آورد امروز آنك افسر بوددی

تن بدوزخ برد امسال آنك گردون بود پار

مؤمن آل فرعون ایشان را پند نیكو داد و نصیحت تمام كرد، لكن چه سود كه نه سمع نصیحت شنو داشتند نه دل پندپذیر، چنانك رب العزة فرمود : « ونصحت لكم و لكن لاتحبون الناصحین » « ولاینفعكم نصحی ان اردت ان انصح لكم ان كان الله یریدان یغویكم ». كسی كه در وهدهٴ نبایست افتاد و حكم ازل در سابقهٴ قسمت بغوایت و ضلالت او برفت ؛ پند و اعظان او را چه سود دارد و نصیحت نیك مردان از كجا دل وی گیرد. لاجرم آن بیگانگان و بدبختان چون سخن وی شنیدند خشم بر خشم بیفزودند و قصد قتل وی كردند، وی بگریخت، از میان قوم با كوه شد و در حرم نماز و عبادت شد، رب العالمین سباع و وحوش بیابان بر انگیخت تا گرد وی در آمدند و دشمن از وی دفع كردند. در تفسیر آورده‌اند كه فرعون از خاصگیان خود جمعی را فرستاد تا او را بیارند و سیاست كنند، آن جمع چون بروی رسیدند او را در نماز یافتند و سباع را دیدند که پاس وی میداشتند،رعبی عظیم در دل ایشان آمد، بترسیدند، چون آن حال دیدند و باز گشتند ؛ فرعون آن جمع را همه سیاست كرد، ورب العزة مؤمن آل فرعون راخلاص داد ، ازیشان ایمن كرد، اینست كه رب العالمین فرمود : « فوقیه الله سیآت ما مكرواوحاق بآل فرعون سوء العذاب ». هر انكس كار خود بكلیت خود بكلیت بحق بفویض كند و حق راجل جلاله


p.486

وكیل و كار ران خود شناسد ؛ الله تعالی كار وی بسازد و شغل دو جهان او را كفایت كند، اینست مقام مؤمن آل فرعون كه رب العزة حكایت از وی میفرماید كه فرمود : « و افوض امری الی الله » ــ معنی تفویض كار با خداوندكار گذاشتن است در سه چیز : در دین و در قسم و در حساب خلق. اما تفویض در دین آنست كه تكلف خود در هرچه الله ساخت نیامیزی و چنانك ساختهٴ وی میگردد با آن می سازی و تفویض در قسم آنست كه ببهانهٴ دعا باحكم او معارضه نكنی و باستقصاء طلب یقین خود را متهم نكنی. و تفویض در حساب خلق آنست كه اگر ایشان را بربدئی بینی آنرا شقاوت نشمری و بترسی ؛ و اگر بر نیكئی بینی آنرا سعادت نشمری و امید داری و برظاهر هر كس فروآئی و بصدق ایشانرا مطالبت نكنی، و یقرب من هذا حدیث ابی هریرة قال : سمعت رسول الله (ص) یقول : « ان رجلین كانافی بنی اسرائیل متحابین احدهما مجتهد فی العبادة و الآخركانه یقول مذنب فجعل المجتهد یقول : اقصر اقصر عما انت فیه، قال فیقول : خلنی و ربی، قال حتی وجده یوما علی ذنب استعظمه فقال : اقصر، فقال : خلنی و ربی ابعثت علی رقیبا، فقال : والله لایغفرالله لك ابدا و لایدخلك الجنة ابدا، قال : فبعث الله الیهما ملكا فقبض ارواحهما فاجتمعا عنده فقال للمذنب : ادخل الجنة برحمتی، وقال للآخر : اتستطیع ان بخطر علی عبدی رحمتی. فقال : لایارب، قال : اذهبوابه الی النار » قال ابوهریرة : والذی نفسی بیده لتكلم بكلمة اوبقت دنیاه و آخرته.

« ان الذین یجادلون فی آیات الله بغیر سلطان اتیهم… » ــ گفته‌اند این مجادلان داعیان بدعت اندومنكران صفات حق، و این مجادلت اقتحام متكلفان است و خوض معترضان و جدال مبتدعان و تأویل جهمیان و ساختهٴ اشعریان و تزویر فلسفیان و قانون طبایعیان. در هر عصری قومی فرادید آمدند چون غیلان قدری و بشر مریسی و شیطان الطاق و ابن ابی داود و جهم صفوان و عمر وعبید و امثال ایشان كه صفات حق را منكر شدند و دین قدیم بگذاشتند و كتاب و سنت سست دیدند و رای و قیاس محكم داشتند، مقصود ایشان آنست كه كتاب وسنت باز پس دارند و معقول فرا پیش، این آرزوی بزرگ است كه در دل دارند و هرگز نخواهند رسید باین آرزوی خویش « ان فی صدورهم


p.487

الاكبر ماهم ببالغیه » ــ میگوید كه دو امام است و دو طریق شاید كه دو سرای است و دو فریق، مذهب سنیان آنست كه « وما ینطق عن الهوی » ، و مذهب مبتدعان آنست كه فرعون گفت : « مااریكم الامااری ». ضامن ایشان رای است و ضامن ما خدای است، مصطفی مارا پیشوای والله ره نمای است، و فرعون و ابلیس ایشانرا پیشوای و دوزخ سرای است، هرگز كی یكسان باشند : نابینا از حق و بینا بحق. هرگز كی چون هم باشند : رونده در روشنائی سنت و مانده در تاریكی بدعت. اینست كه رب العالمین فرمود : « وما یستوی الاعمی و البصیر و الذین آمنوا و عملواالصاحات و لاالمسیء » ای ــ مایستوی المؤمن و الكافر و لاالمربوط بشهوته كالمبسوط بصفوته ولاالمجذوب بقربته كالمحجوب بعقوبته ولاالمجدود بسعادته كالمر دود بشقاوته. قال الشاعر .

ایها المنكح الثریا سهیلا
عمرك الله كیف یلتقیان
هی شامیة اذا ما استقلت
وسهیل اذا استقل یمان (١)


p.485
قرآن مجید ۴۰-۴۵ : فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ
p.486

قرآن مجید ۴۰-۵۶ : إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
p.487

١- اين دو بيت از عمر بن ابى ربيعه متوفى ٩٣ هجرى است.