p.101
الهی یادت چون کنم که من خود همه یادم ، من خرمن نشان خویش فراباد نهادم.
الهی یادی و یادگاری و دریافتن خود ، یاری.
معنی دعوی صادقانی ، فروزندهٴ نفسهاء دوستانی ، آرام دل غریبانی ، چون در میان جان حاضری ، از بی دلی میگویم که کجائی.
جانرا زندگی میباید ، توآنی.
بخود ، از خود ترجمانی.
بحق تو بر تو ، که ما را در سایهٴ غرور ننشانی و بعز وصال خود رسانی.
|
اذا کنت قوت النفس ثم هجرتها
|
|
فلم تلبث النفس التی انت قوتها
|
|
جان و جهانم توئی و گرت نبینم
|
|
یکسر بد روز باد جان و جهانهم.
|
«حم والکتاب المبین ،
انا انزلناه فی لیلة مبارکة
» این شب مبارک بقول بیشتر مفسران ، شب نیمهٴ شعبان است ، آنرا مبارک خواند از بهر آنکه پر خیر و پر برکت است.
همه شب داعیانرا اجابت است ، سائلانرا عطیت است ، مجتهدان را معونت است ، مطیعان را مثوبت است ، عاصیانرا اقالت است ، محبان را کرامت است.
همه شب درهای آسمان گشاده ، جنات عدن و فرادیس اعلی درها باز نهاده ، ساکنان جنة الخلد بر کنگرهها نشسته ، ارواح انبیا و شهداء درعلیین فراطرب آمده ، همه شب نسیم روح ازلی ، از جانب قربت ، بدل دوستان میدمد و باد کرم از هواء فردانیت بر جان عاشقان میوزد و از دوست خطاب میآید : هل من سائل فاعطیه ؟
هل من مستغفر فاغفرله ؟
ای درویش بیدار باش در این شب که همه بساط نزول بیفکنده و گل وصال جانان در باغ رازداری شکفته ، نسیم سحر مبارک ، بهاری و ارمیدمد ، و پیغام ملک برمزی باریک و برازی عجیب میگوید : «
الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله
»
و انشدوا :
|
الم یأن للهجران ان یتصرما
|
|
وللعود غصن البان ان یتضرما
|
|
وللعاشق الصب الذی ذاب و انحنی
|
|
الم یأن ان یبکی علیه و یرحما
|
وفی بعضی الاثار : عجبا لمن آمن بی کیف یتکل علی غیری ، لوانهم نظروا الی لطائف بری ماعبد و اغیری.
ای عجب کسی که مارا شناخت باغیر ما آرام چون گیرد.
کسی که مارا یافت با دیگری چون پردازد.
کسی که رنگ و بوی وصال و یاد ما دارد ، دل دررنگ و بوی دنیا چون بندد.