Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
44 الدخان بيست و پنجم 9

p.100

قوله تعالی « بسم الله الرحمن الرحیم ». بنام او که آئین زبان ما ذکر او ، قوت دل ما مهر او ، بنام او که شاهد جان ما نظر او ، روح روح ما یاد او ، مبارک آنکس که مونسش نام او ، عزیز آنکس که همراهش یاد او ، وشاد آندل که در آن دل مهر او ، آباد آن زبان که بر آن زبان ذکر او ، آزاد آنکس که بود وی در بند او ، بزرگوار آن نفس که برامید دیدار او.


p.101

الهی یادت چون کنم که من خود همه یادم ، من خرمن نشان خویش فراباد نهادم. الهی یادی و یادگاری و دریافتن خود ، یاری. معنی دعوی صادقانی ، فروزندهٴ نفسهاء دوستانی ، آرام دل غریبانی ، چون در میان جان حاضری ، از بی دلی میگویم که کجائی. جانرا زندگی میباید ، توآنی. بخود ، از خود ترجمانی. بحق تو بر تو ، که ما را در سایهٴ غرور ننشانی و بعز وصال خود رسانی.

اذا کنت قوت النفس ثم هجرتها
فلم تلبث النفس التی انت قوتها
جان و جهانم توئی و گرت نبینم
یکسر بد روز باد جان و جهانهم.

«حم والکتاب المبین ، انا انزلناه فی لیلة مبارکة » این شب مبارک بقول بیشتر مفسران ، شب نیمهٴ شعبان است ، آنرا مبارک خواند از بهر آنکه پر خیر و پر برکت است. همه شب داعیانرا اجابت است ، سائلانرا عطیت است ، مجتهدان را معونت است ، مطیعان را مثوبت است ، عاصیانرا اقالت است ، محبان را کرامت است. همه شب درهای آسمان گشاده ، جنات عدن و فرادیس اعلی درها باز نهاده ، ساکنان جنة الخلد بر کنگره‌ها نشسته ، ارواح انبیا و شهداء درعلیین فراطرب آمده ، همه شب نسیم روح ازلی ، از جانب قربت ، بدل دوستان میدمد و باد کرم از هواء فردانیت بر جان عاشقان میوزد و از دوست خطاب میآید : هل من سائل فاعطیه ؟ هل من مستغفر فاغفرله ؟ ای درویش بیدار باش در این شب که همه بساط نزول بیفکنده و گل وصال جانان در باغ رازداری شکفته ، نسیم سحر مبارک ، بهاری و ارمیدمد ، و پیغام ملک برمزی باریک و برازی عجیب میگوید : « الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله » و انشدوا :

الم یأن للهجران ان یتصرما
وللعود غصن البان ان یتضرما
وللعاشق الصب الذی ذاب و انحنی
الم یأن ان یبکی علیه و یرحما

وفی بعضی الاثار : عجبا لمن آمن بی کیف یتکل علی غیری ، لوانهم نظروا الی لطائف بری ماعبد و اغیری. ای عجب کسی که مارا شناخت باغیر ما آرام چون گیرد. کسی که مارا یافت با دیگری چون پردازد. کسی که رنگ و بوی وصال و یاد ما دارد ، دل دررنگ و بوی دنیا چون بندد.


p.102

از تعجب هر زمان گوید بنفشه کی عجب

هر که زلف یار دارد چنگ چون درما زند

« فیها یفرق کل امر حکیم » تنزل النسخة من السماء لمایحصل فی السنة من اقسام الحوادث. شب نیمهٴ شعبان را نامهاست : شب براة گویند و شب نسخة ، شب فرق ، شب عرض . هرکه از این شب تا دیگر سال از دنیا رفتنی است ، نسخت آن از لوح محفوظ بردارند و بعز رائیل دهند ، گویند این شغل تو است تا دیگر سال. هرچه خسف و مسخ بود ، سیاسات و بلیات و انواع عذاب ، نسخت کنند و ب جبرئیل دهند ، گویند این کار تو است تا دیگر سال. هرچه نعمت و راحت و روزی بندگان بود نسخت کنند و ب میکائیل دهند ، هرچه عز و مرتبت و اقبال و دولت بود نسخت کنند و ب اسرافیل دهند و ذلک قوله : ــ « انا کنانستنسح ما کنتم تعملون » گفته‌اند در میان فرشتگان ، فرشته‌ای حلیم تر و رحیم تر و مهربانتر از میکائیل نیست و فرشته‌ای مهیب تر و با سیاست تر از جبرئیل نیست.

در خبر است که روزی هر دو مناظره کردند ، جبرئیل گفت : مرا عجب آید که با این همه بی حرمتی و جفا کاری خلق ، رب العزة بهشت از بهر چه میآفرید . میکائیل گفت مرا آن عجب میآید که با آن همه فضل و کرم ورحمت که الله را بر بندگان است دوزخ از بهر چه میآفرید . از حضرت عزت و جناب جبروت ندا آمد که : احبکما الی احسنکما بی ظنا ، از شما هر دو ، آنرا دوست تر دارم که بمن ظن نیکوتری برد یعنی میکائیل ، که رحمت بر غضب فضل می نهد و قد قال الله عزوجل ، ان رحمتی سبقت غضبی. عایشهٴ صدیقه گفت : شب نیمهٴ شعبان رسول خدا درحجره و نوبت من بود ، درمیانهٴ شب او را نیافتم ، بخاطر من گذشت ، مگر بدیگر حجره‌ای از حجره‌های زنان خود رفته ، با خویشتن بر نامدم . برخاستم بطلب وی بیرون شدم ، او را در سجده یافتم ، سر بر سجود نهاده و میفرماید :

اعوذ بعفوک من عقابک ، اعوذبرضاک من سخطک ، اعوذ بک منک ، لااحصی ثناء علیک. انت کما اثنیت علی نفسک.

این چند کلمت اشارت است بمنازل و مراتب راه روان سوی حق ، روشی از روی همم ، نه از روی قدم. رسول خدا اول نظارهٴ فعل کرد فرمرد : اعوذ بعفوک


p.103

من عقابک. آنگه از این مقام درگذشت ، نظارهٴ صفت کرد ، فرمود : اعوذ برضاک من سخطک ، آنگه از صفت درگذشت ، نظارهٴ ذات کرد فرمود : اعوذبک منک ، آنگه از صفات خود مجرد گشت ، فرمود : لااحصی ثناء علیک ، آنگه فردا نیت حق جل جلاله یاد کرد ، فرمود : انت کما اثنیت علی نفسک. اول مقام استدلال است. دیگر مقام افتقار. سوم مقام مشاهدة. چهارم مقام حیوة. پنجم مقام فناء.

بروایتی دیگر عایشه گفت : رأیت النبی(ص) فی لیلة النصف من شعبان ساجدا یدعو ، فنزل جبرئیل ، فقال : ان الله عزوجل قداعتق من النار اللیلة بشفاعتک ثلث امتک. فزاد النبی فی الدعآء. فنزل جبرئیل فقال : ان الله یقرئک السلام و یقول اعتقت نصف امتک من النار. فزاد النبی فی الدعاء ، فنزل جبرئیل وقال : ان الله اعتق جمیع امتک من الناربشفاعتک ، الا من کان له خصم حتی یرضی خصمه. فزاد النبی فی الدعاء ، فنزل جبرئیل عندالصبح و قال : ان الله تعالی قد ضمن لخصماء امتک ان یرضیهم بفضله و رحمته ، فرضی النبی (ص) وقال : ان لله تعالی عتقاء من النار فی لیلة النصف من شعبان بعدد شعور غنم بنی کلاب (۱) . وفی روایة انس بن مالک رضی الله عنه قال : بعثنی النبی الی عایشه ، فقلت لها اسرعی ، فانی تر کت رسول الله (ص) یحدثهم بحدیث لیلة النصف من شعبان ، فقالت یا أنس اجلس حتی احد ثک عن لیلة النصف من شعبان ، قالت کان لیلة النصف من شعبان لیلتی ، فجاء النبی(ص) حتی دخل معی فی لحاف ، فانتبهت من اللیل فلم اجده قلت ذهب الی جاریته ماریة القبطیة ، قالت : فخر جت و مررت بالمسجد فوقعت رجلی علیه و هوساجد و هویقول : سجدلک خیالی و سوادی و آمن بک فؤادی و هذه یدی التی جنیت بها علی نفسی ، فیا عظیم هل یغفر الذنب العظیم الاالرب العظیم ، اغفرلی الذنب العظیم ، ثم رفع رأسه ، فقال : اللهم هب لی قلبا تقیا نقیا من الشرک بریا ، لا کافرا و لاشقیا. ثم عاد فسجد فقال : اقول لک کما قال اخی داود ، اعفروجهی فی التراب لسیدی و حق لسیدی ان تعفرالوجوه لوجهه. ثم قال یا حمیراء اما تدرین ماهذه اللیلة ؟ هذه لیلة النصف من شعبان ، ان لله فی هذه اللیلة عتقاء من النار بعدد شعر غنم کلب . قالت : قلت یا نبی الله ، و مابال غنم کلب


p.104

قال : لیس الیوم فی العرب قوم اکثر غنما منهم ، لااقول منهم سته نفر : مد من خمر ولاعاق لوالدیه و لامصر علی زنا و لامصارم و لامصور و لافتات.

و روی مجاهد عن علی بن ابی طالب قال قال رسول الله (ص) : یا علی من صلی مائة رکعة فی لیلة النصف من شعبان فقرأفی کل رکعة بفاتحة الکتاب مرة وقل هوالله احد ، عشر مرات. قال النبی (ص) : یا علی ما من عبد یصلی هذه الصلوة الاقضی الله عز و جل له کل حاجة طلبها تلک اللیلة ، قال و یبعث الله عزوجل سبعین الف ملک یکتبون له الحسنات و یمحون عنه السیآت و یرفعون له الدرجات الی رأس السنة.

قال و یبعث الله عز و جل فی جنات عدن سبعین الف ملک او سبع مأة الف یبنون له المدائن و القصور و یغرسون له الاشجار مالاعین رأت و لا اذن سمعت و لاخطر علی قلب المخلوقین ، و ان مات من لیلته قبل ان یحول الحول ، مات شهیدا. قال : و یعطیه الله بکل حرف من قل هوالله احد فی لیلته تلک ، سبعین حورآء.


p.103
۱- درنسخهٴ ج : کلب