Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
44 الدخان بيست و پنجم 9

p.116

قوله : « و لقد اختر ناهم علی علم علی العالمین » اخترناهم علی علم بمحبّة قلوبهم لنامع کثرة ذنوبهم فینا، واخترناهم علی علم مما نودع عندهم من اسرارنا و نکاشفهم به من حقائق حقنا. هرچند که نزول این آیة علی الخصوص، مؤمنان بنی اسرائیل راست، اما از روی فهم، بر طریق اشارت، تشریف فرزند آدم است علی العموم، و تفضیل ایشان بر همهٴ آفریدگان، چنانکه جای دیگر فرمود : « و لقد کرّمنا بنی آدم »، میگوید ایشانرا که بر گزیدیم نه بغلط گزیدیم، که بعلم پاک گزیدیم (۱) و بدانش تمام دانستیم که از همهٴ آفریدگان سزاء گزیدن ایشانند از آن گزیدیم. اختیار ما بعلم و ارادت ماست بی علت، نواخت مابفضل و کرم ماست بی سبب، آنرا که خواهیم، گزینیم و نوازیم و کس را بر فعل ما چون و چرانه، و آنرا که خواهیم، رانیم و سوزیم و بر حکم ما اعتراض نه.

آنروز که دائرهٴ تکوین برین شخص کاین کشید، خطاب کرد که شخصی میآفرینم که هرگز چنین نیافریده‌ام ، نه آنکه در قدرتم مستحیل است، لکن غیرت، عنان قدرت فرو گرفت، عبارت این آمد که : « والز مهم کلمة التقوی و کانوا احق


p.117

بها و اهلها ». ای جوانمرد در قدرت چون ما را صد هزار آفریدن بلحظتی روا است، اما از روی محبت و غیرت نه رواست، زیرا که سرّ محبت بی کیفیت، علی الخصوص ماراست، « یحبّهم و یحبّونه الله ولی الذین آمنوا »، کدام خلعت ما را نداد کدام تشریف که ما را ارزانی نداشت، کدام لطف که درجریدهٴ کرم بنام ما ثبث نکرد.

مقرّبان درگاه عزت و ساکنان حضرت جبروت، انگشت تحیر در دهان تعجب گرفته، که شگرف کاری و عجب حالی که خا کیانرا بر آمد. نواختگان لطف اواند، بر کشیدگان عطف اواند، عارفان بتعریف اواند، مشرّفان بتشریف اواند، و اصلان بایصال اواند، نازان بوصال اواند. نرگس روضهٴ جود ایشانند، سرو باغ وجود ایشانند، حقهٴ درّحکمت ایشانند، نورحدقهٴ عالم قدرت ایشانند، خالق بی نظیر یکی است و مخلوق بی نظیر ایشانند، احسن الخالقین یکی است، احسن المخلوقین ایشانند. « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم » عالم و آدم نبود، عرش و لوح و قلم نبود، بهشت و دوزخ نبود، که ایشانرا بی ایشان حدیث محبت بود که « یحبّهم و یحبّونه ».

سقیاً بمعهدک الذی لولم یکن
ما کان قلبی للصبابة معهداً

ای جوانمرد توسل بندگان بدو ، هم باحسان قدیم اوست.

حسن بن سهل وزیر مامون بوده است، روزی یکی بروی درآمد، حسن ویرا نمی شناخت، گفت : تو کیستی؟ آن مرد گفت : اناالذی احسنت الیّ عام کذا، من آنم که تو بامن در فلان سال احسان کردی. حسن گفت : مرحباً بمن توسّل الینابنا، مرحبا بکسی که باحسان ما بما وسیلت جست، پس آنگه بفرمود، تا او را صلهٴ دادند و بنواختند. همین است حال درویشان و مؤمنان که بحق جل جلاله وسیلت میجویند، هم باحسان قدیم وی میجویند.

اّن ابتداء العرف مجد باسق
وَالمجد کل المجدفی استتمامه
هذاالهلال یروق ابصارالوری
حسناً ولیس کحسنه لتمامه

الهی بعنایت ازلی تخم هدی کشتی، بر سالت انبیا آب دادی، بمعونت و توفیق رویانیدی، بنظر و احسان خود ببر آوردی، از لطف تو درمی خواهم که سموم قهر


p.118

از آن بازداری و باد عدل بروی نجهانی، کشتهٴ عنایت ازلی را برعایت ابدی مدد کنی. « و آتیناهم من الآیات مافیه بلاء مبین » ابتلا هم بالرخاء و البلاء، فطالبهم بالشکر عندالرخاَء و الصبر عندالبلاء. آدمی گهی خستهٴ تیر بلاست، گهی غرقهٴ لطف و عطا. حق جل جلاله از وی تقاضاء شکر میکند بوقت راحت و نعمت، و تقاضاء صبر میکند در حال بلا و شدت. مصطفی (ص) قومی را دید از انصار ، گفت : شما مؤمنانید، گفتند آری مؤمنانیم، گفت نشان ایمان شما چیست. گفتند بر نعمت شکر کنیم و در غضب صبر کنیم و بقضاءالله راضی شویم. گفت ؛ مؤمنون و رب الکعبة. « أهم خیرام قوم تبّع و الذین من قبلهم اهلکناهم، انهم کانوا مجرمین »، ای صنادید قریش وای رؤساء کفر که پیغامبر ما را دروغ زن میگیرید (۱) و بعد اوت وی برخاسته‌اید و دین اسلام بازی میشمرید و از بطش و قهر ما ایمن نشسته‌اید، خبر ندارید که ما با کفار پیشین و اعداء دین که سروران کفر و ضلالت بودند و پیشروان شرک وغوایت بودند چه کردیم؟. وبسطوت و نقمت خویش چون دمار از ایشان بر آوردیم، آنک آن نمرود لعین ، آن مردود شقی، که عالم از کفر و استکبار خود پر کرد پشهٴ ضعیف را فرستادیم تا سزاء وی در کنار او نهاد و آن دیگر، فرعون طاغی یاغی که دعوی خدائی کرد و نعرهٴ « اناربکم الاعلی » زد، پاره‌ای چوب از حضرت خود فرستادیم تاقدر وی بوی نمود و دریا را فرمان دادیم (۲) تا او را در چنگ قهر خود گرفت. و آن دیگر اصحاب فیل که قصد خانهٴ ما کردند و بر ساز و عدّت و آلت خود اعتماد ساختند، مرغکی چند ضعیف فرستادیم، تادمار از ایشان برآورد. و علی هذا قوم تّبع و قوم نوح و قوم لوط و عاد و ثمود و امثال ایشان که از شما قویتر بودند و از شما باسازتر و جهاندارتر بودند، چون بر ما عصیان و کفران آوردند و تحیر و تمرد نمودند، نگر که ایشانرا ببطش خویش چون کم آوردیم و از جهان بر انداختیم و نام و نشان ایشان محو کردیم، شما نیز اگر همان کنید که ایشان کردند، همان بینید که ایشان دیدند. امروز عذاب و هلاک و استیصال، و فردا حمیم و زقّوم، فذلک قوله تعالی : « ان شجرة الزّقوم طعام الاثیم ، کالمهل یغلی فی البطون کغلی الحمیم ».


p.116
۱- کلمهٴ گزيديم ظاهراً اضافت ناروای ناسخ است و جملهٴ صحيح چنين است : بعلم باک و دانش تمام دانستيم .
p.118

۱- در نسخهٴ الف و ج : ميگيرند . ۲- در نسخهٴ الف : داد