p.172
این آیت فرستاد که : فاصبر ولا تستعجل صبر کن یا
محمد
براذی و طعن مشرکان و مشتاب بعذاب و عقوبت ایشان.
اقتدا کن به برادران خویش پیغامبران گذشته، ایشان که بر رنجها و مکروههای قوم خویش صبر کردند، چون دانستند که آن همه حکم ماست بر آن شکوی و ضجرت ننمودند. تو همان کن یا
محمد
که ایشان کردند، «
فبهدیهم اقتده
»
نمی دانی که نامی از نامهای من صبوراست.
صبور اوست که بعقوبت نشتابد.
یمهل و لایهمل مهلت دهد، اما مهمل فرو نگذارد.
بندهٴ مؤمن چون اعتقاد کرد که حق جل جلاله صبور است باید که صبر معتصم و متمسک خود سازد تا ایمان وی بیفزاید.
مصطفی
گفت : الصبر نصف الایمان والیقین، الایمان کله.
صبر یک نیمهٴ ایمانست و یقین همهٴ ایمان.
مقام صبر مقام عابدان است و مقام یقین مقام عارفان.
مصطفی
(ص)
ابن عباس
را گفت : ان استطعت ان تعمل لله فی الرضا والیقین فافعل و الاففی الصبر علی ماتکره خیر کثیر.
اول او را بر یقین خواند که مقام مهین است و همگی ایمان است.
پس گفت اگر طاقت نداری و بدین مقام نرسی قدم برمقام صابران ثابت دارد که در صبر خیرهاء فراوانست.
«
انما یوفی – الصابرون اجر هم بغیر حساب
».
بزرگی را پرسیدند که معنی صبر چیست.
گفت تجرع البلوی من غیر دعوی زهر بلا چشیدن و آنگه از دعوی دم در کشیدن.
الصبر اسرار المحنة و اظهارالمنة، و صبر نهان داشتن محنت است و آشکارا کردن نعمت.
پیر طریقت
گفت : الهی دوستان تو سران و سرهنگاناند بی گنج و خواسته، توانگراناند بنام درویشاناند و توانگران جهان خود ایشانند.
دردها دارند و از گفتن آن بی زبانند.
|
ای بسا در حقهٴ جان غیورانت که هست
|
|
|
نعرههای سر بمهر از درد بی فریاد تو
|
|
حسن را بنیادی افکندی چنان محکم که نیست
|
|
|
جز «
و یبقی وجه ربک
» نقش بر بنیاد تو.
|