p.185
همه را هست کرد در این سرای بلا و امتحان.
پس بحکمت اختلاف او کند(۱) میان ایشان، یکی گریان، یکی خندان، یکی شادان یکی باغم و احزان، یکی نواختهٴ فضل، آراستهٴ معرفت و ایمان، یکی خستهٴ عدل آلودهٴ کفر و طغیان، فردا برستاخیز همه را جمع کند.
آدمیان و پریان همه را جزا دهد بکردار ایشان، مؤمنانرا احسان و رضوان و غفران، کافرانرا انکال و اغلال، زقوم و قطران.
رب العالمین در ابتداء این سورة هر دو گروه را یاد کرد و مآل و مرجع ایشان پیدا کرد، فرمود :
«
الذین کفر و اوصدّ و اعن سبیل الله اضل اعمالهم
.
والذین آمنو او عملواالصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد و هوالحق من ربهم کفّر عنهم سیئآتهم و اصلح بالهم
»
فردا برستاخیز هر که سر از خاک حسرت برآرد چنان بر آرد که بخاک فرو شده.
المؤمن علی ایمانه و المنافق علی نفاقه، یکی را میارند با هزاران کرامت و انواع لطافت.
طیلسان سعادت بر کتف مفاخرت افکنده و ایمان و معرفت و اخلاص گرد بر گرد مرکب او درآمده و دست درفتراک دولت او زده و این منشور اقبال درپیش او داشته که : « سیهدیهم و یصلح بالهم و یدخلهم الجنة عرّفها لهم ».
یکی را در ضحضاح ظلمت نفس خود بمانده کفران و طغیان و عصیان گرد او درآمده و در عرصات سیاست این ندا برو زده که :
«
و الذین کفروا فتعسالهم واضل اعمالهم
»
بندهٴ مؤمن اگر او را خود این شرف بودی و این کرامت که رب العزة میفرماید : « ذلک بان الله مولی الذین آمنوا وان الکافرین لامولی لهم ».
او را شرف تمام بودی که میفرماید جل جلاله من یار مؤمنانم و کافرانرا نه.
من دوست مؤمنانم و کافرانرا نه.
دوست کافران طاغوت است که در دنیا او را پرستیدند و دوست داشتند چنانک فرمود :
«
و الذین کفر و اولیاؤ هم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات
»
نتیجهٴ دوستی و پرستش طاغوت آنست که در دنیا ایشانرا از نور معرفت باظلمت کفر برد تا در عقبی از روشنائی بهشت با تاریکی دوزخ افتادند.
کافرانرا چنین فرمود که «
اولیاؤ هم الطاغوت
».
و مؤمنانرا فرمود : « نحن اولیاؤ کم فی الحیوة الدنیا و فی الاخرة »