p.284
جهانیانش باز برد.
پس او را قربی دهد حقیقی تا از آب و گلش باز برد.
از شاهد بنده میکاهد و از شاهد خود، میافزاید تا چنانکه در اول خود بود در آخر هم خود باشد علائق منقطع و اسباب مضمحل و رسوم باطل، حدود متلاشی و اشارت متناهی و عبارت منتفی و خبر منمحی و حق یکتا بحق خود باقی ، «
والله خبر وابقی
».
|
رأیت حبی بعین قلبی
|
|
فقال من انت قلت انتا
|
|
انت الذی حزت کل حد
|
|
بمحو این فاین انتا
|
قوله : « اذ یتلقی المتلقیان عن الیمین و عن الشمال قعید » در خبر است که این دو فریشته که بربنده موکلاند چون بنده نشسته باشد یکی از سوی راست حسنات وی مینویسد ، یکی از سوی چپ سیئات وی مینویسد. چون بنده بخسبد یکی برسر بالین وی بیستد ، یکی بر قدمگاه و او را نگاه میدارند.
چون بنده در راه میرود ، یکی از پیش میرود و یکی از قفا و آفات از وی دفع میکنند.
و گفتهاند – فریشتهٴ حسنات هر روز و شب ایشانرا بدل کنند و دو دیگر فرستند و حکمت درین آنستکه : تافردا گواهان طاعات و حسنات وی بسیار باشد و فرشتهٴ سیئات بدل نکنند تاعیب وی جز آن یک فرشته نداند.
نظیر این در قرآن : «
قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم
» اسرفوا مجمل گفت سر بسته بی تفصیل، ای
جبرئیل
تو وحی میگزار که اسرفوا و بتفصیل مدان که چه کردند.
ای
محمد
تو وحی میخوان که اسرفوا و مدان که چه کردند.
کریما، خداوندا، رحیما، پادشاها نخواست که
جبرئیل
گناه بنده بداند و رسول معصیت او بخواند ، کی روا دارد که شیطان بنده را از درگاه وی براند.
قوله :
«
ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید
».
فریشتهٴ دست راست فریشتهٴ فضل است و قریشتهٴ دست چپ فریشتهٴ عدل و چنانک فضل بر عدل سالار است فریشتهٴدست راست بر فریشتهٴ دست چپ سالار است.
ای فریشتهٴ دست راست، تو امیر باش هر حسنتی ده مینویس.
ای فریشتهٴ دست چپ تو رعیت باش.
جز آنکه فریشتهٴ دست راست گوید منویس.
چون بنده معصیت کند فریشتهٴ دست راست گوید – هفت روز بگذار و منویس مگر عذری بخواهد و توبه کند.
این همه چیست نتیجهٴ یک حکم که در ازل کرد ــ « سبقت رحمتی غضبی ».