p.327
در آمدند و مرا نیز گرفته و میکشیدند، گفتم – چه بودست، گفتند – پسر رئیس
جبله
سه روز گذشت تاناپدید است و اکنون جامهٴ وی با شما می بینیم.
پس ما را بردند پیش رئیس و از حال پسر پرسید ما قصهٴ وی بگفتیم از او تا آخر چنانک بود.
آن رئیس بگریست و روی بآسمان کرد ، گفت ــ الحمدالله که ازصلب من کسی بیامد که شایستهٴ درگاه تو بود.
پیرطریقت
گفت : ای باری ببر و هادی بکرم، فروماندم درحیرت یک دم آن دم کدام است.
دمی که نه
حوا
در آن گنجد نه
آدم
.
گر من آن دم بیابم چون من کیست، بیچاره زندهای که بی نفسش میباید زیست. همه خلق زنده از مرده میراث برد مگر این طائفه که مرده از زنده میراث برد.
این مردگی آنست که
مصطفی
(ص)
از
ابوبکر صدیق
نشان داد که – من اراد ان ینظر الی میت یمشی علی وجه الارض فلینظر الی
ابی بکر
.
«
وما خلقت الجن والانس الالیعبدون
» و الذین سخطت علیهم فی آزالی و ربطتهم الیوم بالخذلان فیما کلفتهم الیوم من اعمالی و خلقت النار لهم بحکم الهیتی و وجوب حکمی فی سلطانی ما خلقتهم الا لعذابی و انکالی والله اعلم.