p.421
و گفتهاند – بحرین اینجا خوف و رجاست عامه مسلمانانرا ، وبحر قبض وبسط خواص مؤمنان را ، وبحر هیبت وانس انبیا را وصدّیقانرا.
از بحر خوف و رجا گوهر زهد ورع بیرون آید و از بحر قبض وبسط گوهر فقر و وجد آید و از بحر هیبت و انس گوهر فنا روی نماید تا در منازل بقاء بیاساید.
اینست که گفت ــ «
یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان
».
قوله : «
کلّ من علیها فان
ویبقی وجه ربک ذو الجلال والا کرام
» همانست که جای دیگر فرمود ــ «
ما عند کم ینفد وما عندالله باق
».
و
مصطفی
(ص)
فرمود – فآثروا ما یبقی علی ما یفنی.
دنیا دارالغرور است و عقبی دارالسرور.
دنیا دارالفنا و عقبی دارالبقا.
نسیم عقل بمشام آنکس نرسید که فانی بر باقی بر گزیند ، دارالسرور بگذارد و دارالغرور عمارت کند.
گر مملکت عالم و ملکت بنی
آدم
در زیر نگین تو نهند و مفاتیح خزائن دنیا بجملگی ترا دهند ، چون عاقبت آن فناست دل برونهادن ، خطاست.
بشنو این چند حکمت از وصایای حکیمان و نصیحت بزرگان :
بگفتار – از کردار کفایت کردن کار مغرورانست.
برمایهٴ دیگران اعتماد نمودن حرفت مفلسانست.
بجامهٴ عاریتی نازیدن عادت بطّالان است.
بخلعت دیگران شاد بودن سیرت بی خردان است.
جفا کردن و وفا طمع داشتن فعل زرّاقانست.
« یسئله من فی السموات والارض » ، مؤمنان دو گروهاند : عابداناند و عارفان ، سؤال هریکی برقدر همت او و نواخت هر یکی سزاء حوصلهٴ او.
عابد همه ازو خواهد ، عارف خود او را خواهد.
احمد بن ابی الحواری
حق را بخواب دید که گفت جل جلاله – یا
احمد
کلّ الناس یطلبون منی الا
ابایزید
یطلبنی.
عالمیان همه از ما میخواهند
وبویزید
خود ما را میخواهد.