Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
55 الرحمن بيست و هفتم 9

p.434

قوله : « ولمن خاف مقام ربه جنتان ».

نعیم باقی و ملک جاودانی و قرب حضرت الهی کسیرا بود که درهمه حال از الله ترسد و احوال و اهوال رستاخیز همواره پیش چشم خویش دارد.

خوف و خشیت چراغ دل است و زمام نفس و ریاضت روح و تازیانهٴ حق و حصار دین.

تخم خوف صبر است و آب آن ورع و ثمرهٴ آن نجات.

یقول الله تعالی ــ « وخافونی ان کنتم مؤمنین ».

مالک دینار گفته : ولی که در و خوف بود علامتش آنست که خاطر را از حرمت پر کند و اخلاق مهذب گرداند و اطراف بادب دارد.

بوالقاسم حکیم گفته که – ترس ازخالق دیگراست و ترس از مخلوق دیگر. هرکه از مخلوق ترسد از وی بگریزد و هر که از خالق ترسد با وی گریزد.

یقول الله تعالی : « ففروا الی الله ».

ترس از الله با شهوات دنیا به نسازد (۱) هر که اسیر شهوات گشت ترس ازدل وی رخت برداشت و در دست دیو افتاد تا بهردری که خواهد او را میکشد.

در آثار بیارند که یحیی زکریا صلوات الله علیهما بر ابلیس رسید و بر دست ابلیس بندها دید از هر جنس و هر رنگ. گفت – ای شقی، این چه بندهاست که دردست تو می بینم، گفت – این انواع شهوات فرزند آدم است که ایشانرا باین دربندم آرم و برمراد خویش میدارم. گفت ــ یحیی زکریا را هیچ بندداری که او را بآن بند در حکم خود آری... گفت – نه که او را از ما معصوم داشته‌اند و دست ما بدو نرسد


p.435

گفت – آخر از وی هیچیز شناسی که بان دروی طمع کنی؟ گفت – نه مگریک چیز – هرگه که طعام سیر خورد گرانی طعام او را ساعتی از نماز و ذکرالله مشغول دارد.

یحیی گفت – ازخدای عزوجل پذیرفتم و با وی عهد بستم که هرگز طعام سیر نخورم.

در خبر است که – هرکه اندک خورد و صوف پوشد چنانک بلقمه‌ای و خرقه‌ای (۱) از دنیا قناعت کند ، تفکر در دل وی پدید آید و از تفکر حکمت زاید و حکمت چون خون درباطن وی روان گردد. وآنکس که طعام بسیار خورد از تفکر بازماند و دل وی سخت گردد. والقلب القاسی بعید من الله بعید من الجنة قریب من النار.

« ولمن خاف مقام ربه جنتان ومن دونهما جنتان » ترسندگانرا و اندوهگنانرا چهاربهشت است : دوبهشت زرین و دوبهشت سیمین مصطفی (ص) از این چهار بهشت خبر داده و گفته – جنتان من فضة آنیتهما و ما فیهما و جنتان من ذهب آنیتهما و ما فیهما ، وما بینهم و بین ان ینظرواالی ربهم الارداء الکبریاء علی وجهه فی جنة عدن.

ترسی باید که روزگار مرد همه عین اندوه گرداند. چون اندوه پدید آمد آفتاب محبت حق جز بردل وی نتابد که – ان الله یحب کل قلب حزین.

عالمیان قدر اندوه ندانستند ، اندوه بگذاشتند و براه نفس بیرون شدند و شادی و طرب اختیار کردند.

اگر بجملگی روی بعالم اندوه نهادندی ، بهر میلی که در بادیهٴ اندوه رفتندی جز حدقهٴ کروبیان و روحانیان قدمگاه ایشان نبودی.

چهرهٴ ترس و صورت اندوه فردا پیدا آید که قیامت بازار خویش برسازد. هرنفسی که بترسی بر کشیده باشند نوری گردد. و هرقدمی که باندوهی برداشته باشند مرکبی شود که مسافت سرای رضوان بآن مرکب قطع کنند.

عالمیان همه در عتاب و حساب رستاخیز باشند. واندوه خوارگان بر بساط انس درخیمهٴ « وهو معکم » با حق درمناجات باشند که یکی ازایشان را نیز از بهشت یاد نیاید.


p.436

قوله تعالی : « بسم الله الرحمن الرحیم » ای – نامی که بهرجائی قدم زنی و بهر کوئی قدم نهی و رنگ کس نگیری و همه را برنگ خود برآری.

بر ملکوت گذر کردی ملک و ملائکه زیر و زبر کردی. بدیوان دیوان رسیدی لشکر تلبیس ابلیس را هزیمت کردی. بمیدان سلطان درآمدی، سرسروران و گردن کشان را بچنبر طاعت آوردی. ببازار راغبان دنیا برآمدی، ساکنان دکان رغبت را برانگیختی. هنگامها مخلوقات را تاراج کردی. بجمع عاشقان رسیدی نعرهٴ عاشقان بعیوق رسانیدی. از کنشت و کلیسا، مسجد و صومعه ساختی. ببت کده آمدی بت را با بت گر بسجود آوردی. در عقبهٴ عاقبت بی حرمتانرا « لا بشری » و حرمت داران را « لا تخف » شنوانیدی.

تو آنی که در حجرهٴ تنگ و تاریک لحد چراغ معرفت و توحید دوستانرا افروزی. در قیامت زبانهٴ آتش و زبانیهٴ دوزخ را از کویندهٴ خود باز داری. بنور خود نائرهٴ « نارالله الموقدة » بنشانی ، اینست که دوزخ بندهٴ مؤمن را گوید : جز یا مؤمن فقد اطفأ نورک لهبی :

قوله : « اذا وقعت الواقعة » معناه – اذکر یا محمد ــ « اذا وقعت الواقعة ». یاد کن ای محمد آنروز که افتادنی بیفتد. قیامت را واقعه فرمود ۱ از زودی که بیفتد


p.434
۱- در نسخهٴ ج : بنسازد . قرآن مجید ۳-۱۷۵ : إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
p.435

۱- در نسخهٴ ج : بلقمهٴی و خرقهٴی