p.435
گفت – آخر از وی هیچیز شناسی که بان دروی طمع کنی؟
گفت – نه مگریک چیز – هرگه که طعام سیر خورد گرانی طعام او را ساعتی از نماز و ذکرالله مشغول دارد.
یحیی
گفت – ازخدای عزوجل پذیرفتم و با وی عهد بستم که هرگز طعام سیر نخورم.
در خبر است که – هرکه اندک خورد و صوف پوشد چنانک بلقمهای و خرقهای
(۱)
از دنیا قناعت کند ، تفکر در دل وی پدید آید و از تفکر حکمت زاید و حکمت چون خون درباطن وی روان گردد.
وآنکس که طعام بسیار خورد از تفکر بازماند و دل وی سخت گردد.
والقلب القاسی بعید من الله بعید من الجنة قریب من النار.
«
ولمن خاف مقام ربه جنتان
–
ومن دونهما جنتان
» ترسندگانرا و اندوهگنانرا چهاربهشت است : دوبهشت زرین و دوبهشت سیمین
مصطفی
(ص)
از این چهار بهشت خبر داده و گفته – جنتان من فضة آنیتهما و ما فیهما و جنتان من ذهب آنیتهما و ما فیهما ، وما بینهم و بین ان ینظرواالی ربهم الارداء الکبریاء علی وجهه فی جنة عدن.
ترسی باید که روزگار مرد همه عین اندوه گرداند.
چون اندوه پدید آمد آفتاب محبت حق جز بردل وی نتابد که – ان الله یحب کل قلب حزین.
عالمیان قدر اندوه ندانستند ، اندوه بگذاشتند و براه نفس بیرون شدند و شادی و طرب اختیار کردند.
اگر بجملگی روی بعالم اندوه نهادندی ، بهر میلی که در بادیهٴ اندوه رفتندی جز حدقهٴ کروبیان و روحانیان قدمگاه ایشان نبودی.
چهرهٴ ترس و صورت اندوه فردا پیدا آید که قیامت بازار خویش برسازد.
هرنفسی که بترسی بر کشیده باشند نوری گردد.
و هرقدمی که باندوهی برداشته باشند مرکبی شود که مسافت سرای رضوان بآن مرکب قطع کنند.
عالمیان همه در عتاب و حساب رستاخیز باشند.
واندوه خوارگان بر بساط انس درخیمهٴ «
وهو معکم
» با حق درمناجات باشند که یکی ازایشان را نیز از بهشت یاد نیاید.