p.470
نه پیدا که صنایع درطبایع نیکوتر یا تدبیر درتصویر شیرین تر.
میان آب لطیف و خاک کثیف چنین نگار چیست. چون نگارنده یکیست در کس کس این خوار چیست.
چندین غرائب و عجائب از قطرهٴ
(۱)
آب...
عاقل در نظارهٴ صنعت ، وغافل در خواب.
ای جوانمرد تا چند بدیدهٴ ظاهر بنشان شواهد نگری ، یکبار بدیدهٴ باطن بنشان لطائف نگر.
چنانستی که رب العزة فرمودی
(۲)
: عبدی رویت آراستم و دلت آراستم ، رویت آراستم از بهر نظارهٴ خلق.
دلت آراستم از بهر نظارهٴ خود رویت خلق ببیند و دلت من بینم.
برروی تو که نظاره گاه خلق است حد شریعت راندن روا نداشتم.
در دلت که نظاره گاه من است درد قطیعت رسانیدن کی روا دارم.
ما آن خداوندیم که درصفت قدرت ما هم آفریدن است ، هم میرانیدن
از آفریدن خبر داد که : «
ءانتم تخلقونه ام نحن الخالقون
».
از میرانیدن خبر داد که : «
نحن قدرنا بینکم الموت
».
در آفریدن صفات لطف نمودم. درمیراندن کمال قهر نمودم.
بیافریدم ، تاقدرت و لطف بینی ، بمیرانم ، تا سیاست و قهر بینی ، باز زنده گردانم تاهیبت و سلطنت بینی.
چون میدانی که قادر و تواناام ، حکیم وداناام.
و در توانائی و دانائی بی همتاام ، «
فسبّح باسم ربک العظیم
».
بپاکی مرا بستای و بیکتائی و بزرگواری مرا یاد کن تا فردا ترا در زمرهٴ مقربان « روح و ریحان » پیش آرم که من درازل حکم چنین کردهام و خود در کلام قدیم فرمودهام
(۳)
:
«
فاما ان کان من المقرّبین
–
فروح و ریحان و جنة نعیم
».
یکی از بزرگان دین گفته که ــ روح و ریحان هم دردنیاست وهم درعقبی.