Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
56 الواقعه بيست و هفتم 9

p.469

قوله : « أفرأیتم ما تمنون ءانتم تخلقونه ام نحن الخالقون ». حضرت حق جل جلاله و تقدّست اسمائه و تعالت صفاته ، درین آیت کریمه کلام قدیم ازلی اظهار قدرت خویش میکند بر عالمیان در آفرینش ایشان. تا بدانند که صانع بی علت او است ، کردگار بی آلت اوست قهار بی علت اوست غفار بی مهلت اوست. ستّار هرزلّت اوست.

خداوندی که بیافرید از آب ضعیف صورتی لطیف. بنمود صنعتی متین از نطفهٴ مهین. نقشهاء گوناگون راست کرده بکن فیکون. اعضاء متشاکل ، اضداد متماثل.

هرعضوی بنوعی ازجمال آراسته. نه برحد او فزوده نه از قدر او کاسته. هریکی را صفتی داده و در هریکی قوّتی نهاده.

حواسّ در دماغ ، بها درپیشانی ، جمال دربینی ، سحر در چشم ، ملاحت در لب ، صباحت درخد ، کمال حسن درموی ، حسد درجگر ، حقد درسپرز ، شهوت درعروق ، ایمان در دل ، محبت در سر ، معرفت درجان.


p.470

نه پیدا که صنایع درطبایع نیکوتر یا تدبیر درتصویر شیرین تر.

میان آب لطیف و خاک کثیف چنین نگار چیست. چون نگارنده یکیست در کس کس این خوار چیست. چندین غرائب و عجائب از قطرهٴ (۱) آب... عاقل در نظارهٴ صنعت ، وغافل در خواب.

ای جوانمرد تا چند بدیدهٴ ظاهر بنشان شواهد نگری ، یکبار بدیدهٴ باطن بنشان لطائف نگر.

چنانستی که رب العزة فرمودی (۲) : عبدی رویت آراستم و دلت آراستم ، رویت آراستم از بهر نظارهٴ خلق. دلت آراستم از بهر نظارهٴ خود رویت خلق ببیند و دلت من بینم.

برروی تو که نظاره گاه خلق است حد شریعت راندن روا نداشتم. در دلت که نظاره گاه من است درد قطیعت رسانیدن کی روا دارم.

ما آن خداوندیم که درصفت قدرت ما هم آفریدن است ، هم میرانیدن

از آفریدن خبر داد که : « ءانتم تخلقونه ام نحن الخالقون ».

از میرانیدن خبر داد که : « نحن قدرنا بینکم الموت ».

در آفریدن صفات لطف نمودم. درمیراندن کمال قهر نمودم.

بیافریدم ، تاقدرت و لطف بینی ، بمیرانم ، تا سیاست و قهر بینی ، باز زنده گردانم تاهیبت و سلطنت بینی.

چون میدانی که قادر و تواناام ، حکیم وداناام. و در توانائی و دانائی بی همتاام ، « فسبّح باسم ربک العظیم ». بپاکی مرا بستای و بیکتائی و بزرگواری مرا یاد کن تا فردا ترا در زمرهٴ مقربان « روح و ریحان » پیش آرم که من درازل حکم چنین کرده‌ام و خود در کلام قدیم فرموده‌ام (۳) :

« فاما ان کان من المقرّبین فروح و ریحان و جنة نعیم ».

یکی از بزرگان دین گفته که ــ روح و ریحان هم دردنیاست وهم درعقبی.


p.471

روح در دنیاست و ریحان در عقبی. روح آنست که دل بندهٴ مؤمن را بنظر خویش بیاراید تا حق از باطل واشناسد. آنگه بعلم فراخ کند تا دیدار قدرت در آن جای یابد. آنگه بینا کند تا بنور منت می بیند. شنوا کند تاپند ازلی می نیوشد. پاک کند تا همه صحبت او جوید. بعطر وصال خوش کند تا در آن مهر دوست روید. بنور خویش روشن کند تا از او باو نگرد. بصیقل عنایت بزداید تا در هرچه درنگرد او را بیند.

بنده چون برین صفت بسرای سعادت رود آنجا ریحان کرامت بیند. نسیم انس دمیده، زیر درخت وجود تخت رضا نهاده، بساط انس گسترده، شمع عطف افروخته. بنده ملک وار نشسته و دوست ازلی پرده بر گرفته بسمع بنده سلام رسانیده (۱) و دیدار ذوالجلال نموده.

« وامّا ان کان من اصحاب الیمین – فسلام لک من اصحاب الیمین »

اصحاب الیمین از سابقان و مقرّبان بمنزلت و مرتبت فروتراند عابدان‌اند ، عبادت از بهر آن میکنند تا بناز و نعیم بهشت رسند و عاملان‌اند ، در دنیا عمل میکنند تا در عقبی ثوات یابند و رب العزة میفرماید (۲) : « انا لا نضیع اجر من احسن عملاً ».

ما مزد نیکو کاران ضایع نکنیم و بهرچه طمع دارند از آن دولت مقیم و ملک کریم ایشانرا نومید نکنیم. مزدکارشان تمام دهیم. « فیو فیّهم اجورهم » و فضل خود برسر نهیم « و یزیدهم من فضله ».

ایشانراست مجالس آراسته و مساکن پیراسته ، انوار لطفها افروخته ، انواع عطرها سوخته ، غلمان و ولدان ، خدم و حشم بخدمت ایستاده ، ساقیان دل فریب جامهای شراب بردست نهاده ، مطربان شورانگیر نغمهای (۳) دلربای در گرفته.

هر یکی چون ملکی نشسته ، در غرف و شرف و ریاض و غیاض خویش برتخت عز تکیه زده ، تاج و لایت مرصع بجواهر عنایت برسرنهاده ، بربساط انبساط


p.472

از مشاهدهٴ مشهود داد بداده ، طوق جمال در گردن وصال قلاده کرده ، بتمجید و تحمید آواز برآورده و مولی جل جلاله پرده بر گرفته : مالا عین رأت و لا اذن سمعت و لاخطر علی قلب بشر نقد گشته،

بجلال عز بار خدای که مادر مهربان طفل گریان را چنان ننوازد که الله تعالی بندهٴ عاصی را نوازد بوقت عیان.


p.469
قرآن مجید ۵۶-۵۹ : أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ
p.470

۱- در نسخهٴ ج : قطرهٴی . ۲- در نسخهٴ ج : کفتی . ۳- در نسخهٴ ج : گفته . قرآن مجید ۵۶-۵۹ : أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ
p.471

۱- در نسخهٴ ج : بسمع بنده رسانيده . ۲- در نسخهٴ ج ميگويد . ۳- در نسخهٴ ج : نعمتهای و بدون ترديد صحيح نغمه ها است .