p.41
|
باش تا خاربن کوی ترا نرگس وار
|
|
دسته بندند و سوی مجلس سلطان آرند!
|
|
عاشقانت سوی تو تحفه اگر جان آرند
|
|
عرق سنگ، سوی چشمهٴ حیوان آرند!
|
«
وهو العزیز الحکیم
»کل واقف علی الباب بشاهد الطالب و لکنه عزیز لایدر که طالبوه ولا یعجزه هاربوه.
طالبان بامید ادراک، روی در بادیهٴ طلب نهاده .
عاشقان بطمع وصال، جان ودل هدف تیر بلا ساخته و حقیقت صمدیت و کمال احدیت عزیز است از ادراک بشر و منزه از دریافت عقل مختصر.
او جل جلاله همهٴ عالم را ببوئی و گفتگوئی خشنود کرده و قطرهای از جرعهٴ قدح عزت بکس نداده.
مرد در آینه مینگرد و صورت خویش در آینه می بیند پیش دیدهٴ خود از آنجا که ظاهر گمان است، گوید : دست فراز کنم و آن صورت را در قبضهٴ خود آرم.
هیهات، آن قربی است که عین بعد است.
اگر در طلب آن صورت برخیزد، عمر بپایان رسد و هرگز دست وی بدان نرسد و از وجود آن ذرهای نیابد .
|
در عشق تو صد هزار جانند بسر
|
|
رفتند و ندیدند ز وصل تو اثر
|
«
هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم
»الآیة ... اذا اراد الله نصرة قوم استاٴسد ارنبهم، و اذا اراد الله قهر قوم استرنب اسدهم.
چون الله تعالی قومی را بر دشمن نصرت دهد، روباه
(۱)
ایشان شیر شود؛ و قومی را که بر ایشان خذلان آرد و مقهور کند، شیر ایشان روباه گردد.
آن مدبران
بنی النضیر
بخصمی
(۲)
پیغامبر (ص)
برخاستند و پناه با حصارها بردند و از مکر و قهر الله ایمن نشستند«
فلا یاٴمن مکر الله الا القوم الخاسرون
»
لاجرم بطش جباری و قهاری روی بایشان نهاد تا بدست خویش خانهٴ خویش خراب کردند«
یخربون بیوتهم بایدیهم
»نخست دل و دین خویش از روی باطن خراب کردند، تا خرابی باطن بظاهر سرایت کرد، و خانهٴ خود نیز خراب کردند.
رب العالمین گفت :«
فاعتبروا یا اولی الابصار
»: ای زیرکان و دانایان و خردمندان اگر پند می پذیرید و عبرت میگیرید، جای پند پذیرفتن هست و جای عبرت گرفتن.
مؤمنان و مخلصان بتوفیق