Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
61 الصف بیست و هشتم 10

p.90

قولی تعالی: « بسم الله الرحمن الرحیم ». آورده‌اند که استاد بو علی مجلس میداشت، مقری آغاز کرد که « بسم الله » استاد گفت : ای باء بسم الله هرچند بر ازل آمدی بلاء ابد گشتی. بلائی که آنرا پایان نه و دردی که آن را درمان نه، آنگه گفت : ای یار بارم ده تا قصهٴ درد خود بتو بردارم. بر درگاه تو میزارم و در امید بیم‌آمیز می نازم، الهی وا پذیرم تا وا تو پردازم. یک نظر در من نگر تا دو گیتی بآب اندازم. این باء « بسم الله » درگاه عزت قرآن است، قرآن که خلایق را بار داد از درگاه باء « بسم الله » داد. نگر تا بحرمت فرار وی. و جز بعین تعظیم بننگری که اگر شرری از سیاست جلال با بحکم قهر بر لم یکن ثم کان مستولی گردد، بردابرد هزیمت از هفت آسمان و زمین بخیزد و هرچه سمت حدثان دارد بکتم عدم شود. و اگر از ضیاء و فسحت سدة بایک برق بصفت جمال بر عالم کون و فساد در ظهور آید، همه ظلمتها نور گردد، همه کفرها نوحید گردد، همه زنارها کمر عشق دین گردد.

یکروزه جمال خویش اگر بنمائی
پر نور شود ز ماه بر تا ماهی

« سبح لله ما فی السموات وما فی الارض وهو العزیز الحکیم » من اراد ان یصفوله تسبیحه فلیصف عن آثار نفسه قلبه، من اراد ان یصفو له فی الجنة عیشه فلیصف


p.91

عن اوضار الهوی دینه. عالمیان دو گروه اند : گروهی حیات ایشان بلطف و فضل حق و آسایش ایشان بتسبیح و ذکر حق. و گروهی حیات ایشان نشانهٴ عدل حق. و آسایش ایشان بحظ نفس. آنانکه اهل لطف و فضل اند، دلی دارند صافی و همتی عالی و سینه‌ای خالی، در او یادگار الهی. زبانشان باشهادت داده و دل با معرفت پرداخته و جان با محبت آمیخته و سر در الله گریخته و از صفات خود بیزار گشته. گفتند : هرچه صفت خودی است همه بند است، و هرچه بند است همه رنگ است، و هرچه رنگ است در راه مردان ننگ است .

آنکس که هزار عالم ز رنگ نگاشت
رنگ من و تو کجا خرد، ای نا داشت؟!

تسبیح و ذکر این گروه از معدن پاک برآید و بخداوند پاک رسد پذیرفته و پسندیدهٴ الله بود. کمال قال الله تعالی : « الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه » اما ایشان که نشانهٴ عدل حق باشند و حیات ایشان بحظ نفس بود، سینهٴ ایشان آلودهٴ شهوت بود و دل ایشان معدن فتنه بود و باطن ایشان خلاف ظاهر بود، نام ایشان در جریدهٴ منافقان بود، فعل ایشان خلاف قول بود، چنانکه رب العالمین گفت: « لم تقولون ما لا تفعلون ». بر قول ایشان که بر منافقان حمل کنند رب العالمین گفت : « کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون » سخت زشت است و ناکار و دشمن داشتهٴ الله گفتاری که کردار موافق آن نیاید و وعظی که واعط در عمل از آن بی نصیب بود .

لا تنه عن خلق و تأتی مثله
عار علیک اذا فعلت عظیم

و اوحی الله الی عیسی (ص) ی ابن مریم عظ نفسک فان اتعظت فعظ الناس والا فاستحی منی.

« ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا » مدح قومی اسن که در اعلاء کلمهٴ حق کوشند و از بهر اعزاز دین اسلام و حفظ بیضهٴ جماعت و ذب از حریم شرع مقدس با اعداء دین جهاد کنند، همانست که در آیت دیگر گفت : « هل ادلکم علی تجارة تنجیکم من عذاب الیم . » « تؤمنون بالله و رسول ه وتجاهدون فی سبیل الله باموالکم وانفسکم ». تجارت سودمند ایمانست و جهاد با اعداء دین. و اعداء دین


p.92

که جهاد ایشان مشروع است دو قسم اند : یکی ظاهر، یکی باطن. ایشان که ظاهر اند دو قوم اند : قومی کفار اند که بر ملت گبرکی و بت پرستی و جهودی و ترسایی و امثال ایشان، و قومی اهل بدعت اند، هفتاد و دو فرقت. چنانکه در خبر است، دشمنان باطن همچنین دو صنف اند : یکی لشگر شیاطین که بکید و سواس دست مکر ایشان گشاده، دیگر هواء نفس که بدست امانی در لباس غرور خود را بر تو جلوه میکند و در هلاک تو میکوشد، چنانکه رب العزة گفت : « واتیع هویه فتردی » آن کافر خرابی حصن اسلام خواهد، آن مبتدع ویرانی حصار سنت جوید، آن شیطان در تشویش ولایت دلت کوشد، آن هوای نفس زیر و زبری دین تو خواهد. حق جل جلاله ترا بر هر یکی از این دشمنان سلاحی داده تا او را بدان قهر میکنی. قتال با کافران بشمشیر سیاست است. با مبتدعان بتیغ برهان و حجت است. با شیطان بمداومت ذکر حق و تحقیق کلمت است. با هوای نفس بتیر مجاهده و سنان ریاضت است و اینست بهینه اعمال بنده، و گزیده طاعات رونده، چنانکه رب العزه گفت : « ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون » هر کرا توفیق رفیق بود و سعادت مساعد در تحصیل اعمال و تصفیت احوال درست آید تا از خزینهٴ رحمت خلعت مغفرت یابد و در مجامع انس شراب قدس بیند، چنانک رب العالمین گفت : « و مساکن طیبة فی جنات عدن ذلک الفوز العظیم ».


_