p.179
دولت دین بر فرق نهادند منشور عز او از حضرت این نام نویسند، و هر کرا داغ شقاوت بر جان نهادند، رقم خذلان او از حضرت این نام کشند.
داروگیر گشاد و بند نواحت و سیاست عز و مذلت همه نتیجهٴ قهر و لطف اوست، کونین و عالمنین همه ملک و ملک اوست.
اینست که رب العالمین گفت : «
تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شئ قدیر
»
ملک هژده
(۱)
هزار عالم بید اوست، سر همهٴ سروران در قبضهٴ تقدیر اوست، گردن همهٴ گردن افرازان در ربقهٴ تسخیر اوست، ناصیهٴ همهٴ جباران منقاد قهر جبروت اوست.
در خبر میآید که : « انا الملک قلوب الملوک، و نواصیهم بیدی اقلبها کیف اشاء »
ملک منم، پادشاه بر پادشاهان منم، اعزاز و اذلال بندگان در ید منست، دلهای عالمیان در قبضهٴ منست؛ چنانکه خواهم میگردانم و اسرار ایشان بر حسب مراد خود میرانم.
خواهم بخوانم و خندانم، خواهم برانم و بگریانم. ای شما که عالمیان اید، سینه بسبب ملوک مشغول مدارید و دل درویشان مبندید، دل در دین ما بندید توکل بر کرم ما کنید، روی بدرگاه طاعت ما آرید، دین پرست باشید تا دنیا شما را تبع شود. خدمت ملک الملوک کنید، تا ملوک جهان شما را خدمت کنند.
|
خدمت او کن مگر شاهان ترا خدمت کنند
|
|
|
چاکر او باش تا سلطان ترا گردد غلام.
|
ملک انسانیت جداست، و ملک دلها جدا، ملک جانها جدا.
انسانیت ملک در دنیا راند و دل ملک در آخرت راند، و جان ملک درعالم حقیقت راند.
ملک انسانیت اینست که : «
انما الحیوة الدنیا لعب و لهو وزینة
» و ملک دل اینست که : «
یحبهم و یحبونه
» و ملک جان اینست که : «
وجوه یومئذ
ناضرة
الی ربها
ناظرة
»
آن عزیز راه گوید : فردا که علم کبریای او بقیامت برآید
(۲)
که : «
لمن الملک
».
من از گوشهٴ دل خویش بدستوری او دری برگشایم و دردی از دردهای او بیرون دهم، تا گرد قیامت برآید و گوید : «
لمن الملک
».
اگر معترضی براه برآید، گویم : او که چون