p.233
بر سر بادیهٴ قیامت نهاده، عمرهای خلق بالا و پهنای آن سفرست.
– سالها چون منازل است، ماهها چون مراحل است، شب و روز بر مثال فرهنگ است، نفسها همچون گامها ؛ سفر دور و دراز ست، و عقبه تند و دشوارست، و مسافر غافل و کاهل و بیگارست.
دنیا چون درختی با سایه و نسیم است، آنکس که دل در سایهٴ درخت و منزلگاه بندد او مردی سلیم است .
|
هل الدنیا و مافیها جمیعا
|
|
سوی ظل یزول مع النهار؟
|
|
ما همچو مسافریم در زیر درخت
|
|
چون سایه برفت زود بردارد رخت
|
اینست که
مصطفی
(ص)
گفت : « ما مثلی و مثل الدنیا الاکراکب، نال فی ظل شجرة ثم راح و ترک »
گفتا : مثل ما با دنیا همچون مثل مردی است که در تابستان گرم از بیابانی تافته برآید درختی بیند با نسیمی خوش و سایهای تمام.
زمانی با نسیم و سایهٴ آن درخت بیاساید .
چون برآسود، پای در رکاب مرکب آرد و زود از آنجا رحیل کند و آن درخت را با نسیم و سایهٴ آن بگذارد و دل در آن نبندد و آن را ندیم خود نسازد.
ای مسکین کسی که مرکب او شب و روز بود، مراحل و منازل او سال و ماه بود، او را همیشه می برند اگرچه نمیرود، در آن حال که در خانه نشسته یا بر بستر گرم خفته می پندارد که ساکن است و این خطاست که شب و روز او را در حرکات دارد، بی خواست وی او را می رانند، بی تدبیر وی او را می برند، بی تاختن وی او را می تازانند .
|
من می نروم که می برندم ناکام
|
|
با چشم پر آب یار نادیده تمام
|
|
و من عجب الایام انک قاعد
|
|
علی الارض فی الدنیا و انت تسیر
|
|
فسیرک یا هذا کسیر سفینة
|
|
بقوم قعود و القلوب تطیر.
|