p.343
قوله تعالی : «
بسم الله الرحمن الرحیم
» بسم الله کلمة من ذکرها نال فی الدنیا والعقبی بهجته ومن عرفها بذل فی طلبه مهجته.
کلمة اذا استولت علی قلب عطلته عن کل شغل واذا واظب علی ذکرها عبد آمنته من کل هول. بنام او که بر پادشاهان پادشاه است
(۱)
و پادشاهی وی نه بحشم و سپاهست، دوربین و نزدیکدان و از نهان آگاهست.
بینا بهر چیز، دانا بهر کار، و آگاه بهر گاه است.
چه بانگ بلند او را، چه سر دل ؛ چه روز روشن، چه شب سیاهست.
بنام او که از لطف اوست که بمشتاق خود مشتاق است، و از نیک خدائی اوست کش بارهی خود عهد و میثاق است .
|
آب و گل را زهرهٴ مهر تو کی بودی اگر
|
|
|
هم بلطف خود نکردی در ازلشان اختیار؟!
|
اگر نه بلطف او بودی، که یارستی که ذکر او بخواب اندر بدیدن
(۲)
.
ورنه عنایت او بودی، کرا بودی بحضرت او رسیدن.
پیر طریقت
گفت – در مناجات خویش : « الهی کدام زبان بستایش تو رسد.
کدام خرد صفت تو برتابد؟ کدام شکر با نیکوکاری تو برابر آید.
کدام بنده بگزارد عبادت تو رسد.
ــ الهی از ما هر کرا بینی همه معیوب بینی، هر کردار که بینی همه با تقصیر بینی، با این همه نه باران بر می باز ایستد، نه جز گل کرم می روید.
چون با دشمن با سخط بچندین بری، پس سود پسندیدگان را چه اندازه و آئین محبانرا چه پایان.
مقام عارفان را چه حد.
و شادی دوستان را چه کران؟
«
و المرسلات عرفا
» رب العالمین جل جلاله و تقدست اسماوهٴ و تعالت صفاته درین آیات خود را بتوانائی و دانائی و مهربانی بخلق تعریف میکند و منتهای خود در